دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١١٣
| اورنگآباد جلد: ١٠ شماره مقاله:٤١١٣ |
اورَنْگْآباد، شهر و شهرستانى به همين نام در ايالت مهارشترا در فلات
دكن در غرب هند. اين شهر كه در اوايل سدة ١٧م توسط اورنگ زيب امپراتور
مسلمان هند بنا و به نام وي نامگذاري شده است، در شمال شرقى بمبئى در ١٩
و ٥٤ عرض شمالى و ٧٥ و ٣٣ طول شرقى در دامنة كوههاي آجانتا در شمال و بلاغت
در جنوب، كنار رودخانة قوم (شعبة كوچكى از رود گداوري) واقع است و ٣٥٣ ،١٦ كم
٢ وسعت دارد. اورنگآباد در منطقهاي قرار گرفته است كه باران در آنجا بيشتر
در فصل تابستان مىبارد. ميزان باران سالانة آن بين ٢٥٠ تا ٧٥٠ ميلىمتر
متغير است ( ا¸مريكانا، ؛ II/٥٥٣ بريتانيكا، ميكرو، ؛ I/٦٥٤ كلير...، ؛ III/٢٣٠
I/٧٦٨ , ٢ ؛ EIملكم، .(II/٤٧٩ منطقهاي كه اورنگآباد در آن قرار دارد، در
اساطير هند «جنستهانا» ناميده شده است (دي، .(٨٠
گفتنى است كه تاريخ بناي اين شهر به سدة ١١ق/١٧م بازمىگردد: پس از حملة
مغول بههند، ملك عنبر، وزير دولت نظام شاهى كه دوبار در ١٠١٠ و ١٠١٢ق/١٦٠١
و ١٦٠٣م نيروي مغول را شكست داده بود III/١٥) , ٢ )، EIدر ١٠١٩ق/١٦١٠م شهر
«كهركى» را ساخت و در ١٠٢١ق/ ١٦١٢م پايتخت را به آنجا منتقل كرد (برجس، ٦٨
؛ «تاريخ...١»، .(I/٢٦٥ ملك عنبر ٢٥ سال در مقابل نيروي مغول ايستادگى كرد و
در ١٠٢٤ق كه سرانجام از لشگر مغول شكست خورد، شهر كهركى پس از مقاومتى
دليرانه، به دست مغولان به كلى ويران شد ( توزك...، ١٧٨؛ كامگار، ٣٣١-٣٣٢؛
لاهوري، ١/٤٩٧- ٤٩٨؛ نيز نك: I/٧٦٨ , ٢ .(EI
اورنگ زيب در زمان نيابت سلطنت خود در دكن، اين منطقه را پسنديد، شهر را از
نو ساخت و اورنگآباد ناميد (ملكم، همانجا). اين شهر در دوران حكومت وي رونق
بسيار يافت، تا حدي كه جمعيت آن از ٢٠٠ هزار نفر تجاوز كرد و به يك مركز
مهم فرهنگى - تجاري بدل گشت. به دستور اورنگ زيب، ديوارهاي بلند و مستحكم
دور شهر بنا گرديد ( كلير، همانجا) و شبكة منزلگاههاي كنار جادهها، به ويژه
جادة اورنگآباد به آگره، با ساختن سراهايى كه كنار آنها بازار، مسجد، حمام و
چاه آب وجود داشت، توسعه يافت (كخ، ١٣١). در همين دوران، اورنگآباد از
نظرمعارف و پژوهشهايفرهنگاسلامى مقامىبرجسته احراز كرد ( دهلى...، .(٢٠٩-٢١٠
پيشرفت اورنگآباد به اندازهاي بود كه آنجا را دهلى جنوب ناميدند (براون،
.(١١١
پس از سقوط حكومت مغول در نيمة اول سدة ١٨م، اورنگ آباد جزو نظامهاي مستقل،
و چندي پايتخت آنجا شد، تا حيدرآباد اين مقام را گرفت و اورنگآباد اهميت خود
را از دست داد. خاندان نظام آصفجاه كه در ١١٣٦ق/١٧٢٤م بر دكن مسلط شده
بود، تا ١٩٤٨م بر اين منطقه حكومت كرد. در اين سال، ايالت حيدرآباد كه
اورنگآباد جزو آن بود، به «ايالت اتحاد هند» ملحق گرديد، تا آنكه در ١٩٥٦م
اين ايالت بر حسب وابستگيهاي زبانى ميان ايالتهاي مختلف تقسيم گرديد و
بخشى از آن، از جمله اورنگآباد، جزو ايالت مهارشترا شد II/٩٩) I/٧٦٨, , ٢ ؛
EIبريتانيكا، ماكرو، .(II/٣٤٥
جمعيت اين شهر كه در ١٩٠١م، ٨٣٧ ،٣٦نفر بود ، I/٥١٨) ١ )، EIدر ١٩٨١م به حدود
٣٠٠ هزار نفر بالغ گرديد ( كلير، همانجا). شهرستان اورنگآباد در ١٩٥١م حدود ٠٠٠
،١٨٠،١نفر جمعيت داشت I/٧٦٨) , ٢ كه در ١٩٧١ م/١٣٥٠ ش به مرز ٢ ميليون نفر
رسيد ( بريتانيكا، ميكرو، .(I/٦٥٤
ساكنان ايالت مهارشترا كه اورنگآباد جزو آن است، از اختلاط نژادهاي بومى و
مهاجران تشكيل شده، و زبان آنها شاخهاي از زبان هند و اروپايى موسوم به
«مراتى» است كه ٩٠% مردم غرب و مركز هند به آن تكلم مىكنند. اين زبان از
زبان فارسى تأثير بسيار پذيرفته است و با خط دوناگري نوشته مىشود. ساير
زبانهاي رايج در اين منطقه، گجراتى، هندي، سندي، اردو و جز آنهاست.
