دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٠٤٧
| انزلى جلد: ١٠ شماره مقاله:٤٠٤٧ |
اَنْزَلى، شهرستان و شهري بندري در استان گيلان و تالابى به همين
نام در اين شهرستان.
نام گذاري: معنا و مفهوم انزلى به درستى روشن نيست. در بعضى از منابع
كهنتر اين نام را به صورت «انزر» آوردهاند (لاهجى، ٤٧؛ نيز نك: سرتيپ پور،
٥٧). نام انزلى را بعضى از نويسندگان با اظهار نظرهاي شخصى، افسانهها و
پندارهايى در آميختهاند كه پذيرش اغلب آنها دشوار است (نك: طويلى، ١/٢٤٣-
٢٧٨؛ امام شوشتري، ٣٧- ٣٨؛ سرتيپ پور، ٥٦ -٥٧). در متون متعلق به سدههاي
پيشين لنگرگاه انزلى را فُرضة انزلى نيز ناميدهاند (نك: فومنى، ٥٩) كه به
معناي جاي در آمدن به كشتى از لب درياست. هنوز بزرگترين دهستان بخش
مركزي شهرستان بندر انزلى با نام بالنسبه قديمى «چهار فريضه» مشهور است (
سازمانتقسيمات...، ٣٩). بسيار محتمل است كه عنوان چهار فريضه يادآور
فرضههاي پيشين باشد. ظهيرالدين مرعشى كه در ٨٧٩ق/١٤٧٤م به همراهى كاركيا
و پسرش سلطان حسين مأمور دفع طايفة چاكرلو شده بود، از اين ناحيه با عنوان
«آب انزلى» ياد كرده است (ص ٣٥٣-٣٥٤). از سخن مرعشى برخى چنين نتيجه
گرفتهاند كه در ٨٧٩ق در نقطة تلاقى دريا و مرداب، آباديى با نام و نشانى
انزلى وجود نداشته، و نام مزبور عنوانى براي مرداب بوده است (سرتيپپور،
٥٥). در ملحقات روضة الصفاي ناصري نيز از لنگرگاه انزلى سخن رفته است
(هدايت، ١٠/٧٨٩). در شهريور ١٣١٤ش/١٩٣٥م به موجب تصويب نامة هيأت وزيران
وقت، نام انزلى به پهلوي بدل شد ( لغتنامه...؛ جغرافيا...، ٢/١٠٢٩). در
١٣٥٧ش/١٩٧٩م پس از استقرار حكومت جمهوري اسلامى، نام بندر پهلوي منسوخ شد
و انزلى نام پيشين را بازيافت (سرتيپپور، همانجا).
شهرستان انزلى: اين شهرستان از شمال به درياي خزر، از جنوب به بخش مركزي
شهرستان رشت و بخشهاي مركزي و تولم از شهرستان صومعهسرا ( كتابگيلان،
١/٤٢)، از شرق به بخش خمام شهرستان رشت و از غرب به بخش رضوان ده
(رضوان شهر) از شهرستان تالش محدود است ( فرهنگ...،٢/٤١؛ راهنماي...، ١١٨؛
سرتيپپور، همانجا). اين شهرستان ٩/٣٠٨ كم٢ مساحت دارد ( آمارنامه،١٣٧٤ش، ٥١).
شهرستان انزلى داراي يك بخش به نام بخش مركزي است كه مشتمل بر يك شهر
(بندر انزلى)، دو دهستان و ٣٤ آبادي است. طبق مصوبة هيأت وزيران مورخ
١٢/١٠/١٣٦٦ش اين دهستانها با نامهاي چهار فريضه كه مركز آن كپورچال است و
ليچاركى حسنرود با مركزي به همين نام مشخص شدهاند. دهستان چهار فريضه
داراي ٢٤ آبادي، و ليچاركى حسنرود شامل ١٠ آبادي است ( سازمانتقسيمات، ٣٩؛
آمارنامه، ١٣٧٣ش، ٣٩؛ كتاب گيلان، ١/٤٣-٤٤).
