دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١١٢
| اورنبورگ جلد: ١٠ شماره مقاله:٤١١٢ |
اورِنْبورگ، مركز استانى به همين نام در جمهوري فدراتيو روسيه. در
١١٤٨ق/١٧٣٥م قلعهاي در محل كنونى شهر اورْسْك احداث شد و اورنبورگ نام
گرفت. «بورگ» واژهاي گرفته شده از آلمانى به معناي شهر است، بنابراين،
اورنبورگ به معناي «شهر كنار رود اور» است XVIII/٥٠٢) , ٣ BSE). اين شهر و
استان در فاصلة سالهاي ١٩٣٨- ١٩٥٧م، چاكالوف نام گرفتند، ولى در ١٩٥٧م نام
پيشين آنها بازگردانده شد (همان، .(XVIII/٥٠٣
با گذشت اندك زمانى، شهر اورنبورگ كه در محل دژ قرار داشت، به مكان ديگري
انتقال يافت و در جايى كه دژ نظامى در كنار رود اور احداث شده بود، شهر
ديگري با نام اورسك پديد آمد. در ١١٥٣ق/ ١٧٤٠م بناي شهر اورنبورگ در نزديكى
مصب رودخانة ساكمارا به رود اورال آغاز گرديد و مردم آنجا در ١١٥٦ق/١٧٤٣م به
محل جديد نقل مكان كردند (همان، .(XVIII/٥٠٢ مساحت استان اورنبورگ ١٢٤ هزار
كم٢ و شمار اهالى اين استان در ١٩٨٥م، ٠٠٠ ،١٤١ ،٢و شمار جمعيت شهر اورنبورگ
٥١٩ هزار نفر بوده است («فرهنگ...١»، .(٩٣٧ اين استان شامل ١٢ شهر، ٢٥ شهرك
و ٣٤ بخش است (همانجا؛ XVIII/٥٠٣ , ٣ BSE). استان اورنبورگ در دامنة جنوبى
رشتهكوههاي اورال واقع شده، و ميانگين دماي آن در ژانويه ١٤- تا ١٨- و در
ژوئيه ١٩ تا ٢٢ سانتى گراد است («فرهنگ»، همانجا). اورال بزرگترين رود
استان است. ديگر رودهاي اين منطقه ساكمارا، اور، كوماك، ايلك، سامارا و كاما
هستند. در دشتهاي اطراف رودخانهها، مناطقى جنگلى وجود دارند كه ذخاير چوب
آنها را حدود ٣٠ ميليون م ٣ تخمين زدهاند. در شمال غرب استان ميزان بارندگى
سالانه ٤٥٠ و در جنوب ٣٠٠ ميلىمتر است. در جنوب شرق استان، ميزان بارندگى
از اين نيز كمتر است ( ، BSEهمانجا). زمينهاي قابل كشت اورنبورگ با محاسبة
چراگاهها، ١٠ ميليون و ٦٠٠ هزار هكتار تخمين زده مىشود (همان، .(XVIII/٥٠٤
دين اسلام در فاصلة سدههاي ١-٣ق/٧-٩م به ميان اقوام يكجانشين قزاق راه
يافت. در طول سدة ١٠ق/١٦م بزرگان و رؤساي قبايل قزاق، تحت تأثير نوگايها
كه در آن زمان متحد آنان بودند، اسلام آوردند. با اين وصف، هنوز كوچندگان
صحرا گرد مسلمان نشده بودند. بعدها به سبب فشار حكومت روسيه و تبليغ مذهبى
پىگير تاتارها بود كه سرانجام قزاقها به اسلام گرويدند. انگيزة روسها آن بود
كه احساس مىكردند اسلام به عنوان عامل تمدنساز و متحد كننده، قبايل جدا
