دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٠٣٠
| انجدان جلد: ١٠ شماره مقاله:٤٠٣٠ |
اَنْجِدان، از روستاهاي قديم اراك و مركز تجديد حيات فرهنگى - تبليغى
و جايگاه امامان اسماعيلى نزاري پس از سقوط الموت.
انجدان معرب واژة انگدان، و نام گياهى است كه مادة انگرود يا آنغوزه را از
آن مىگيرند. اين گياه در اطراف روستاي انجدان به فراوانى مىرويد و بدين
سبب، اين روستا را بدين نام خواندهاند ( برهان قاطع، ١/١٦٦؛ فرهنگ رشيدي،
١٦٦؛ دهگان، ١٢). نام انجدان در منابع قديمى به صورتهاي انكوان و انكدان
نيز آمده است (شرف الدين، ٥٠٠؛ ميرخواند، ٤/٥٩٤؛ يزدي، ٣١). چنانكه از منابع
برمىآيد، استفاده از واژة انجدان پس از اقامت امامان اسماعيلى در اين محل
رواج يافت (دهگان، همانجا).
انجدان از روستاهاي دهستان مشكآباد بخش مركزي شهرستان اراك در استان
مركزي است. اين روستا در منطقهاي كوهستانى قرار دارد كه كوه چشمه و كوه
برف شاه در اطراف آن است و غارهاي كوچك و بزرگ فراوانى در نزديكى آن
وجود دارد. ارتفاع انجدان از سطح دريا ٢ هزار متر است. اين روستا در ٦٤
كيلومتري شمال خمين، ٣٧ كيلومتري شرق اراك و با همين فاصله از غرب محلات
قرار گرفته است. طبق آمار ١٣٦٥ش، جمعيت انجدان ٩٢٥ نفر بوده است كه
كارهاي عمدة آنان كشاورزي و دامداري است. محصولات آن گندم، جو، يونجه و
انگور است. آب روستا از چشمه و قنات تأمين مىشود و مذهب ساكنان انجدان
شيعة اثنا عشري است ( فرهنگ آباديها...، ١٤؛ فرهنگ جغرافيايى...، ٢٥؛ دهگان،
١٣٢- ١٣٨؛ دفتري، .(٤٥٩
از پيشينة كهن انجدان تا سدة ٨ق/١٤م آگاهى دقيق در دست نيست. ناحيهاي كه
امروزه انجدان در آن قرار دارد، در سدههاي نخستين اسلامى جزو كورة دوراخور
قم بوده است، اما در هيچيك از منابعى كه از دوراخور نام بردهاند، به
انجدان يا نامى مشابه آن اشاره نشده است (قمى، ١١٧، ١٤١-١٤٢؛ دهگان، ٢-٣).
از سدة ٩ق/١٥م پس از استقرار پايگاه امامان اسماعيلى در انجدان بر اهميت
اين محل افزوده شد و پيروان اين مذهب از نقاط دور و نزديك براي زيارت
امامان و اعطاي نذوراتشان به انجدان مىآمدند. پس از سقوط قلعة الموت توسط
هلاكوخان (٦٥٤ق/١٢٥٦م) گروهى از اسماعيليان در آذربايجان ساكن شدند و
پايگاه امام نزاري به آذربايجان منتقل شد. پس از تقسيم نزاريان به دو
شعبة محمدشاهى و قاسم شاهى، قاسم شاهيان تصميم به تغيير محل سكناي
امامشان از آذربايجان گرفتند، زيرا پايگاه آنان در آذربايجان كه تحت فرمان
حاكمان سنى مذهب قرار داشت،ايمن نبود.در هنگام امامت مستنصربالله دوم (٨٦٨
- ٨٨٥ق/١٤٦٤-١٤٨٠م)، مشهور به شاه قلندر، سى و دومين رهبر نزاري، پايگاه
امامان به انجدان انتقال يافت. انجدان بعد از جست و جو و بررسى براي
اقامت امامان نزاري انتخاب شد، زيرا داراي شرايط ويژهاي بود و به دو شهر