آب و هواي شهرستان انزلى معتدل و ملايم است و بارانى شبيه مناطق
مديترانهاي دارد و روزهاي بارانى به حدود يك سوم سال مىرسد. شمار روزهاي
بارانى را در سالهاي ١٣٢١ و ١٣٧٤ش ١٤٢ روز نوشتهاند (مفخم، درياي...، ٢٤٩،
٢٥١؛ آمارنامه، ١٣٧٤ش، ٤٢). باران فراوان سبب شده است كه فاصلة حدود گرماي
زمستان و تابستان در اين منطقة درياي خزر كمتر از ديگر مناطق آن باشد؛ از
اينرو، گرماي متوسط سالانة آن ١٦ است (مفخم، همان، ٢٥٠). پوشش گياهى اين
شهرستان شامل جنگل و چمن زار است. تالاب نيز از گياهان ويژة مرداب پوشيده
است.
جمعيت شهرستان انزلى در ١٣٧٠ش، ٠٦٨ ،١٢٢نفر بوده كه نسبت به سال ١٣٥٥ش،
٠٨٨ ،٤٥نفر افزايش داشته است ( آمارنامه،١٣٧٤ش، ٨٩). ١٤١ ،٦٢نفر از اهالى
شهرستان مرد و ٩٢٧ ،٥٩نفر زن هستند. شمار اهالى روستاهاي شهرستان ٣٧١ ،٢٧نفر و
تراكم جمعيت ٤٤٣ نفر در هر كم٢ است (همان، ٩٩، ١٠١). افراد باسواد شهرستان در
١٣٧٠ش، ٨٧٩ ،٨٩نفر، و شمار دانش آموزان در سال تحصيلى ١٣٧٤- ١٣٧٥ش به
ترتيب: ابتدايى ٧٥١ ،١٤نفر، راهنمايى ٩٥٥ ،١٠نفر، متوسطة عمومى ٢٤٩ ،٧،آموزش
فنى ١٣٤ ،١و آموزش حرفهاي ٧١٧ نفر بوده است (همان، ١٠٥، ١٣٣-١٣٧). در
شهرستان انزلى دانشكدة پرستاري و ٦٧ كلاس سوادآموزي وجود دارد (همان، ١٤٧،
١٥٥). در ١٣٧٤ش در اين شهرستان ٨٣ پزشك، ١٧ دندانپزشك و ٢٩ داروخانه فعاليت
داشتند (همان، ١٧٢، ١٧٣، ١٨١). حرفة اصلى اهالى، كشت برنج و صيد ماهى است.
٢٠٠ ،٤هكتار از اراضى شهرستان زير كشت آبى، و ٧٠٣ ،١هكتار زير كشت ديم است.
١١٤ هكتار از اراضى اين شهرستان را باغهاي مركبات تشكيل دادهاند (همان،
٢٢٣، ٢٢٧). شمار انواع دامهاي كشتار شدة شهرستان را در ١٣٧٤ش مىتوان به بيش
از ٦٢ هزار رأس تخمين زد (همان، ٢٥٤). در اين شهرستان ١٩ كارخانة برنج كوبى
فعاليت دارد (همان، ٢٤٠). طول راههاي اصلى و فرعى شهرستان انزلى ٨٠٠ ،٧٥كم
است (همان، ٣١١). ٢٨ روستا و آبادي انزلى تا ١٣٧٤ش داراي برق بودند (همان،
٣٠٦). شهرستان انزلى داراي ٥٩ مسجد و ديگر اماكن مذهبى است (همان، ٢١٥).
