دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٠٢
| اوده جلد: ١٠ شماره مقاله:٤١٠٢ |
اَوَدْه، از جايگاههاي گسترش فرهنگ تشيع در شمال شبه قارة هند. نام
اوده برگرفته از نام شهر باستانى «آيودهيا» است كه پايتخت سرزمينى به
همين نام بود كه بعدها كُسالا ناميده شد. اوده زادگاه «راما» از اسطورههاي
مذهبى هندوان است (مجومدار، ٧٠ -٦٩ ؛ مهابهارت، ١/٣٧٤؛ راماين، ١/٦٤ - ٦٥؛
سالتوره، .(I/١٦١
سرزمين اوده بخش بزرگى از فلات آبرفتى شمال هند است كه بيش از ١٣٨ ،٥٣كم٢
وسعت دارد و در ٢٥ و ٣٤ تا ٢٨ و ٤٢ عرض شمالى و ٧٩ و ٤٤ تا ٨٣ و ٩ طول شرقى
قرار دارد. نپال در شمال، اللهآباد در جنوب، آگره در غرب، بنارس و گوركهپور
در شرق اوده قرار دارند. بجز ٤ رودخانة بزرگ گنگ، گومتى، گوگرا و راپتى،
رودخانههاي كوچكى نيز در اين سرزمين جريان دارد كه سرچشمة بيشتر آنها
هيمالياست. بخش وسيعى از اوده را جنگل مىپوشاند (ندوي، ٨؛ بريتانيكا، ؛
I/٧٥١ آسياتيكا، ؛ VII/٥٩-٦٠ VI/١٠١٤ , ١ .(EIپس از استقلال هند با تشكيل ايالت
اوتارپرادش در ١٩٥٠م، اوده به صورت بخشهاي جداگانة لكهنو و فيضآباد جزو اين
ايالت گرديد ( بريتانيكا، همانجا). تسيانگ سياحچينى سدة ٧م مىنويسد. آيودهيا
سرزمين وسيع و حاصلخيزي بود كه معابد فراوان هندو در آنجا قرار داشت و
پايتخت آن براي بوداييان داراي ارزش مذهبى بود (ص .(٢٢٤-٢٢٩
آگاهىدقيق دربارة وروداسلام بهاوده دردست نيست. عبدالرحمان چشتى فتح
اوده را مربوط به دورة محمود غزنوي (٣٨٩-٤٢١ق/٩٩٩- ١٠٣٠م) دانسته است كه
به فرماندهى سالار مسعود غازي تسخير شد (نك: VI/١٠١٥ , ١ .(EIمنهاج سراج تصرف
اوده را مربوط به زمان قطبالدين ايبك (د ٦٠٧ق/١٢١٠م) مىنويسد (١/٤٠٧،
٤٢٢). در ٧٩٧ق/١٣٩٥م اوده توسط خواجه جهان شرقى بنيانگذار سلسلة شرقى
جونپور تصرف شد و حدود ٩٠ سال تحت فرمان آن سلسله قرار داشت. در
٨٨٩ق/١٤٨٤م بهلول لودي سلسلة شرقى را سرنگون ساخت و اوده در قلمرو سلاطين
لودي قرار گرفت (سيهرندي، ١٥٦-١٥٧؛ نيز نك: عبدالحليم، ٤٥ .(٤٤,
در دورة حكومت بابر (٩٣٢-٩٣٧ق/١٥٢٦-١٥٣١م) اوده بخشى از سرزمين مغولان هند
بود و ماليات مناسبى از آنجا به دربار بابر فرستاده مىشد (بابر، ٦٠١-٦٠٢ ,٥٢١
؛ خان، .(١٤٥ در دورة اكبرشاه (ه م) اوده يكى از صوبههاي دوازدهگانه و
شامل ٥ سركار، ١٢ دستور و ٣٥ پرگنه بود. در ١٠١٠ق/١٦٠١م شاهزاده سليم كه
بعدها با لقب جهانگير به سلطنت رسيد، پس از شورش در برابر پدرش، در اوده
پايگاههايى ايجاد كرد و خود را شاه خواند (ابوالفضل، آيين...، ١/٣٥٢، ٤٣٣-٤٤١،
اكبرنامه، ١/٢٤٩-٢٥٠، ٢٨٩؛ برجس، .(٦٢ پس از مرگ اورنگ زيب (١١١٩ق/١٧٠٧م) و
ضعف حكومت مركزي هند كه باعث قدرت يافتن حاكمان منطقهاي گرديد، در اوده
نيز نوابان داراي نفوذ و قدرت فراوان شدند. نوابان اوده از خاندانى شيعة
ايرانى تبار بودند كه نسبت خود را به امام موسى كاظم(ع) مىرساندند.