كاشان و قم كه دارالمؤمنين خوانده مىشد و بهطور سنتى از مراكز قدرت
شيعيان به شمار مىرفت، نزديك بود. اسماعيليان در انجدان دوباره نيرو گرفتند
و سازمان جديدي ايجاد كردند؛ فرستادن داعيان نيز براي تبليغ به نقاط مختلف
آغاز گرديد. در اين دوره امامان نزاري انجدان ديدگاههاي خود را تحت پوشش
فرقههاي صوفيه بيان مىكردند. احياي انجدان، نوزايى دوبارة انديشه و
فعاليتهاي تبليغى اسماعيليان بود (دفتري، ٤٦٩ -٤٦٧ ؛ خراسانى، ١٣٩- ١٤٠؛
ايوانف، .(٤٩
در دورة حكومت صفويه در ايران سياست مذهبى برپاية مرشد و مريد قرار داشت و
رهبري مذهبى غير از پادشاه صفوي مورد پذيرش نبود، بنابر اين، نزاريان به
سبب شناخته شدن شخصيت حقيقى امامان نزاري و فعاليتآشكارشان تحتفشار و
آزار قرار گرفتند. در ٩٨١ق/ ١٥٧٣م اميرخان موسيلو حاكم همدان به دستور شاه
طهماسب به كاشان و انجدان هجوم برد و اسماعيليان را قتل عام، و مرادميرزا
رهبر آنان را دستگير كرد (قاضى احمد، ١/٥٨٢ -٥٨٤). صادق كيا (ص ٣٦-٣٧) به نقل
از تاريخ الفى به اقامت گروهى از نقطويان در نواحى كاشان و انجدان اشاره
مىكند كه همزمان با سركوب اسماعيليان در دورة شاه طهماسب بود. نقطويان
انجدان نيز سركوب شدند. احتمالاً بين اين دو فرقه همكاري وجود داشت و گروهى
از نقطويان در انجدان، يا نواحى اطراف آن زندگى مىكردند. در دورة شاه عباس
(٩٩٨- ١٠٣٨ق/١٥٩٠- ١٦٢٩م)، اسماعيليان نزاري بار ديگر طريق تقيه پيش گرفتند
و روابط حسنهاي بين امامان نزاري انجدان و شاه عباس برقرار گرديد و
خليلالله سى و نهمين امام نزاري با يكى از خواهران شاه عباس ازدواج كرد
و در فرمانى امامان انجدان از پرداخت ماليات معاف شدند. در زمان امامت شاه
نزار، چهلمين امام نزاري پايگاه امامان به روستاي كهك محلات در ٣٥
كيلومتري انجدان انتقال يافت (دفتري، ٤٩٨ ,٤٧٤ ؛ دهگان، ٣٨).
در دورة اشرف افغان (ه م) انجدان محل برخورد سپاهيان اشرف و عثمانيها بود و
بعد از شكست سپاهيان عثمانى، به دستور اشرف انجدان ويران شد و قلعة نورآباد
كه در هنگام اقامت امامان نزاري در انجدان ارگ آنان بود، با خاك يكسان
گرديد و گروه كثيري از ساكنانش كشته، يا اسير شدند. در دورههاي بعد انجدان
اعتبار گذشته را نداشت، چنانكه در دورة قاجار تنها به عنوان شكارگاهى مناسب
مورد توجه بود (حزين، ٦٣؛ فووريه، ٣٦٥-٣٦٦).
انجدان و نواحى اطراف آن در مدت اقامت امامان نزاري در سدههاي
٩-١١ق/١٥-١٧م از مراكز انديشة غير وابسته به حكومت مركزي بود و نخستين
رسالههاي اسماعيليان نزاري پس از سقوط الموت در انجدان نگاشته شد. ملاصدرا
حكيم برجستة دورة صفوي مدتى از زندگيش را در انزوا در كهك قم كه در نزديكى
انجدان قرار داشت، گذراند و به نوشتة دهگان با امام نزاري در ارتباط بود
(همانجا).