بندر انزلى (شهر): اين شهر از ٣ طرف به دريا و تالاب و از يك طرف به خشكى
متصل بوده كه طى سالهاي ١٣١٥-١٣١٧ش با احداث دو پل از طريق جزيرة ميان
پشته و دو شبه جزيرة انزلى و غازيان، از دو طريق به خشكى متصل شده است
(سعيديان، ١٧٠؛ حامى، ١٤٨١). طول و عرض جغرافيايى بندر انزلى را با اندكى
اختلاف ٣٧ و ٢٨ عرض شمالى و ٤٩ و ٢٨ طول شرقى نوشتهاند (مفخم، فرهنگ...،
٤٠؛ طويلى، ١/٢٨٣؛ ستوده، ١(١)/٢٣١؛ حامى، ١٤٨٠). طى سالهاي ١٣٣٠ تا ١٣٧٤ش در
بندر انزلى متوسط بارندگى ٣/ ٨٧٤ ،١ميلىمتر، ميانگين حداكثر دما ٢/١٩ و حداقل
آن ٩/١٢ بوده است (نك: «دادهها...١»). شبه جزيرة انزلى حاشية باريكى به
وسعت تقريبى ٢٠٠ كم٢ به طول ٣٥ و عرض ١٢ كم است (بديعى، ١/١٣٨). ميان دو
شبه جزيرة انزلى و غازيان تنگهاي به عرض ٤٢٦ متر وجود دارد (كيهان، ١/١١٦)
كه تالاب را از دريا جدا مىسازد. از دو سوي اين تنگه دو موج شكن به داخل
دريا احداث شده است كه تالاب را از طوفانهاي دريايى و حركت شن تا
اندازهاي مصون مىدارد. طول موج شكن شرقى ٥٩٩ و غربى ٨١٨ متر و فاصلة آنها
در شمال ٢٠٤ متر است (همو، ٢/٢٧٦). با كاهش و فرو نشستن سطح آب درياي خزر در
سدة ١٢ يا ١٣م دو شبه جزيرة انزلى و غازيان به ضميمة چند جزيرة كوچك سر بر
آوردند و با فاصلة اندكى كه ميان آنها وجود داشت، در منطقة جنوبى خود تالاب
انزلى را تشكيل دادند (مفخم، درياي، ٢٣٤- ٢٣٥؛ كتاب گيلان، ١/٣٤٠). از جزاير
عمدة مرداب انزلى ميان پشته و قلم گوده (بزرگ و كوچك) شهرت دارند (طويلى،
١/١٢٠). پس از انقلاب اسلامى قلمگوده «جزيرة بهشتى» نام گرفت و اكنون يكى
از كويهاي انزلى است (همو، ١/٣٥٥).
به نوشتة گملين در ١١٨٥ق/١٧٧١م شهر انزلى به دو بخش قديم و جديد تقسيم
شده بود و از قدمت اين بندر بيش از ٥٠ سال نمىگذشت (نك: رابينو، ١٥٠، ١٥١؛
ستوده، ١(١)/٢٣١). شبه جزيرههاي انزلى و غازيان چون دو بازو، دهانة تالاب
را كه به صورت خليج است، دربر گرفتهاند. اراضى انزلى شنى است. به نوشتة
رابينو در ١٩١٣م، تا پايان قرن گذشته انزلى قسمتى از تالش دولاب بود، ولى
بعدها اين ناحيه با دهكدههاي نزديك ساحل، منطقة مجزاي كوچكى به نام
انزلى را تشكيل دادند (ص ١٥٢؛ ستوده، ١(١)/٢٣٣). در ١٢٧٦ق/١٨٥٩م در انزلى دو
محله به نامهاي قلعه بازار و كهنه بازار وجود داشت (همو، ١(١)/٢٣٢؛ رابينو،
همانجا). بعدها شهر گسترش يافت. به نوشتة رابينو در ١٢٦٠ق/١٨٤٤م در زمان
سلطنت محمدشاه قاجار دو قلعة ٥ گوشه در ساحل مرداب انزلى، و قلعة ديگري در
غازيان برپا شده بود، ولى بعدها اين دژها ويران شدند. مردم انزلى مهاجرانى
از ديگر نواحى به شمار مىآيند. زبان آنان گيلكى، فارسى، تركى، و مذهب
آنان شيعه است. طوايف قديمى انزلى دو دسته بودند كه به حيدري و نعمتى
شهرت داشتند (همو، ١٥٢، ١٥٦). بندر انزلى يكى از مهمترين بنادر درياي خزر
است و اهميت آن از زمانى است كه راههاي آهن روسيه به راههاي آبى درياي
خزر متصل گرديد و جادة رشت به تهران احداث شد. بخش عمدة ارتباط شمال ايران
با اروپا از طريق اين بندر صورت مىگرفت (كيهان، ٢/٢٧٦). كشتيهاي بزرگ اغلب
در طرف غازيان پهلو مىگيرند. ادارة گمرك بندر نيز در همين سمت واقع است
(همو، ٢/٢٧٧).
