دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩٤٢
| امريتسار جلد: ١٠ شماره مقاله:٣٩٤٢ |
اَمْريْتسار، يا امريتسر، امرتسر، مهمترين شهر مذهبى سيكها و مركز
شهرستانى به همين نام، واقع در بخش غربى ايالت پنجاب هند. اين شهر در ٣٧٨
كيلومتري شمال غرب دهلى نو، در ٣١ و ٣٧ عرض شمالى و ٧٤ و ٥٥ طول شرقى، و در
سرزمين ميان دو رودخانة بياس و راوي، نزديك مرز پاكستان، در ٤٧ كيلومتري
شرق لاهور قرار گرفته است ( آسياتيكا، ؛ I/٩٦ «اطلس...١»، ١٠٧ ؛ نيز نك:
بريتانيكا، ميكرو، .(I/٣٣٠ اين شهر كه در ناحيهاي جلگهاي واقع شده، داراي
آب و هوايى نسبتاً خشك است. آب كشاورزي آن بيشتر از كانال آبرسانى «باري
دو آب» عليا تأمين مىشود (همانجا).
سبب نامگذاري: امريتسار از واژة امريتاساراس (سنسكريت) گرفته شده كه به
معناي «آب حيات جاودانگى» است و آن اشاره به آب استخر وسيعى دارد كه شهر
پيرامون آن بنا شده است و سيكها آن را مقدس مىدانند ( بريتانيكا، آسياتيكا،
همانجاها؛ I/٤٥٤ , ٢ ؛ EI«منابع...٢»، .(٥٤٠
تاريخچه: سرگذشت اين شهر با تاريخ فرقة مذهبى سيك در هم آميخته است كه
به اوايل سدة ١٠ق/١٦م بازمىگردد. در آن زمان بابانانك فرقة مذهبى سيك را
بنياد نهاد و جانشينان او گورو (پيشواي روحانى) ناميده شدند (سركار، ٢٤٤ ؛
شيروانى، ١١٧- ١١٨). بنيانگذار امريتسار، رام داس، چهارمين گورو
(٩٨٢-٩٨٩ق/١٥٧٤-١٥٨١م) است. وي در زمان اكبرشاه، امپراتور مغولى هند،
مىزيست و مورد احترام و طرف توجه او بود. اكبرشاه در ٩٨٥ق/١٥٧٧م، در
مجاورت دهكدهاي كه به نام گورو، رام داسپور خوانده مىشد، قطعه زمين
بزرگى به او واگذار كرد. رام داس به قصد برپايى مركزي براي مراسم عبادي
سيكها، در اين زمين به احداث استخر بزرگى دست زد كه بعدها هستة مركزي شهر
امريتسار شد (واضح، ٢٣٤- ٢٣٥؛ مجومدار، ٤٩٩ ؛ ERE, ؛ I/٣٩٩ VII/٤١٨ , ١ ؛
EI«سالنامه...٣»، ١٩٨٥م، .(٥٠٩
به سبب اقدامات رام داس در بنيانگذاري شهر امريتسار و توسعة آن بر اراضى
مجاور، به اين شهر رام داسپور نيز مىگويند ( ١ ، EIآسياتيكا، همانجاها؛ دي،
.(٢١٨ گفتنى است كه كارهاي ساختمانى و تكميل استخر بزرگ امريتسار توسط پسر و
جانشين رام داس، يعنى ارجان مال كه پنجمين گورو (٩٨٩- ١٠١٥ق/١٥٨١-١٦٠٦م)
بود، به اتمام رسيد ( ٢ ، EI، ERE آسياتيكا، همانجاها).
معبد طلايى : شهر امريتسار اهميت و اشتهار خود را بيشتر مديون وجود معبد طلايى
است كه زيارتگاه اصلى و مهم پيروان فرقة مذهبى سيك است ( كلير...، ؛
II/١٠٦ سركار، ٢٤٥ ؛ I/٤٠٠ ؛ ERE, شيروانى، ١١٦). در شهر امريتسار ٥ استخر آب
مقدس وجود دارد. معروفترين آنها، استخر بزرگى است كه به شكل چهار گوش، و
درازاي هر ضلع آن ١٥٥ متر است. در ميان آن جزيرة كوچكى است كه معبد معروف
طلايى به دستور ارجان مال در آنجا ساخته شده است. آب اين استخر وسيع از
كانال «باري دو آب» تأمين مىشود I/٣٩٩) ؛ ERE, سركار، .(٢٤٤-٢٤٥ معبد مركزي،
هارماندار يا معبد خدا ناميده مىشود كه ديوارهاي فوقانى و نيز سطح خارجى
بام آن با ورقههاي طلا پوشانيده شده است. اين معبد و صحن آن «دربار
صاحب» يا بارگاه مقدس نام دارد ، ERE) همانجا).