ميرمحمد امين موسوي بنيانگذار سلسلة نوابان اوده بود كه با استفاده از ضعف
حكومت مركزي و ياري گروهى از مسلمانان، قدرت برتر هندوان را در اوده از
ميان برد. او فيضآباد را به عنوان تختگاه خود برگزيد. پس از مرگ وي
برادرزادهاش منصور با لقب صفدرجنگ به حكومت رسيد. او در ١١٥٢ق/١٧٣٩م وزارت
امپراتوري مغولان هند را يافت و افزايش نفوذ نواب اوده در دستگاه حكومت
مركزي، باعث گسترش نفوذ ايرانيان در دستگاه حكومت مغولان هند شد. او سخت
پايبند رعايت آداب مذهبى بود (هاليستر، ١٧٢- ١٧٥؛ رامپوري، ١/١٢-١٣؛ رضوي،
«تاريخ...١»، ٥٣-٥٤ .(II/٤٥,
پس از صفدر جنگ پسرش شجاعالدوله (١١٦٦- ١١٨٨ق/١٧٥٣- ١٧٧٤م) به حكومت رسيد.
در دورة او نفوذ كمپانى هند شرقى در اوده گسترش يافت. در ١١٧٨ق/١٧٦٤م وي با
انگليسها به جنگ پرداخت و پس از شكست در بوكسار مجبور به فرار از اوده شد.
انگليسها پس از تصرف اوده چون با ديگر مناطق هند هم مرز مىشدند و امكان
درگيري با آنها وجود داشت، دوباره شجاعالدوله را به حكومت اوده برگرداندند
و اوده به صورت سرزمين حايل ميان بنگال كه در تصرف انگليس بود و ديگر
مناطق هند درآمد. در ١١٨٧ق/١٧٧٣م شجاعالدوله با ياري كمپانى هند شرقى
مراتههها و سال بعد نيز روهيلهها را شكست داد. در ١١٨٥ق/١٧٧١م طبق قرارداد
بنارس دوباره اللهآباد و كورا در برابر ٥ ميليون روپيه به شجاعالدوله
بازگردانده شد (طباطبايى، ٢/٧٦٨-٧٧٠؛ قريشى،١٢٩ -١٢٨ ؛ لايل،١٥٩ -١٥٧ ؛رضوي،
شاهعبدالعزيز، -٢٠ ، ١٣-١٤ ٢٥ ,٢١ ؛ سريوستوا، ١٢-١٤ .(II/١-٤,
پس از شجاعالدوله پسرش آصفالدوله (ه م) به حكومت رسيد. او به وزارت
حكومت مغولان انتخاب شد و تشيع را مذهب حكومتى اوده اعلام كرد (هاليستر،
١٧٧-١٨٠؛ صديق، .(١٦٥
پس از آصفالدوله پسرش وزير على به حكومت رسيد، اما به سبب مخالفت با
انگليس از كار بركنار، و برادر ناتنى آصفالدوله به نام سعادت على به
حكومت انتخاب شد. در دورة او كمپانى هند شرقى بر اوده تسلط كامل يافت. پس
از سعادت على پسرش غازيالدين به حكومت رسيد. او در ١٢٣٥ق/١٨٢٠م با پيشنهاد
لرد وارن هيستينگز جدايى اوده را از حكومت دهلى اعلام كرد و خود را شاه
خواند و به نام خويش سكه ضرب كرد. پس از غازيالدي پسرش نصيرالدين به
حكومت رسيد. او يك مركز آموزش به روش غربى در لكهنو ايجاد كرد. پس از
نصيرالدين يكى از برادران غازيالدين به نام محمدعلى و پس از او پسرش
امجدعلى به حكومت رسيدند. در دورة او مفتى اوده از علماي شيعه انتخاب گرديد
و احكام شيعى در اوده جاري شد (رضوي، همان، ٣٧ -٣٥ ، «تاريخ»، ؛ II/٧٨-٨٩
دادول، ٣٥٢ -٣٥٠ ؛ هاليستر، ١٨٠- ١٨٣).