تاريخ: انزلى پيش از آنكه به صورت بندري مجهز درآيد، ناحيهاي داراي
لنگرگاه براي زورقها بود. همين عامل سبب شد كه اين ناحيه شاهد حوادثى
باشد. در دوران جانشينان تيمور، گيلان استقلال داشت. از ٧٧٢ق/١٣٧٠م حدود دو
قرن سلسلة كياييان بر اين سرزمين فرمان مىراند. پيش از عهد صفويان، در
دوران فرمانروايى سلطان محمد كاركيا (٨٥١ -٨٨٣ق/١٤٤٧- ١٤٧٨م) ( كتابگيلان،
٢/٧٢)، امير محمد رشتى در ٨٦٤ق/١٤٦٠م از فرضة خمام به كشتى نشست و با گذر از
آب انزلى به سوي رشت حمله برد (مرعشى، ٢٩٥، ٢٩٧). در ٨٧٩ق/١٤٧٤م
ظهيرالدين مرعشى كه به عنوان فرمانده سپاه به گيلان آمده بود، براي گرد
آوردن نيرو به ساحل درياي خزر رفت و به نوشتة خود «به كنار آب انزلى فرود
آمد» (ص ٣٥٣-٣٥٤). در عهد شاه اسماعيل صفوي اختلاف ميان دو ناحية شرقى و
غربى گيلان (بيه پيش و بيه پس) شدت گرفت كه به پيروزي امير حسام الدين
فرمانرواي بيهپس انجاميد ( كتابگيلان، ٢/٧٤).
در عهد شاه طهماسب صفوي، امير دوباج لشته نشايى پس از تصرف لاهيجان و
لشته نشا، ولايت بيه پيش را تابع خود گردانيد و راههاي گذر به سوي پايتخت
آن روزگار صفويان، شهر قزوين را مسدود كرد. در ٩٧٧ق/١٥٦٩م به فرمان شاه
طهماسب، امير ساسان براي مقابله با سپاه امير دوباج از راه فرضة انزلى و
سپس فرضة حسن كياده عزم پيكار كرد. در جريان پيكار امير ساسان شكست يافت و
امير دوباج تا كنار فرضة انزلى گريختگان را تعقيب كرد (فومنى، ٥٨، ٥٩). در
١٠٠٠ق/١٥٩٢م فرهاد خان قرامانلو با لشكري از آذربايجان روانة لشته نشا شد و
خان احمدخان والى لاهيجان را منهزم نمود (همو، ١٣٢- ١٣٥)، ولى بعدها به
فرمان شاه عباس كشته شد ( كتابگيلان، ٢/٩٠). پس از آنكه طهماسب دوم در
صفر ١١٣٥/ نوامبر ١٧٢٢ به سلطنت رسيد، به فرمان پتر اول (كبير)، امپراتور
روسيه سپاهيان روس به فرماندهى سرهنگ شيپوف به نواحى ساحلى گيلان از
جمله انزلى حمله بردند و از آنجا با جهازات جنگى خود از طريق مرداب انزلى
رهسپار پير بازار شدند و شهر رشت را تصرف كردند (بارتولد، ٢٢٠ ؛ ملگونف، ١٧١؛
نوايى، ٧٩؛ پتروشفسكى، ٢/٦٢٣؛ كتاب گيلان، ٢/٩٧ - ٩٨). چندين سال نواحى
مزبور و از جمله انزلى در تصرف نيروهاي روسيه بود. پس از پتر اول