مسلمانان بيشتر اردو زبان هستند و به خط فارسى و عربى مىنويسند (همان،
ماكرو، ؛ II/٣٤٥ «امپراتوري...٢»، .(٦٢٩
زمينهاي اورنگآباد، به رغم كمى باران، براي كاشت پنبه، ارزن، بزرك،
گندم و نيشكر مناسب است. توليد ابريشم و محصولات ابريشمى، به ويژه شال،
زري، تور و ديبا در اين شهر رونق دارد. توليدات صنعتى به محصولات نخى و
روغنهاي نباتى محدود است، اما صنايع دستى و ساخت نقره و طلاجات رواج دارد
( ا¸مريكانا، ؛ II/٥٥٣ كلير، ؛ III/٢٣٠ ديماند، ٢٥٥).
اين شهر از مراكز مهم جهانگردي هند است. وجود معابد و آثار باستانى، هر ساله
جمعيت كثيري را براي ديدن و اجراي مراسم مذهبى، به اين شهر جذب مىكند.
مزار همسر اورنگ زيب كه به تقليد از تاج محل از مرمر سفيد در اواخر سدة ١٧م
ساخته شده، از بهترين آثار هنري دورة مغول در اين شهر به شمار مىرود. خرابة
قصر اورنگ زيب و مزار وي در مقبرة شيخ برهانالدين، و مزار ملك عنبر و آصف
جاه، مؤسس دولت حيدرآباد، و مسجد بنا شده توسط ملك عنبر، از آثار اسلامى
باقى مانده در اورنگ آباد است (شراتو، ١٥٠ ؛ فرگسن، ؛ I/٢٠٥ «امپراتوري»، ٨٠١
؛ «شاهكارها...٣»، .(٦٨
دانشمندان و فضلاي بسياري از اورنگآباد برخاستند، يا در آنجا به كسب علم و
دانش پرداختند (نك: آفتاب اصغر، ٤٠٢ بب؛ مارشال، ٨, ٢٠١ ؛ قريشى، .(٣٣٠
اورنگآباد هماكنون يكى از مراكز مهم ادبيات دكنى به شمار مىرود، چنانكه
انجمن مولوي عبدالحق به مدت ٢٥ سال در اورنگآباد فعاليت داشته، و علاوه
بر انتشار يكى از مهمترين نشريات ادبى هند، كار مهم تهية فرهنگ لغات علمى
زبان اردو را از ١٩١٧ تا ١٩٢٥م به انجام رسانده است (احمد، .(٢٥٣-٢٥٤
در اورنگآباد دانشگاهى به نام مراتهه وادا شامل ٦ دانشكده وجود دارد (
بريتانيكا، ميكرو، همانجا).
مآخذ: آفتاب اصغر، تاريخنويسى فارسى در هند و پاكستان، لاهور، ١٣٦٤ش؛ توزك
جهانگيري، بهكوشش محمدهاشم، تهران، ١٣٥٩ش؛ ديماند، س. م.، راهنماي صنايع
اسلامى، ترجمة عبدالله فريار، تهران، ١٣٦٥ش؛ كامگار حسينى، مآثر جهانگيري،
به كوشش عذرا علوي، عليگره، ١٩٧٨م؛ كُخ، ابا، معماري در دورة گوركانيان،
ترجمة حسين سلطانزاده، تهران، ١٣٧٣ش؛ لاهوري، عبدالحميد، باد شاهنامه،
كلكته، ١٨٦٧م؛ نيز:
Ahmad, J., Hundred Great Muslims, Lahore, ١٩٨٤; Americana; Britannica, ١٩٧٨;
Brown, P., Indian Architecture, Islamic Period, Bombay, ١٩٨١; Burgess, J., The
Chronology of Indian History, Delhi, ١٩٧٥; Collier's Encyclopedia; Delhi Through
the Ages, ed. R.E. Frykenberg, Delhi, ١٩٨٦; Dey, N. L., The Geographical
Dictionary of Ancient and Mediaeval India, New Delhi, ١٩٨٤; EI ١ ; EI ٢ ;
Fergusson, J., History of Indian and Eastern Architecture, London, ١٩١٠; History
of Medieval Deccan (١٢٩٥-١٧٢٤), ed. H.K. Sherwani, Andhra Pradesh, ١٩٧٣;
Malcolm, J., A Memoir of Central India, New Delhi, ١٩٧٠; Marshal, D.N., Mughals
in India, London, ١٩٨٥; Master- pieces of Indo-Islamic Architecture, ed. R. J.
Mehta, Bombay; The Mughul Empire, ed. R. C. Majumdar, Bombay, ١٩٨٤; Qureshi,
I.H., Ulema in Politics, Karachi, ١٩٧٤; Scerrato, U., Monuments of Civilization
Islam, London, ١٩٧٦.
پرويز امين