دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٠٣٧
| اندخوي جلد: ١٠ شماره مقاله:٤٠٣٧ |
اَنْدْخوي، يا اندخود، شهري در استان فارياب در شمالغربى افغانستان.
اين شهر در ٦٥ و ٦ طول شرقى و ٣٦ و ٥٧ عرض شمالى در حاشية صحراي قراقوم و
كنار آب اندخوي واقع شده است.
در متون تاريخى و جغرافيايى نام آن به صورت نخذ (طبري، ٧/٩٤)، اَنْخذ
(اصطخري، ٢٧٠)، اندخُذ (ابن حوقل، ٢/٤٤٣؛ ادريسى، ١/٤٧٩)، انتخذ و اندخو ( حدود
العالم، ٣٠٩، ٥٩٩)، و اندخوذ (مقدسى، ٣٤٧؛ سمعانى، ١/٣٦٠) هم آمده است (نيز
نك: منهاج، ١/٣٠٨؛ ابن اثير، ١٢/١٨٦). كهنترين يادكرد از اين شهر به صورت
نخذ، از سدة ٢ق/٨م است كه طبري در وقايع سال ١١٦ق/٧٣٤م از آن نام مىبرد
(همانجا). در سدة ٤ ق/١٠م رستاق انخذ جزو منطقة جوزجان و مركز آن اشترج، شهر
كوچكى در بيابان بود كه ٧ قريه داشت (اصطخري، ٢٧١؛ نيز نك: ابن حوقل،
٢/٤٢٩).
اهميت اداري اين شهر پس از دورة مغولان بوده (حافظ ابرو، ١/١٩٣، جم)، و گاه
خود حكومت مستقلى داشته است (ميرخواند، ٦/٥٧٠، ٥٩٤، ٧/٢٠٤؛ ابوبكر طهرانى،
٣٠٢). ظاهراً از دورة غوريان (در سدة ٦ق/١٢م) به دور شهر حصاري بسيار استوار
كشيده بودند (ابن اثير، ١٢/١٨٧؛ جوينى، ٢/٥٧). در دورة صفويه نيز خندقى پر آب
به دور آن بود و شاه عباس اول براي فتح آن ١٠ هزار تفنگ و ٣٠٠ توپ و
بادليج به كار انداخت (هدايت، ٨/٣٣٨). اهميت اين شهر در آن زمان چنان بود
كه اسكندربيك منشى مىنويسد: «هرگاه قلعة اندخود در ميان باشد، آمد و شد از
خراسان به اردوي معلى [در بلخ] دشوار خواهد بود» (ص ٦٢١). حصار اندخوي پس
از فتح شهر خراب شد (همو، ٦٢٩؛ هدايت، ٨/٣٤٢). با اين حال، حصار بر پا شدة
بعدي، آن قدر اهميت داشت كه رضاقلى ميرزا پسر نادرشاه در ١١٤٩ق/١٧٣٦م پس
از گشودن آن فتح نامهاي صادر كرد (محمدكاظم، ٢/٥٧٤ - ٥٧٥). حصار ديگربار در
زمان يار محمدخان در ١٢٥٦ق/١٨٤٠م خراب شد (وامبري، ٣١٤). شهر جديد در نزديكى
شهر مخروبة قديم بنا نهاده شده است ( ايرانيكا، .(II/٢٦
بنا بر گفتة اصطخري در سدة ٤ق/١٠م ساكنان اندخوي اكرادي بودند كه در اطراف
آن گوسفند و شتر مىچرانيدند (همانجا؛ نيز نك: ابن حوقل، ٢/٤٤٣)، اما به گفتة
مينورسكى اصطلاح كرد به طور كلى به صحرانشينان اطلاق مىشده است (ص ٣١١).
تا زمان تيمور مردم آن سرزمين فارسى زبان بودند (كلاويخو، ٢٠٢)، ولى حكومت
آن به دست ارلاتها و نايمانها بود ( منتخب...، ١١٧، ١٩٧؛ خواندمير، ٣/٣٨١). پس
از فتح اندخوي توسط قواي شاه عباس اول صفوي، مردم آن به خراسان و عراق
كوچانده شدند (اسكندربيك، ٦٢٨) و پس از تصرف آن توسط افشاريان، قوم بيات و
افشار در آنجا اسكان يافتند (محمد كاظم، ٢/٤٨٣؛ استرابادي، ٢٧٣؛ شيروانى، ١١٩).