از طريق گذرگاهى به طول ٦٩ متر و عرض حدود ٥/٥ متر كه بر روي استخر احداث
شده است، مىتوان به معبد راه يافت. اين معبد محل نگهداري كتاب مقدس
سيكها ( آداي گرانت ) است كه هر بامداد آن را با تشريفات با شكوه و خاصى
به معبد طلايى مىآورند و شامگاه با مراسم مشابهى بازمىگردانند (همانجا؛
سركار، ٢٤٥ ؛ نيز نك: آسياتيكا، .(I/٩٦
در معبد طلايى امريتسار ٦٠٠ كاهن به عنوان دستيار پيشواي روحانى، خدمت
مىكنند ( كلير، آسياتيكا، همانجاها). متصديان امور معبد شمار بسياري از مردان
هستند I/٤٠٠) و رياست عالية آن با فردي سرشناس از فرقة سيك است كه توسط
دولت منصوب مىشود (همانجا). همه ساله گروههاي بسياري از سيكها از نقاط
مختلف براي بهجاي آوردن مراسم مذهبى، به امريتسار روي مىآورند ( كلير، ،
ERE آسياتيكا، همانجاها).
ضعيف شدن سريع امپراتوري مغولان هند و حملات مكرر احمدشاه ابدالى
(دُرّانى)، حاكم افغانستان، به بخشى از هند و بهخصوص پنجاب، فرصتى براي
سيكها به وجود آورد، تا شهر امريتسار را مركز فعاليتهاي ملى خود قرار دهند
VII/٤٢١) , ١ ؛ EIشيروانى، ١١٨؛ مجومدار، .(٧٣٥
شاهزاده تيمور، پسر احمدشاه ابدالى كه از طرف پدر حاكم پنجاب شده بود، با
سيكها دشمنىمىورزيد؛از اينرو، در ١١٦٩ق/١٧٥٦م به امريتسار حمله، و معبد
طلايى را تخريب كرد و استخر معبد را با نخاله انباشت. احمدشاه در
١١٧٦ق/١٧٦٢م پنجمين بار به امريتسار تاخت و خونريزيها كرد و ويرانيها بهبار
آورد.در ١١٨٠ق/١٧٦٦م معبدامريتسار بازسازي شد و استحكاماتى در اطراف آن بنا
گرديد(همانجا؛ ، ERE آسياتيكا،همانجاها؛ميل،١٠٧؛«برتري...٤»،١٣١ ؛I/٤٥٤,.(EI
امريتسار يكى از مراكز مهم مبارزات هنديها بر ضد سياست استعماري انگلستان
بوده است. اين اعتراضات در گرد همآيى مردم در باغ «جاليان والا»، مجاور
معبد طلايى به اوج رسيد. در ١٣ آوريل ١٩١٩، به دنبال جلوگيري حكام انگليسى
از ورود مهاتما گاندي به پنجاب و تظاهرات مردم، به دستور فرمانده انگليسى
افراد نظامى به روي مردم آتش گشودند و در اين رويداد دست كم ٤٠٠ تن كشته،
و شمار بسياري مجروح شدند (چاند، ؛ III/٤٧٩-٤٨٠ حكمت، ٣٧٥، ٣٧٨؛ ميل، ١٥٣؛
مجومدار، ٩٨٤ ؛ كلير، .(II/١٠٦
در دهة ١٩٢٠م، بر اثر اوجگيري مبارزات ملى و طرح مسألة كنترل معابد سيكها،
درگيريهايى ميان سيكها و عوامل دولتى رخ داد كه منجر به ناامنى و آشوب در
امريتسار گرديد. در دهههاي بعد و همزمان با استقلال هند در ١٩٤٧م/١٣٢٦ش،
زمينه براي ايجاد ايالت مستقل سيكها به نام خالصه يا خالصتان (خالستان)،
مهيا شد و به سبب درگيريهايى ميان مسلمانان، هندوها و سيكها، امريتسار متحمل
خسارات و خرابيهاي بسياري گرديد («سالنامه»، ١٩٨٥م، ٥٠٩ ؛ I/٣٦١ .(GSE,
در دورة نخست وزيري اينديرا گاندي، در نخستين ماههاي ١٩٨٤م، در پى
فعاليتهاي استقلالطلبانة افراطيون سيك اغتشاشاتى در امريتسار به وقوع پيوست
و به دنبال آن، افراطيون به ذخيره كردن سلاح در معبد طلايى پرداختند.