از يكديگر را گرد مىآورد و در نتيجه آنها به آسانى قادر به كنترل قزاقها
خواهند شد (آكينر، .(٢٨٩ از بناي مساجد حمايت شد و براي هر قبيله امام
ويژهاي تعيين گرديد. فعاليت تاتارها قوت گرفت و زبان تاتارها زبان رسمى
ارتباط ميان روسها و مردم بومى شد (همانجا). در ١٢٠٢ق/١٧٨٨م كاترين دوم
امپراتريس روسيه يك مركز افتاي مذهبى به نام «مجمع روحانى محمدي» در
اورنبورگ ايجاد كرد (همو، .(٩ در همين سال با اجازة او مجمع روحانى محمدي
اورنبورگ در شهر اوفا تأسيس شد. اين مجمع به رياست يك مفتى، در امور شرعى
و برخى امور مدنى صلاحيت قضايى داشت. مساجد و حوزههاي علميه بازسازي شدند
و بسياري از موانع و محدوديتهاي بازرگانى از ميان رفت (همو، ٧٨ .(٥٨,
در اواسط سدة ١٣ق/١٩م سياست روسيه مبنى بر تقويت اسلام در ميان قزاقها
تغيير يافت، چنانكه بناي مساجد منوط به اجازة رسمى از سوي دولت گرديد، از
شمار امامان مساجد تا اندازة بسياري كاسته شد و فعاليت هيأتهاي مبلغ مسيحى
افزايش چشمگيري يافت. اما اسلام تا آن زمان در ميان قزاقها پا گرفته بود و
هرگونه اقدامى براي تغيير باورهاي دينى با مقاومت آنان رو به رو مىشد
(همو، .(٢٨٩ در ١١٤٧ق/ ١٧٣٤م در محل قديمى شهر اورنبورگ (اورسك كنونى)،
هيأت ويژة تحقيقات اورنبورگ تأسيس شد كه هدفِ آن سازمان دادن روابط
بازرگانى با خانات آسياي مركزي بود. از ١٨ رجب ١١٨٧ تا ٩ محرم ١١٨٨ق/٥ اكتبر
١٧٧٣ تا ٢٣ مارس ١٧٧٤م قزاقهاي شورشى به رهبري پوگاچف شهر جديد اورنبورگ را
مدتى در محاصره گرفتند XVIII/٥٠٢) , ٣ BSE). اورنبورگ در عهد تزارهاي روسيه
يكى از تبعيدگاههاي آن كشور به شمار مىرفت (همانجا).
در آغاز سدة ١٩م بخشى از اردوي كوچك قزاق از بدنة اصلى آن منشعب شد و
اردوي جديدي به نام اردوي «بوكى» يا اردوي درونى را تشكيل داد. خان
اردوي كوچك، شخصى به نام نورعلى خان بود. بوكى پسر جوانتر خان در
١٢١٤ق/١٧٩٩م از مقامات دولت روسيه تقاضا كرد كه با قوم خود در اراضى ميان
رودهاي اورال و ولگا كه پس از فرار اويراتها به چين خالى از سكنه بود،
مستقر شود. در ١٢١٦ق/١٨٠١م دولت روسيه اجازه داد كه وي با اردوي خود به
منطقة سابق اويراتها نقل مكان كند. بوكى با خود گروهى بيش از ٢٢ هزار نفر با
٥ هزار چادر به همراه آورد. سپس افرادي با ٦٢٥ ،١چادر ديگر به او ملحق شدند.
بوكى در ١٢٢٧ق/١٨١٢م به عنوان خان اردوي جديد رسميت يافت. افراد او نخست
در ايالت اورنبورگ مستقر شدند، ولى سپس گروهى از آنها به آستراخان نقل
مكان كردند (آكينر، همانجا).