پس از امجدعلى پسرش واجدعلى (١٢٦٣ق/١٨٤٧م) به حكومت رسيد. دورة او پايان
حكومت نوابان اوده است و اوده آخرين سرزمين خودمختار هند بود كه ضميمة
مستعمرات انگليس شد (رابرت، ٢٣٧ -٢٣٤ ؛ رضوي، همان، II/٨٥ بب؛ قريشى، .(١٨٥
الحاق اوده به مستعمرات انگليس و سلب مالكيت از قشر با نفوذ زمينداران
آنجا، به شورش سال ١٨٥٨م هند دامن زد. هر چند انگليس اين شورش را با زحمت
فراوان سركوب كرد، ولى زمينها را به آنان بازگرداند. قدرت زمينداران
مسلمان اوده در دورة استعماري گسترش يافت و اين قشر حامى فرهنگ اردو -
اسلامى در شمال هند مخصوصاً در اوده بودند (رابينسن، ٢٠ -١٦ ؛ رضوي، همان، ؛
II/٨٧-٨٨ هومز، .(١٧٣-١٧٤
اوده خاستگاه و محل زندگى شخصيتهاي برجستة مسلمانان بود و گسترش فرهنگ
اسلامى در اين منطقه در دوران حكومت نوابان شيعهمذهب به اوج رسيد و آنان
بخشى از شهرت خويش را از راه توجه به اهل مذهب، علم، ادب و هنر به دست
آوردند و دربارشان جايگاه مشاهير برجستهاي بود كه از دهلى و ديگر نقاط هند
به آنجا مهاجرت مىكردند. در اين دوره اوده شاهد تحول زبان ادبى مسلمانان
هند بود و جايگاه والاي زبان اردو در دربار نوابان باعث كاهش نقش زبان
فارسى گرديد.
مشاهير برجستة اوده اينانند: سراجالدين على متخلص به آرزو (ه م)، اشرفعلى
خان متخلص به فغان، ميرزا محمد رفيع سودا شاعر و نويسندة اردو و فارسى زبان،
هاريچاران داس نويسندة چهارگلزار شجاعى، و سيد محمد بلگرامى (سريوستوا، ؛
II/٣٤٦-٣٥٠ صديق، ١٧٣ ١٧١, ,١٦٨ -١٦٧ ؛ رضوي، شاه عبدالعزيز، .(٥٩
آثار تاريخى: اوده به سبب پيشينة تاريخى و اهميت مذهبى كه نزد هندوان و
بوداييان داشت، داراي آثار مهمى مربوط به پيش از اسلام است. همچنين از
آثار نامبردار دورة اسلامى پيش از نوابان اوده از مزارشاه مينا در مچى بهون،
مقبرة شيخ ابراهيم چشتى در لكهنو، و مسجد بابر درنزديكى محل تولد راما
مىتوان ياد كرد (سريوستوا، ؛ II/٣١٣-٣١٤ I/٦٣٦ , ٢ ؛ EIرامپوري، ١/٤٥-٤٦).