دولت هند در شب ٥ ژوئن ١٩٨٤م/١٦ خرداد ١٣٦٣ش دستور داد نظاميان وارد محوطة
معبد امريتسار شوند كه با آتش سنگين مدافعان معبد روبهرو گرديدند. مقاومت دو
روز بعد، درهم شكست. در اين فاجعه ٥٥٤ نفر از مدافعان و اهالى شهر كشته، و
١٢١ نفر زخمى شدند. تلفات نظاميان ٩٢ كشته، و ٢٧٨ مجروح اعلام شد. به دستور
اينديرا گاندي در ٢٥ سپتامبر همان سال، ارتش از معبد طلايى خارج شد
(«سالنامه»، ١٩٨٥م، .(٥٠٩-٥١٠
در شهر امريتسار ٣ نهاد مهم و وابسته به معبد طلايى وجود دارد: نخستين آن
«اكالبونگا» (سراي جاودان) است كه كتاب مقدس سيكها، شبها در آنجا نگهداري
مىشود. دومين نهاد، «بابا اتال» است كه ساختمان آن در ١٧٢٩م شروع گرديد و
بناي يادبود بابا اتال، پسر گورو هارگوويند١ (١٦٠٦- ١٦٤٥م) است. سومين نهاد،
«تاران تران» است كه در جنوب امريتسار قرار دارد و نمايشگاه و بازار مكارة
ماهانه در اين محل برگذار مىشود. بناي يادبود ديگري در مركز شهر امريتسار در
١٩٠٢م ساخته شده كه به «ساراگاري» معروف است I/٤٠٠) .(ERE,
جمعيت: شهر امريتسار در ابتداي سدة ٢٠م، ٤٢٩ ،١٦٢نفر جمعيت داشت كه ٤٠% آنان
هندو، ٤٨% مسلمان و ١١% سيك بودند (همان، .(I/٣٩٩
در ١٩٢١م/١٣٠٠ش از كل جمعيت سيكهاي هند، ٩٦% در شهرستانهاي ايالت پنجاب، از
جمله در شهر امريتسار زندگى مىكردند VII/٤٢٣) , ١ .(EIدر ١٩٤٧م/١٣٢٦ش، در
آستانة استقلال هند و تقسيم شدن شبهقاره به دو كشور هند و پاكستان،در
ايالتپنجاب ميانمسلمانان و هندوها نزاع و جدال درگرفت. در نتيجه ايالت
پنجاب به دو بخش پنجاب شرقى (متعلق به هند) و پنجاب غربى (متعلق به
پاكستان) تقسيم شد. مسلمانان به پنجاب غربى، و سيكها به پنجاب شرقى
مهاجرت كردند و بيشتر آنان در امريتسار سكنى گزيدند. از اين تاريخ به بعد،
تركيب و ميزان جمعيت شهر امريتسار، دستخوش تغيير شد (حكمت، ٢٣٠ ؛ I/٤٥٤ , ٢
.(EIدر ١٩٥١م/١٣٣٠ش شهر امريتسار ٣٢٦ هزار نفر ( ماير، و در ١٩٨١م/١٣٦٠ش ٨٤٤
،٥٩٤نفر جمعيت داشت («سالنامه»، ١٩٨٧م، .(٦٦٧ در ١٩٨٩م/١٣٦٨ش جمعيت شهر به
٧٥٦ هزار نفر بالغ گرديد («اطلس»، .(١٠٨
ويژگيهاي اقتصادي و فرهنگى: امريتسار مركز بازرگانى ايالت پنجاب محسوب
مىگردد ، GSE) نيز ، ERE همانجاها؛ آمريكانا، .(I/٥٩١b در اينشهر علاوهبر بازار
مكارةماهانه،دو بازار مكارةبزرگ به نامهاي «بايساكى٢» و «ديوالى٣» در بهار و
پاييز برگذار مىشود و شمار بسياري از مردم از تمام نقاط شمال هند در آن شركت
مىكنند I/٤٠٠) و از اينرو، مىتوان گفت كه شهر داراي موقعيت گردشگري است
