دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩٠٣
| الام جلد: ١٠ شماره مقاله:٣٩٠٣ |
اَلاْمّ، عنوان مجموعهاي از آموزشهاي فقهى محمدبن ادريس شافعى (د
٢٠٤ق/٨١٩م) كه در فاصلة سالهاي ٢٠٠-٢٠٤ق در مصر فراهم آمده است و آراء جديد
او را در بر دارد. كتاب الام به سبك معمول در آثار فقهى، براساس «كتب»
تنظيم گشته، و مشتمل بر موضوعات گوناگون فقهى به روايت ربيع بن سليمان
مرادي (د ٢٧٠ق/ ٨٨٣م) است كه به عنوان آخرين بازمانده از راويان شافعى
در مصر شناخته شده است (نك: بيهقى، مناقب...، ١/٢٤٧ به بعد؛ ابواسحاق، ١٩٠؛
عبادي، ١٢؛ نيز نك: ياقوت، ٦/٢٤١٦). گفتنى است كه در برخى روايات، بويطى (د
٢٣١ق/٨٤٦م) به عنوان گردآورندة الام معرفى شده است (نك: غزالى، ٢/١٦٦).
برپاية گزارشى كهن، گردآوري الام زيرنظر شافعى صورت گرفته، و تأليف آن در
زمان حيات وي به انجام رسيده است (بيهقى، همان، ٢/٢٩١).
فقه جديد شافعى و آثار مربوط به آن در نسل پس از ربيع با استقبال فراوانى
از سوي عالمان مشرق و مغرب روبهرو شد، به گونهاي كه ابن ماجه، ابوداوود،
ترمذي، نسايى از صاحبان صحاح، ابوالعباس اصم عالم نيشابور و نيز ابوجعفر
طحاوي فقيه حنفى مصر، «كتب شافعى» را از ربيع اخذ كردند (نك: ابن عبدالبر،
١١٥؛ ذهبى، ١٢/٥٨٧ -٥٨٩؛ سبكى، ٢/١٣٣-١٣٤). همچنين گزارش برخى از منابع حاكى
از استنساخ «كتب» و اقتباس از آن توسط فقيهان برجستهاي چون اسحاق بن
راهويه است، به گونهاي كه وي كتاب «الجامع الكبير» خود را بر مبناي «كتب
شافعى» تأليف كرده بوده است (نك: ابن ابى حاتم، ٦٤؛ عبادي، ٣٨، ٥٧).
شافعى در كتاب الام در ابتداي هر كتاب فقهى نخست كليات موضوع را به بحث
مىگذارد (براي نمونه، نك: ١/٣، ٢١٠، ٢٤٦، ٢/٣، ٩٤، ٣/١٣٨) و سپس فروع مربوط
به آن را مطرح مىنمايد. روش عمومى شافعى در مجموعة الام را مىتوان چنين
بيان كرد كه نخست به ادلة كتاب، سنت و آنگاه قياس تمسك جسته، سپس آراء
تابعينى را كه ديدگاه موافق دارند، نقل مىكند و به عبارت ديگر با وجود
وسعت ديد در گردآوري اخبار، در مقام استناد، به احاديث قوي تمسك مىجويد
(نك: بيهقى، بيان...، ٢٣٢). شافعى در الام با تصريح به اين مطلب كه علم
از راه «اتّباع»، يا «استنباط» حاصل مىشود (١/١٥٣)، در سراسر كتاب به ارائة
يك نظام حقوقى منسجم مىپردازد و برخى از روشهاي اجتهادي پيشين، چون
«ذريعه» را مورد نقد قرار مىدهد (نك: ٣/١٢٢). وجود مناظرات دقيق و در خور تأمل
در كتاب الام، از خصوصيات اين اثر فقهى است (نووي، ١(١)/٥٠).
اسانيد به دست داده شده در اين اثر فقهى را عموماً اسانيد مكى و مدنى
تشكيل مىدهند. بر پاية يك بررسى آماري از سراسر كتاب الام، ٩٥% اسانيد،
اختصاص به اسانيد حجازي دارند كه در اين ميان ٥٤% از آنِ مكه، و ٤١% از
آنِ مدينه است. از ميان فقيهان اين دو بوم، سهم سفيان بن عيينه از مكه
و مالك بن انس از مدينه هر كدام ٣٧% است. در مرحلة بعدي سعيدبن سالم قداح
با ١٠% و مسلم بن خالد زنجى با ٧% سهم در روايات را مىتوان نام برد. علاوه
بر آن، در ميان شخصيتهاي مهم از بومهاي يمن و عراق، به يحيى بن حسان
تنيسى شاگرد يمانىِ ليث با حدود ١%، و اسماعيل بن عليّه، عالم بصري با
نزديك به ٢% از كل اسانيد، مىتوان اشاره نمود.