(د١١٣٧ق/١٧٢٥م) ملكة روسيه، آنّاايوانونا٢ در ١١٤٣ق/١٧٣٠م نامهاي به
طهماسب دوم نوشت و آمادگى خود را براي تخلية گيلان اعلام كرد. در
١١٤٥ق/١٧٣٢م قراردادي ميان ايران و روسيه در رشت به امضا رسيد. دولت
روسيه متعهد شد ظرف ٥ ماه نواحى متصرفى در ايران را تخليه نمايد، ولى اين
كار صورت نگرفت. سرانجام در ١١٤٨ق/١٧٣٥م پس از ٣ سال در زمان نادرشاه و
به همت وي اين نواحى از نيروهاي بيگانه تخليه شد ( كتابگيلان، ٢/١٠٠؛
پتروشفسكى، .(٢٠٣
در ١٢١٩ق/١٨٠٤م بار ديگر نيروهاي روسيه، به انزلى كه قصبة كوچكى در كنار
درياي خزر بود، حمله كردند و آنجا را به آتش كشيدند، ولى مقامات محلى، روسها
را واداشتند كه با شتاب عقب بنشينند (سرسى، ٧). در اوايل سال ١٢٢٠ق/١٨٠٥م
بار ديگر سپاهيان روس، انزلى را تصرف كردند و با كشتيها رهسپار پيربازار شدند
تا خود را به رشت برسانند، اما تفنگداران گيلان مهاجمان را واداشتند تا با
دادن تلفات به كشتيها نشسته، به سوي باكو بگريزند (اعتمادالسلطنه، ٣/١٤٧٦؛
اعتضادالسلطنه، ١١٠؛ رابينو، ٥٤٩ -٥٥٠؛ نفيسى، ١/٢٤٧). پس از جنگ ايران و
روس، در دوران سلطنت محمدشاه قاجار دولت روسيه از ايران خواست كه با ورود
ناوگان جنگى روسيه به مرداب انزلى موافقت كند و به اتباع روسيه اجازة
تأسيس شيلات و صيد ماهى بدهد، ولى نتوانست موافقت محمدشاه قاجار و صدراعظم
او حاجى ميرزا آقاسى را جلب كند ( كتابگيلان، ٢/١٠٧)، اما سرانجام با زور و
تهديد امتيازي كسب كرد. تدبير ميرزا تقى خان اميركبير مانع ورود ناوگان جنگى
روس به مرداب انزلى شد. پس از امير كبير كشمكش ميان دو دولت تا مدتى پس
از ناصرالدين شاه نيز ادامه داشت (همان، ١٠٨، ١٠٩).
در ١٢٦٩ق/١٨٥٣م برجى جديد در انزلى احداث شد و ٩ عرادة توپ در آنجا كار
گذاردند (اعتماد السلطنه، ٣/١٧٤٢). در ١٢٧٨ق/ ١٨٦١م نيز در انزلى فانوس
دريايى ساخته شد (همو، ٣/١٨٤٢). در دوران نهضت مشروطه (١٣٢٧ق/١٩٠٩م) روسها
براي سركوب مجاهدان يك هنگ قزاق سوار، يك گردان پياده و توپخانه و
تجهيزات در انزلى پياده كردند، ولى در اين كار توفيقى نيافتند (فخرايى،
گيلان...، ١٦٩). در رمضان همان سال، محمدعلى ميرزا ناگزير همراه قزاقان
روسى از طريق بندر انزلى، خاك ايران را ترك گفت (همان، ١٧٧).