(«دائرة المعارف...٤»، .(III/٩٧ در مواقع عادي، اين شهر با تبت، كشمير، سينگ
كيانگ، افغانستان، بلوچستان و برخى كشورهاي آسياي مركزي نيز روابط بازرگانى
دارد ( كلير، همانجا؛ ميدان لاروس، .(I/٤٧٤ محصولات كشاورزي كه در نواحى
مجاور شهر و در سطح شهرستان امريتسار توليد مىشود، شامل غلات، حبوبات، نيشكر
و پنبه است («اطلس»، ١٠٩ ؛ «سالنامه»، ١٩٨٥م، ٥١٠ ؛ بريتانيكا، ميكرو، .(I/٣٣٠
صنايع كارخانهاي و دستى مهم آن نساجى و فرآوردههاي دخانى، غذايى و
قالىبافى است و نيز توليد پارچههاي ابريشمى و شال كه از پشم و كرك ظريف
تبتى در بيش از ٤ هزار كارگاه بافته مىشود، در آنجا رواج دارد («اطلس»، ١١٠
؛ كلير، ؛ II/١٠٦ حكمت، ٣٥٣؛ آسياتيكا، ؛ I/٩٦ بريتانيكا، همانجا).
در شهر امريتسار از جمله نهادهاي علمى و آموزشى، دانشكدههاي پزشكى،
دندانپزشكى، هنر و دانشكدة فنى را مىتوان نام برد. كالج خالصه نيز در حومة
شهر تأسيس شده است VII/٤٢٣) , ١ ؛ EIبريتانيكا، همانجا).
از دانشمندان و فرهيختگان امريتسار كه در زمينههاي شعر و ادب به اشتهار
رسيدهاند، مىتوان از ابوالكلام آزاد كه به فارسى هم شعر مىگفته است،
همچنين از انوري، عطا، خواجه عبيدالله متخلص به
اختر،محمداقبال،عبدالرحمانمينايى،عبدالرحمان خاكى،محمدحسين عرشى و
غلاممصطفى متخلص بهتبسم نام برد (خواجهعبدالرشيد،١٧، ٢٧، ٤٤٣، ٤٤٦- ٤٤٨).
مآخذ: حكمت، علىاصغر، سرزمين هند، تهران، ١٣٣٧ش؛ خواجه عبدالرشيد، تذكرة
شعراي پنجاب، لاهور، ١٣٤٦ش؛ شيروانى، زينالعابدين، بستان السياحة، تهران،
١٣١٥ق؛ ميل، پير، تاريخ هند، ترجمة حسين عريضى، تهران، ١٣٣٦ش؛ واضح،
مباركالله، تاريخ ارادتخان، به كوشش غلامرسول مهر، لاهور، ١٩٧١م؛ نيز:
Americana; An Atlas of India, Delhi, ١٩٩٠; Asiatica; Britannica, ١٩٧٨;
Britannica, Book of the Year, Chicago; Chand, T., History of the Freedom
Movement in India, Lahore, Book Traders; Collier's Encyclopedia, London, ١٩٨٦;
Dey, N.L., The Geographical Dictionary of Ancient and Medieval India , Oriental
Reprint ; EI ١ ; EI ٢ ; ERE; GSE; Majumdar, R.C., An Advanced History of India,
London, ١٩٥٨; The Maratha Supremacy, Bombay, ١٩٧٧; Meydan Larousse, Istanbul,
١٩٨٧; Meyer; Sarkar, J., X Aurangzib n , The Cambridge History of India, New
Delhi, ١٩٨٧, vol.IV; Sources of Indian Tradition, Delhi, ١٩٧٢; T O rkiye diyanet
vakf o Isl @ m ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩١.
غلامرضا استيفاء