انجدان خاستگاه نويسندگان و اديبان برجستة پس از سدة ٩ق/١٥م در ايرانبود
كه از آنجملهاند: ملاداعى انجدانىو برادرشملكطيفور، شاه طاهر دكنى و ميرزا
ابوتراب بيك فرقتى (واله، ٤٧٩؛ آذر، ٢٣٩- ٢٤٠؛ فخرالزمانى، ٤١٣ به بعد؛
دفتري، .(٤٣٧
امامان اسماعيليه در دورة اقامتشان در انجدان آثار و بناهايى ايجاد كردند كه
امروزه اكثر آنها ويران شده است، از جمله قلعة نورآباد، قلعة اميرخان، قلعة
وزير و كاروانسراي شاه عباسى. در انجدان دو مقبره وجود دارد كه مزار شماري
از امامان نزاري و خانوادههايشان بود. انجدان نسبت به جمعيت اندكش داراي
مساجد و حسينيههاي بسياري است كه طبق نوشتة دهگان به ١٧ يا ١٨ باب مىرسد
و اين نشان از اهميت مذهبى و فرهنگى انجدان در گذشته دارد؛ از جمله مسجد
سرچشمه كه مشهور به مسجد شاه خليلالله بود و مسجد جامع كه توسط شاه
خليلالله تعمير شد و تاريخ بناي آن را به سدههاي نخستين اسلام نسبت
مىدهند (دهگان، ٢٨- ٢٩، ٣١، ١٠٦-١١٠؛ ايوانف، ٥٦ -٥٣ ؛ دفتري، ٤٦٠ -٤٥٩ ؛ قطب،
١٤٥).
مآخذ: آذربيگدلى، لطفعلى، آتشكده، به كوشش جعفر شهيدي، تهران، ١٣٣٧ش؛
برهان قاطع، محمدحسين بن خلف تبريزي، به كوشش محمد معين، تهران، ١٣٥٧ش؛
حزين، محمدعلى، تاريخ، اصفهان، ١٣٣٢ش؛ خراسانى فدايى، محمد، تاريخ
اسماعيليه، به كوشش ا. سيميونوف، تهران، ١٣٦٢ش؛ دهگان، ابراهيم، كارنامه
يا دو بخش ديگر از تاريخ اراك، اراك، ١٣٤٥ش؛ شرف الدين على يزدي،
ظفرنامه، به كوشش عصامالدين ارونبايوف، تاشكند، ١٩٧٢م؛ فخرالزمانى،
عبدالنبى، تذكرة ميخانه، به كوشش احمد گلچين معانى، تهران، ١٣٦٣ش؛ فرهنگ
آباديهاي كشور (سرشماري ١٣٦٥ش)، شهرستان آشتيان، تهران، ١٣٦٧ش؛ فرهنگ
جغرافيايى آباديهاي كشور، سازمان جغرافيايى نيروهاي مسلح، تهران، ١٣٦٩ش، ج
٥٩؛ فرهنگرشيدي، عبدالرشيد بن عبدالغفور تتوي، بهكوشش م. عباسى،
تهران،١٣٣٧ش؛ فووريه، ژان باتيست، سه سال در دربار ايران، ترجمة عباس
اقبال آشتيانى، تهران، دنياي كتاب؛ قطب، على، «مختصري از جغرافياي تاريخى
اراك»، مجلة آثار ملى، تهران، ١٣٥٥ش، شم ٣-٤؛ قاضى احمد قمى، خلاصة
التواريخ، به كوشش احسان اشراقى، تهران، ١٣٥٩ش؛ قمى، حسن، تاريخ قم،
ترجمة حسن بن على قمى، به كوشش جلالالدين طهرانى، تهران، ١٣٦١ش؛ كيا،
صادق، «نقطويان يا پسيخانيان»، ضميمة ايران كوده، تهران، ١٣٣١ش، شم ١٣؛
ميرخواند، محمد، روضة الصفا، تهران، ١٣٣٩ش؛ واله اصفهانى، محمد يوسف، خلد
برين، به كوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٧٢ش؛ يزدي، حسن، جامع التواريخ
حسنى، به كوشش حسين مدرسى طباطبايى و ايرج افشار، كراچى، ١٩٨٧م؛ نيز:
Daftary, F., The Ism ? q / l / s: Their History and Doctrines, Cambridge, ١٩٩٢;
Ivanow, W., X Tombs of Some Persian Ismaili Imams n , Journal of the Bombay
Branch of the Royal Asiatic Society, London, ١٩٣٨, vol. XIII.
مجيد سميعى