دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٠٣
| اوراس جلد: ١٠ شماره مقاله:٤١٠٣ |
اوراس، رشتهكوهى مرتفع و صعبالعبور در افريقا. در طرف راست اوراس،
شهرهاي قلشانه، مجانه، قاصره، قصور، قفصه، الحمه، نفزاوه، سماطه، قسطيليه،
نفطه، تامليل و مداله، در منطقة فرودين شهر قيروان واقع شده است و در طرف
چپ آن شهرهاي بسكره، تهودا و بادس قرار دارد (ابن حوقل، ١/٦٤). رود بزرگى
كه از اوراس سرچشمه مىگيرد، باغها و بيشههاي شهر بسكره را سيراب مىكند
(ابن عبدالمنعم، ١١٤، ١٤٢؛ ابوعبيد، ٧١٤، ٧٤١).
در انتهاي اين رشته كوه از سوي غرب تپههاي كم ارتفاع زاب وجود دارد كه
راهآهن بسكره از آن مىگذرد I/٥١٩-٥٢٠) , ١ .(EIارتفاع كوههاي بلند آن ٣٢٩
،٢متر است. در ١٩٦٦م/١٣٤٥ش جمعيت منطقة اوراس ٠٥٢ ،٧٦٥نفر بوده است (جوهري،
٢٣٣، ٢٣٦). قسمتهاي مرتفع اين جبال در زمستان و بهار پوشيده از برف است و
سرماي آن به ١٢- مىرسد I/٥٢٠) , ١ .(EI
مهمترين و بيشترين ساكنان اوراس بربرها با نژاد گوناگون هستند؛ البته اقوام
ديگري از جمله اعراب هم در آن مناطق زندگى مىكنند (همان، .(I/٥٢١ مردم
اوراس با اينكه پس از فتح مسلمانان، اسلام آوردند، با اين حال برخى از
آنان به اديان ديگر معتقدند (همانجا).
در ٣٠٣ق ابويزيد مخلد بن كيداد زناتى نكاري در اين رشته كوه قيام كرد و بر
بسياري از نواحى افريقا مستولى شد و ظلم و كشتار فراوانى صورت گرفت كه در
اين ميان، مسلمانان آزار فراوانى ديدند (ابن عبدالمنعم، ٦٥؛ ابوعبيد، ٨٣١).
در ٣٤٦ق المعزّلدينالله كوههاي اوراس را فتح كرد و ساكنين مخالف و سركش
آن ناحيه مطيع وي گشتند (ابن اثير، ٨/٤٩٨؛ مقريزي، ١/٩٣؛ ابن ظافر، ٢١).
اهالى اوراس تا زمان استيلاي فرانسويان داراي حكومت مستقلى مبتنى بر
مقررات اقوام بربر بودهاند I/٥٢١-٥٢٢) , ١ .(EIدومين شورش و جنگهاي چريكى
الجزاير تا اوت ١٩٥٥، بر ضد فرانسويها منحصر به اوراس بود (كورنون، ١٧٢).
انقلاب دينى يحيى بن سليمان اوراسى در قرن ١٠م يكى از بزرگترين حوادث
تاريخ اوراس است. وي از دانشمندان قسنطينه و اهل فتوا بود و به تصوف نيز
گرايش داشت (سعدالله، ١/٢١٥). همچنين يكى از فعالان قيام برضد عثمانيها در
منطقة اوراس ابوطيب بسكري بوده است (همو، ١/٣٩١). از جمله بناهاي تاريخى
اوراس مىتوان از قبر مادغوس نام برد (ابن عبدالمنعم، ٥٢٢).
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن حوقل، محمد، صورةالارض، ليدن، ١٩٣٨م؛ ابن
ظافر، على، اخبار الدول المنقطعة، به كوشش آندره فره، قاهره، ١٩٧٢م؛ ابن
عبدالمنعم حميري، الروض المعطار، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٨١م؛
ابوعبيد بكري، عبدالله، المسالك و الممالك، به كوشش وان لون و فره، تونس،
١٩٩٢م؛ جوهري، يسري، شمال افريقية، اسكندريه، ١٩٧٦م؛ حميده، عبدالرحمان،
جغرافية الوطن العربى، بيروت، ١٩٩٠م؛ سعدالله، ابوالقاسم، تاريخ الجزائر
الثقافى، الجزائر، ١٩٥٨م؛ كورنون، ماريان، تاريخ معاصر آفريقا از جنگ دوم
جهانى تا امروز، ترجمة ابراهيم صدقيانى، تهران، ١٣٦٥ش؛ مقريزي، احمد، اتعاظ
الحنفا، قاهره، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛ نيز:
١ .
مرادعلى واعظى