در دوران جنگ جهانى اول نيروهاي روسيه منطقة وسيعى از انزلى تا همدان را
در اختيار داشتند و ژنرال كنسول روس در گيلان، از قدرت و نفوذ فراوان
برخوردار بود (فخرايى، سردار...، ٥١). در تير ١٢٩٧/ ژوئن ١٩١٨ نيروهاي انگليس
رشت و انزلى را اشغال كردند و از آنجا روانة باكو شدند. در ١٤ سپتامبر همان
سال گروهى از نيروهاي ترك به انزلى در آمدند (پتروشفسكى، .(٣٠٦-٣٠٧ در ٢٨
ارديبهشت ١٢٩٩ش/ ١٨ مة ١٩٢٠م فرمانده ناوگان روسية شوروي در درياي خزر با
درهم شكستن نيروهاي ضد انقلابى روسيه، انزلى را تصرف كرد كه موجب اعتراض
دولت وقت ايران شد ( كتابگيلان، ٢/١٠٩-١١٠؛ فخرايى، همان، ٢٣٣، ٢٣٥) و
سرانجام به تخلية نيروهاي شوروي منجر گرديد. هنگام جنگ جهانى دوم
(١٣٢٠ش/١٩٤١م) در هفتم شهريور نيروهاي ارتش شوروي انزلى را همراه با چند
شهر ديگر از جمله رشت و لاهيجان بمباران كردند ( كتابگيلان، ٢/١١٣؛ مدنى،
١/١٢٦). اشغال بخش شمالى ايران از جمله انزلى تا ١٣٢٥ش/١٩٤٦م ادامه يافت.
آثار تاريخى: كاخ خوشتاريا در ميان پشته كه بعدها كاخ و پادگان نيروي
دريايى انزلى در آنجا برپا گرديد، از آثار تاريخى بندر انزلى به شمار مىآيد
(طويلى، ١/٣٤٢-٣٤٣). يكى از زيارتگاههاي بندر انزلى مقبرة امام زاده صالح در
غازيان است (همو، ١/٥٤٤). از آثار تاريخى ديگر انزلى، قلعة هدايت خان،
برجهاي دو سوي بغاز، مناره يا برج فانوس دريايى (همو، ١/٦٢١ - ٦٢٨) و كاخ
شمسالعماره (همو، ١/٦٥٣) را مىتوان نام برد. در هريك از دو شبه جزيرة انزلى
و غازيان ٧ مسجد وجود دارد كه بعضى از آنها بالنسبه قديمى هستند، چون مسجد
خان يا مسجد جامع كه در اواخر دوران سلطنت محمدشاه قاجار توسط هاشم خان
انزانى بنا شد (همو، ١/٥٠٧)، مسجد سرخى يا مسجد ولىعصر (همو، ١/٥١٣)، و نيز مسجد
قائميه كه بناي آن توسط پدر عميد همايون، و گلدسته يا منارة آن توسط عميد
همايون بنا گرديد (همو، ١/٥١٧).
تالاب انزلى: اين تالاب كه به مرداب شهرت دارد، در ساحل جنوب غربى
درياي خزر (جنوب بندر انزلى) و غرب دلتاي سفيد رود واقع است. تالاب انزلى
از غرب به كپورچال و آب كنار، از جنوب به صومعهسرا و بخشهاي شهرستان رشت
محدود است و در ٣٧ و ٢٨ عرض شمالى و ٤٩ و ٢٥ طول شرقى قرار گرفته است.