ابتكاري كه در كتاب الام، به كار رفته، در طرح برخى از كتب فقهى، چون
«كتاب الجزية»، «كتاب القسامة» و «كتاب السبق والرمى» براي بار نخست، در
منابع مختلف مؤثر بوده است (نك: بيهقى، مناقب، ١/٢٦١؛ نووي، ١(١)/٤٨؛ ابن
حجر، ٩/٣١).
تهذيب بُلقينى (د ٨٠٥ق/١٤٠٢م) از كتاب الام بارها، از جمله به كوشش محمد
زهري نجار در قاهره (١٣٨١ق/١٩٦١م) در ٨ مجلد انتشار يافته است. در مجموعة
فقهى به طبع رسيده با عنوان الام، رسالههاي مستقل شافعى به عنوان
ضميمه نيز مورد توجه قرار گرفته است كه مىتوان از «اختلاف العراقيين»، يا
ملاحظات شافعى بر كتاب ابويوسف با عنوان «اختلاف ابى حنيفة و ابن ابى
ليلى» (٧/٩٦)، «اختلاف على و عبدالله بنمسعود» (٧/١٦٣) و «كتابسيرالاوزاعى»
ياد كرد (٧/٣٣٣).
دربارة تأليف آثاري به عنوان تلخيص، شرح بر الام يا ترتيب آن، نخست بايد
از آثاري با عنوان «مختصر» ياد كرد كه توسط برخى از شاگردان مصري شافعى از
كتب وي به عمل آمده بود؛ بر اين اساس «مختصر بويطى» كه مطابق ابواب
المبسوط ترتيب يافته بود، توسط ربيع از شافعى نقل گرديده است (نك: ابن
نديم، ٢٦٦؛ بيهقى، مناقب، ١/٢٥٥؛ نووي، ١(١)/٥٢). در سدههاي بعد يونس بن
بدران مصري (د ٦٢٣ق/١٢٢٦م)، نيز اختصاري از الام به عمل آورده است (نك:
ذهبى، ٢٢/٢٥٧). همچنين در منابع از شرحى بر كتاب الام، توسط احمد بك حسينى
اشاره شده است (فادانى، ٤٨؛ نيز دربارة مسندالشافعى، نك: .(GAS,I/٤٨٨
هفنينگ (نك: VII/٢٥٣ , ١ EI) به طور مختصر، و محمد ابوزهره (نك: ص ١٤٠-١٤٩) به
طور مبسوط، به تحقيق دربارة كتاب الام پرداختهاند. همچنين يوسف عبدالرحمان
مرعشلى فهارس گستردهاي از الام به دست داده كه در دارالمعرفة بيروت به
طبع رسيده است. گفتنى است كه كتاب الام اساس مطالعات تحليلى شاخت در
كتاب «ريشههاي فقه اسلامى» بوده است (براي نمونه، نك: ص .(٣١٥-٣٢٨
مآخذ: ابن ابى حاتم، عبدالرحمان، آداب الشافعى و مناقبه، به كوشش
عبدالغنى عبدالخالق، قاهره، ١٤١٣ق/١٩٩٣م؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، تهذيب
التهذيب، حيدرآباد دكن، ١٣٢٦ق؛ ابن عبدالبر، يوسف، الانتقاء، بيروت،
دارالكتب العلميه؛ ابن نديم، الفهرست؛ ابواسحاق شيرازي، ابراهيم، طبقات
الفقهاء، به كوشش خليل ميس، بيروت، دارالقلم؛ ابوزهره، محمد، الشافعى،
قاهره، دارالكفر العربى؛ بيهقى، احمد، بيان خطأمن اخطأعلى الشافعى، به
كوشش نايف دعيس، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ همو، مناقب الشافعى، به كوشش احمد
صقر، قاهره، ١٣٩٠ق/١٩٧٠م؛ ذهبى، محمد، سيراعلام النبلاء، به كوشش شعيب
ارنؤوط و ديگران، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ سبكى، عبدالوهاب، طبقات الشافعية
الكبري، به كوشش عبدالفتاح محمد حلو و ديگران، قاهره، ١٣٨٣ق/١٩٦٤م؛ شافعى،
محمد بن ادريس، الام، به كوشش محمد زهري نجار، بيروت، ١٣٩٣ق/١٩٧٣م؛
عبادي، محمد، طبقات الفقهاء الشافعية، به كوشش يوستا ويتستام، ليدن، ١٩٦٤م؛
غزالى، محمد، احياء علومالدين، قاهره، ١٢٨٩ق؛ فادانى، محمد ياسين، اتحاف
المستفيد، دمشق، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ نووي، يحيى، تهذيب الاسماء و اللغات، قاهره،
١٩٢٧م؛ ياقوت، معجم الادباء، به كوشش احسان عباس، بيروت ١٩٩٣م؛ نيز:
١ ; GAS; Schacht, J., The Origins of Muhammadan Jurisprudence, Oxford, ١٩٥٠.
على تولاّيى