در زمان پاوِل اول امپراتور روسيه (١٧٩٦-١٨٠١م/١٢١١- ١٢١٦ق) حدود ٥٠٠ ،٢٢نفر
از قزاقهاي دن به فرماندهى ژنرال واسيلى اُرلوف به اورنبورگ فرستاده شدند
(ريوكين، ١٤). وي قصد داشت به بخارا و خيوه و از آنجا به هندوستان نفوذ كند
(همانجا). در واقع اورنبورگ بعدها به پايگاهى براي نفوذ روسيه در آسياي
مركزي تبديل شد. در ١٢٤٩ق/١٨٣٣م ژنرال واسيلى الكساندرويچ پِرُوسكى به
اورنبورگ رفت و از آنجا سياست فعالى را به منظور نفوذ در آسياي مركزي پيش
گرفت و تا ١٢٥٨ق/١٨٤٢م در سمت خود باقى بود (همو، ١٨؛ باخروشين، .(II/٤٧٨ وي
چند بار كوشيد به خان نشين خيوه نفوذ كند. در رمضان ١٢٥٥/ نوامبر ١٨٣٩، او به
خيوه لشكر كشيد، ولى پس از دو ماه و نيم تلاش و از دست دادن يك پنجم
نيروهاي خود، به اورنبورگ بازگشت (همو، .(II/٢٢٥-٢٢٦
در ١٢٥٨ق/١٨٤٢م ژنرال ولاديمير اُبروچف كه به فرمانداري نظامى اورنبورگ
منصوب شده بود، در ساحل شمالى رود سيحون (سير دريا) استحكامات و دژهايى بنا
كرد. وي تا ١٢٦٧ق/١٨٥١م در اين سمت باقى ماند (ريوكين، ١٩؛ باخروشين،
.(II/٤٧٧ در اين سال بار ديگر ژنرال پروسكى به فرمانداري نظامى كه مقر او
در سامارا بود، منصوب شد. وي كه تا ١٢٧٣ق/١٨٥٧م اين سمت را داشت، اقدامات
ژنرال اُبروچف را به منظور ادامة نفوذ در روسيه با شدت بيشتري دنبال كرد
(همو، ٤٧٨ ؛ II/٢٢٦, ريوكين، همانجا). اقدامات نفوذي روسيه در آسياي مركزي،
اللهقلى خان فرمانرواي خيوه را به هراس افكند. وي به ناچار به انعقاد
پيمان بازرگانى با روسيه تن داد و تعهد كرد كه امنيت كاروانهايى را كه
ميان اورنبورگ و خيوه رفت و آمد مىكردند، حفظ كند (باخروشين، .(II/٢٢٤ در
١٢٨٢ق/١٨٦٥م استان تركستان زير نظر فرمانداري نظامى اورنبورگ قرار گرفت
(ريوكين، ٢٢). روابط بازرگانى بخارا و خيوه با روسيه از طريق كاروان و با طى
مسافتى حدود ١٣٨٠ كم تا شهر اورنبورگ صورت مىگرفت. اين مسافت را كاروانيان
٤٠ تا ٥٥ روزه طى مىكردند (باخروشين، .(II/١٤٩
اورنبورگ با گسترش نفوذ دولت روسيه در آسياي مركزي، هرچند اهميت پيشين را
به عنوان يك مركز نظامى عمده از دست داد، ولى موقعيت اقتصادي و منابع
كانى متعدد آن قابل توجه است. در اورنبورگ كارخانههاي چندي وجود دارند، از
جمله: كارخانة مختلط توليد فلز، كارخانههاي ماشين سازي، پالايشگاه ماوراء
اورال در اورسك، تأسيسات الكترو موتور اورال و جز آن. طول راهآهن استان
اورنبورگ بيش از ٦٠٠ ،١كم است XVIII/٥٠٤) , ٣ BSE).
مآخذ: ريوكين، مايكل، حكومت مسكو و مسألة مسلمانان آسياي مركزي شوروي، ترجمة
محمود رمضانزاده، تهران، ١٣٦٦ش؛ نيز:
, Sh., Islamic Peoples of the Soviet Unoin, London ١٩٨٦; Bakhrushin, S. V.,
Istoriya narodov Uzbekistana, Tashkent, ١٩٤٧; BSE ٣ ; Sovetski o
entsiklopedicheski o slovar', Moscow, ١٩٨٧.
عنايتالله رضا