در سدة ١٣ق/١٩م بيشتر جمعيت شهر و منطقه از تركمنها بودند كه با ازبكها و
تاجيكها اختلاط يافتند، اما شمار تاجيكها خيلى كمتر بود (وامبري، ٣١٤، ٣٨٥). در
١٢٨١ق/١٨٦٤م جمعيت شهر حدود ١٥ هزار نفر بود (همو، ٣١٤) و در ١٣٣٥ش/١٩٥٦م به
حدود ٣٠ هزار (تركمن، پشتون، تاجيك، هزاره و ازبك) رسيد ( دائرةالمعارف...،
٣/٩٣١؛ ايرانيكا، همانجا). اكنون ٥٨ هزار تركمن و ازبك در اين شهر زندگى
مىكنند (دولت آبادي، ٧٤). تجارت اين شهر از قديم پوست و پشم گوسفند و شتر
بوده است و گوسفند قرهگل در آنجا پرورش مىيابد (ابن حوقل، نيز
دائرةالمعارف، ايرانيكا، همانجاها). از آثار تاريخى شهر مىتوان بقعة بابا
شكرالله ابدال، بقعة باباسنكو و زيارت چهارده معصوم را نام برد (
دائرةالمعارف،همانجا؛ ٢ EI).
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن حوقل، محمد، صورة الارض، ليدن، ١٩٣٩م؛ ابوبكر
طهرانى، ديار بكريه، به كوشش نجاتى لوغال و فاروق سومر، تهران، ١٣٥٦ش؛
ادريسى، محمد، نزهة المشتاق، قاهره، ١٩٧٢م؛ استرابادي، مهدي، جهانگشاي
نادري، به كوشش عبدالله انوار، تهران، ١٣٤١ش؛ اسكندربيك منشى، عالم آراي
عباسى، تهران، ١٣٣٤ش؛ اصطخري، ابراهيم، مسالك الممالك، ليدن، ١٩٢٧م؛
جوينى، عطاملك، تاريخ جهانگشاي، به كوشش محمد قزوينى، ليدن، ١٣٣٤ق/١٩١٦م؛
حافظ ابرو، عبدالله، زبدة التواريخ، به كوشش كمال حاج سيدجوادي، تهران،
١٣٧٢ش؛ حدود العالم، به كوشش و. مينورسكى و ديگران، تهران ١٣٧٢ش؛ خواندمير،
غياثالدين، حبيب السير، به كوشش محمد دبيرسياقى، تهران، ١٣٦٢ش؛
دائرةالمعارف آريانا، كابل، ١٣٣٥ش/١٩٥٦م؛ دولتآبادي، بصيراحمد، شناسنامة
افغانستان، قم، ١٣٧١ش؛ سمعانى، عبدالكريم، الانساب، حيدرآباد، ١٤٠٢ق/
١٩٨٢م؛ شيروانى، زينالعابدين، بستان السياحه، تهران، ١٣١٥ق؛ طبري، تاريخ؛
كلاويخو، روي، سفرنامه، ترجمة مسعود رجب نيا، تهران، ١٣٣٧ش؛ محمدكاظم، عالم
آراي نادري، به كوشش محمد امين رياحى، تهران، ١٣٦٤ش؛ مقدسى، محمد، احسن
التقاسيم، ليدن، ١٩٠٦م؛ منتخب التواريخ معينى، منسوب به معينالدين
نطنزي، به كوشش ژان اوبن، تهران ١٣٣٦ش؛ منهاج سراج، طبقات ناصري، به
كوشش عبدالحى حبيبى، تهران، ١٣٢٨ش/١٩٤٩م؛ ميرخواند، محمدبن خاوندشاه، روضة
الصفا، تهران، ١٣٣٩ش؛ مينورسكى، و.، حواشى بر حدود العالم (هم)؛ وامبري،
آرمينيوس، سياحت درويشى دروغين در خانات آسياي ميانه، ترجمة فتحعلى خواجه
نوريان، تهران، ١٣٦٥ش؛ هدايت، رضاقلى، ملحقات تاريخ روضة الصفاي ناصري،
تهران، ١٣٣٩ش؛ نيز:
٢ ; Iranica.
محسن جعفري مذهب