محدودة تالاب كه در طول زمان كاستى پذيرفته است، اكنون به ١٠٠ كم٢ تخمين
زده مىشود و محدودة آبريز آن ٧٤٠ ،٣كم٢ وسعت دارد ( كتابگيلان، ١/٣٤٠). حوضة
تالاب انزلى از شبكة هيدرولوژيكى متراكمى برخوردار است كه از دهها جريان آب
تشكيل مىشود و امكان مىيابد به ويژه در فصول بارانى سطحى بالاتر از دريا
داشته باشد. اين اختلاف سطح جز در مواقع طوفانى مانع نفوذ آب شور دريا در
تالاب مىشود (مفخم، درياي، ٢٥٥). در گذشته آبِ بسياري از رودخانههاي
گيلان به تالاب مىريخت (رابينو، ١٦٨-١٧٠)، ولى اكنون شمار رودها و زهكشهاي
منتهى به تالاب كاستى پذيرفته است ( كتابگيلان، ١/٣٤٠). مهمترين
رودخانههاي كوچك و بزرگى كه از جنوب، شرق و غرب وارد تالاب مىشوند،
اينهاست: ماسوله رودخان، قلعه رودخان، پسيخان، پير بازار و شيجان رود (
آمارنامه،١٣٧٣ش، ٥).
در شكل گيري تالاب انزلى ديدگاهها و فرضيههاي مختلف و متعددي وجود دارد.
عمدهترين دليل پيدايش آن را با كاهش سطح آب درياي خزر در سدة ٧ق/١٣م
همزمان با شكل گيري شبه جزيرة انزلى مرتبط دانستهاند ( كتابگيلان، ١/٣٤٠).
تالاب انزلى از نظر زيست محيطى، سياحتى و اقتصادي بىنظير است (آمارنامه،
١٣٧٣ش، همانجا). آب وسيع، كم عمق و شيرين تالاب براي پرورش ماهيها بسيار
مناسب است (مفخم، همان، ٢٥٨-٢٥٩). تالاب انزلى از نظر آبياري در كشاورزي،
پرورش ماهى، زيست و مهاجرت پرندگان داراي ارزش فراوانى است ( كتابگيلان،
١/٣٤٠-٣٤٢). محصول سالانة ماهى تالاب انزلى و رودخانههايى كه بدان
مىريزند، از دو ميليون تن متجاوز است (مفخم، همان، ٢٦٠). تالاب انزلى از
محيطهاي مردابى كوارترنر است و چنانكه گفته شد، در گذشته داراي وسعت
بيشتري بوده، ولى اكنون بر اثر كثرت رسوبات رودخانهها و بقاياي گياهى و
جانوري در حال پر شدن است. رسوبات مرداب اصولاً از نوع رسى و سيلت و ماسه
بوده، همراه با بقاياي موجوداتى كه در حال تخمير هستند، لجن سياه رنگ و
متعفن كف مرداب را به وجود آورده است (درويش زاده، ٧٥٤).