شكوفايى هنر معماري اوده از دورة نوابان اوده آغاز مىگردد كه خود ادامة سبك
دهلى به شمار مىآيد. از آن دوره آثار فراوانى برجاي مانده است كه بيشتر
اهميت مذهبى دارند و از آن ميان، مىتوان به چندين امامباره(ه م)
اشارهكرد. شبيهسازيآرامگاههاي امامانشيعه در مناطق مختلف از ديگر آثار
مذهبى آنجا به شمار مىآيد (رضوي، «تاريخ»، ؛ II/٧٧-٨٤ كخ، ١٣٢؛ هاليستر، ١٧٦-
١٧٨، ١٨٢-١٨٣؛ صديق، ١٦٦ -١٦٥ ؛ «دائرةالمعارف...١»، .(X/٢٣٤
مآخذ: ابوالفضل علامى، آيين اكبري، به كوشش ه. بلوخمان، كلكته، ١٨٧٢م؛
همو، اكبرنامه، به كوشش مولوي عبدالرحيم، كلكته، ١٨٧٩م؛ راماين، به كوشش
عبدالودود اظهر دهلوي، تهران، ١٣٥٠ش؛ رامپوري، محمدنجم، تاريخ اوده، كراچى،
١٩٧٨م؛ سيهرندي، يحيى، تاريخ مبارك شاهى، به كوشش محمد هدايت حسين،
كلكته، ١٩٣١م؛ طباطبايى، غلامحسين، سيرالمتأخرين، لكهنو، ١٨٦٦م؛ كخ، ابا،
معماري هند، ترجمة حسينسلطانزاده، تهران، ١٣٧٣ش؛ منهاجسراج، عثمان،
طبقاتناصري، به كوشش عبدالحى حبيبى، تهران، ١٣٦٣ش، مهابهارت، ترجمة
ميرغياثالدين على قزوينى، به كوشش محمدرضا جلالى نايينى و ن. س. شوكلا،
تهران ١٣٥٨ش؛ ندوي، معينالدين، معجمالامكنة، حيدرآباد دكن، ١٣٥٣ق؛ هاليستر،
جان نُرمن، تشيع در هند، ترجمة آزرميدخت مشايخ فريدنى، تهران، ١٣٧٣ش؛ نيز:
Halim, History of the Lodi Sultans, Delhi, ١٩٧٤; Asiatica; Babur, Z. M., B ? bur
- N ? ma, tr. A. S. Beveridge, New Delhi, ١٩٧٠; Britannica; Burgess, J., The
Chronology of Indian History, Delhi, ١٩٧٥; Dodwell, H. H., X Clive in Bengal,
١٧٥٦-٦٠ n , The Cambridge History of India, New Delhi, ١٩٨٧, vol. V; EI ١ ; EI ٢
; Encyclopedia of World Art, New York, ١٩٦٥; Holmes, T. R., X The Greased
Cartridges n , The Cambridge History of India, New Delhi, ١٩٨١, vol. VI; Khan,
Zain, Tabaqat - i Baburi, tr. S. H. Askari, Delhi, ١٩٨٢; Lyall, A., The Rise and
Expansion of British Dominion in India, New Delhi, ١٩٨٤; Majumdar, R. C.,
Ancient India, Patna, ١٩٦٠; Qureshi, I. H., Ulema in Politics, Karachi, ١٩٧٢;
Rizvi, A. A., Sh ? h'Abd al - p Az / z, Canberra, ١٩٨٢; id, A Socio -
Intellectual History of Isn ? 'Ashar / Sh / ' / s in India, Canberra, ١٩٨٦;
Roberts of Kandahar, An Eye Witness Account of the Indian Mutiny, Delhi, ١٩٨٣;
Robinson, F., Separatism Among Indian Muslim, London, ١٩٧٤; Sadiq, M., A History
of Urdu Literature, Karachi, ١٩٨٥; Saletore, R. N., Encyclopaedia of Indian
Culture, New Delhi, ١٩٨٥; Srivastava, A. L., Shuja - ud - Daulah of Awadh, Agra,
١٩٧٤; Tsiang, H., Buddhist Records of the Western World, tr. S. Beal, Delhi,
١٩٨١.
مجيد سميعى