دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩٩٠
| اميرك بيهقى جلد: ١٠ شماره مقاله:٣٩٩٠ |
اَميرَكِ بِيْهَقى، ابوالحسن احمد بن محمد (د شوال ٤٤٨/ دسامبر١٠٥٦)،
از ديوانسالاران غزنوي. وي از خاندان مشهور و متنفذ عنبريان بيهق بود كه
دبيران و عالمان معروفى از آن برخاستند. نياي او، ابوزكريا عنبري از محدثان
به شمار مىآمد (بيهقى، على، ١١٩-١٢٠) و برادر اميرك خواجه ابونصر دبير به
روزگار غزنويان صاحب بريد ري بود و برادر ديگرش خواجه ابوالقاسم دبير، نيابت
ابونصر مشكان، رئيس ديوان رسائل را برعهده داشت (همو، ١٢١؛ بيهقى،
ابوالفضل، ٦٠٥).
اميرك نيز خود در جوانى به روزگار سلطان محمود (حك ٣٨٨- ٤٢١ق/٩٩٨-١٠٣٠م) در
ديوان رسائل پيشة دبيري داشت و چون احمد ابن حسن ميمندي از وزارت بر افتاد
و زندانى شد (٤١٦ق/ ١٠٢٥م)، اميرك مأمور بركناري ابوعبدالله پارسى از
گماشتگان ميمندي و صاحب بريد بلخ شد و بدانجا رفت و او را گرفت و خود بدان
مقام نشست (همو، ١٩٣، ٤٣٢، ٤٥٤). در ٤٢٣ق/١٠٣٢م به فرمان سلطان مسعود (حك
٤٢١-٤٣٢ق)، اميرك به عنوان صاحب بريد با لشكري كه سلطان به ياري
آلتونتاش خوارزمشاه بر ضد على تگين، امير قراخانى ماوراءالنهر فرستاد، همراه
بود. اميرك پس از كشته شدن آلتونتاش در آن نبرد، به غزنه بازگشت، اما احمد
بن حسن ميمندي كه در اين ايام به وزارت مسعود نشسته بود و در ماجراي فرو
گرفتن ابوعبدالله پارسى به اميرك كينه مىورزيد، نزد سلطان سعايتها كرد تا
مسعود او را از رياست بريد بلخ عزل كرد؛ با اينهمه، او را «قوي دل كرد كه
شغل بزرگتر فرماييم و از تو ما را خيانتى ظاهر نشده است» (همو، ٤٣٦- ٤٣٧،
٤٤٢، ٤٥٤). در ربيعالاول ٤٣٠/دسامبر ١٠٣٨ چون ابوالقاسم دبير، صاحب بريد بلخ
درگذشت، اميرك بار ديگر از سوي سلطان بدان مقام گمارده شد (همو، ٧٤٧).
به گفتة ابوالفضل بيهقى (ص ٨٦٩ -٨٧٢، ٨٧٩ -٨٨١) در ٤٣٢ق كه سلجوقيان به
بلخ تاختند، اميرك با همراهى والى خُتَّلان و عيّارانى كه فراخوانده بود،
به مقابله با مهاجمان برخاست و اخبار تاريخ بيهق (بيهقى، على، ١٢٠) گوياي
آن است كه او ١٥ سال از دژ ترمذ (شهري بر كرانة جيحون) در برابر سلجوقيان
دفاع كرد؛ اما ادامة همين گزارش كه اميرك در سلطنت مودود غزنوي
(٤٣٢-٤٤٠ق/١٠٤١- ١٠٤٨م) رياست ديوان رسائل را در غزنه برعهده داشت و نيز
گزارش حسينى، مورخ دورة سلجوقى مبنى بر اينكه اميرك در حدود سال ٤٣٥ق/
١٠٤٤م دژ ترمذ را به چغري بيك داوود و پسرش الب ارسلان تسليم كرد (ص
٧١-٧٢؛ نيز نك: نورالدين، ٧١)، نشان مىدهد كه در زمان اين پايداري مبالغه
شده است (نك: بارتولد، ١/٦٣٩؛ بازورث، ٢٥ ,١١ -١٠ )؛ اميرك چون دريافت
خراسانيان از پايداري غزنويان در مقابله با سلجوقيان نااميد شدهاند،
بىمقاومتى دژ را تسليم مهاجمان كرد. گفتهاند كه چغري بيك بر آن شد تا
اميرك را به وزارت خويش برگمارد، اما او گفت: «خدمت كسى نكنم كه در عهد
گذشته او را مطيع و مأمور خويش ديده باشم» (بيهقى، على، همانجا). اميرك پس
از آنكه املاك خود را در بيهق به ابوعلى بن شاذان، وزير چغري بيك واگذارد،
به غزنه به دربار غزنويان روي آورد (حسينى، ٧٢؛ نيز نك: بازورث، .(١٠-١١ او
در روزگار سلطان مودود و سلطان عبدالرشيد غزنوي (حك ٤٤٠- ٤٤٣ق/١٠٤٨-١٠٥١م)
رياست ديوان رسائل را برعهده داشت و در دوران سلطنت فرخزاد (٤٤٣-٤٥١ق) دبير
ديوان سلطان بود. اميرك در اواخر عمر از كارهاي ديوان كناره جست (بيهقى،
على، ١٢٠-١٢١؛ ابن اثير، ٩/٦٣٢).
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ بارتولد، و.و.، تركستاننامه، ترجمة كريم كشاورز،
تهران، ١٣٥٢ش؛ بيهقى، ابوالفضل، تاريخ، بهكوشش علىاكبر فياض، مشهد،
١٣٥٠ش؛ بيهقى، على، تاريخ بيهق، بهكوشش احمد بهمنيار، تهران، ١٣١٧ش؛
حسينى، على، زبدة التواريخ، بهكوشش محمد نورالدين، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛
نورالدين، محمد، حاشيه بر زبدة التواريخ (نك: هم ، حسينى)؛ نيز:
Bosworth, C.E. The Later Ghaznavids: Splendour and Decay, New York, ١٩٧٧.
ابوالفضل خطيبى