مآخذ: آمارنامة استان گيلان (١٣٧٣ش)، سازمان برنامه و بودجة استان گيلان،
تهران، ١٣٧٥ش؛ همان (١٣٧٤ش)، تهران، ١٣٧٥ش؛ اعتضاد السلطنه، عليقلى ميرزا،
اكسير التواريخ، به كوشش جمشيد كيانفر، تهران، ١٣٧٠ش؛ اعتمادالسلطنه،
محمدحسن، تاريخ منتظم ناصري، به كوشش محمداسماعيل رضوانى، تهران، ١٣٦٧ش؛
امام شوشتري، محمدعلى، فرهنگ واژههاي فارسى در زبان عربى، تهران، ١٣٤٧ش؛
بديعى، ربيع، جغرافياي مفصل ايران، تهران، ١٣٦٢ش؛ پتروشفسكى، ا. پ.،
«مداخلة روسيه»، تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدة هيجدهم، ترجمة
كريم كشاورز، تهران، ١٣٤٦ش؛ جغرافياي كامل ايران، وزارت آموزش و پرورش،
تهران، ١٣٦٦ش؛ حامى، احمد، «راههاي ايران»، ايرانشهر، تهران، ١٣٤٣ش/١٩٦٤م،
ج ٢؛ درويشزاده، على، زمين شناسى ايران، تهران، ١٣٧٠ش؛ رابينو، ه. ل.،
ولايات دار المرز ايران (گيلان)، ترجمة جعفر خمامىزاده، تهران، ١٣٥٠ش؛
راهنماي شهرستانهاي ايران، به كوشش ابراهيم اصلاح عربانى، تهران، ١٣٤٥ش؛
سازمان تقسيمات كشوري جمهوري اسلامى ايران، وزارت كشور، تهران، ١٣٧٦ش؛
ستوده، منوچهر، از آستارا تا استارباد، تهران، ١٣٥١ش؛ سرتيپ پور، جهانگير،
نامها ونامدارهاي گيلان، رشت، ١٣٧٠ش؛ سرسى، لوران، ايران در ١٨٣٩-١٨٤٠م،
ترجمة احسان اشراقى، تهران، ١٣٦٣ش؛ سعيديان، عبدالحسين، دائرة المعارف
سرزمين و مردم ايران، تهران، ١٣٦٠ش؛ طويلى، عزيز، تاريخ جامع بندر انزلى،
تهران، ١٣٧٠ش؛ فخرايى، ابراهيم، سردار جنگل، تهران، ١٣٤٤ش؛ همو، گيلان در
جنبش مشروطيت، تهران، ١٣٥٣ش؛ فرهنگ جغرافيايى ايران (آباديها)، استان يكم،
دايرة جغرافيايى ستاد ارتش، تهران، ١٣٢٨ش؛ فومنى گيلانى، عبدالفتاح، تاريخ
گيلان در وقايع سالهاي ٩٢٣ - ١٠٣٨هجري قمري، به كوشش منوچهر ستوده، تهران،
١٣٤٩ش؛ كتاب گيلان، به كوشش ابراهيم اصلاح عربانى، تهران، ١٣٧٤ش؛ كيهان،
مسعود، جغرافياي مفصل ايران، تهران، ١٣١٠-١٣١١ش؛ لاهجى، على، تاريخ خانى،
به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٥٢ش؛ لغتنامة دهخدا؛ مدنى، جلالالدين،
تاريخ سياسى معاصر ايران، تهران، ١٣٦١ش؛ مرعشى، ظهيرالدين، تاريخ گيلان و
ديلمستان، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٦٤ش؛ مفخم پايان، لطفالله،
درياي خزر، ترجمة جعفر خمامىزاده، رشت، ١٣٧٥ش؛ همو، فرهنگ آباديهاي ايران،
تهران، ١٣٣٩ش؛ ملگونف، گ.، سفرنامه به سواحل جنوبى درياي خزر، ترجمة مسعود
گلزاري، تهران، ١٣٦٤ش؛ نوايى، عبدالحسين، نادرشاه و بازماندگانش، تهران،
١٣٦٨ش؛ نفيسى، سعيد، تاريخ اجتماعى و سياسى ايران در دورة معاصر، تهران،
١٣٣٥ش؛ هدايت، رضاقلى، ملحقات روضة الصفاي ناصري، تهران، ١٣٣٩ش؛ نيز:
Bartold, V. V., X Raboty po istoricheskoi geografii i istorii Irana n ,
Sochineniya, Moscow, ١٩٧١, vol. VII; Data Processing Center, Bandar Anzali,
Period ١٩٥١-١٩٩٥, Islamic Republic of Iran Meteorological Organization, Tehran,
١٩٩٧; Petrushevskii, I. P., X Natsionalno - osvoboditelnoe dvizhenie v Irane...
n , Istoriya Irana, Moscow, ١٩٧٧.
عنايتالله رضا