دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٦٦
| اياصوفيه جلد: ١٠ شماره مقاله:٤١٦٦ |
اَياصوفيه، بزرگترين كليساي مسيحيت شرق در دوران امپراتوري بيزانس،
يكى از معروفترين مسجدهاي جهان اسلام پس از فتح استانبول، و از
١٩٣٤م/١٣١٣ش به بعد موزة آثار اسلامى و بيزانسى.
پيشينة تاريخى: نخستين بناي اياصوفيه را به امپراتور كنستانتين اول (حك
٣٢٤-٣٣٧م) نسبت مىدهند (يوجل ٤ ؛ اييجه، اياصوفيه، )، I/٤ ولى در آثار
مورخان نزديك به عصر اين امپراتور، به چنين موضوعى اشاره نشده است و
بررسيهاي اخير نشان مىدهد كه كليساي اياصوفيه از طرف كنستانتين دوم (حك
٣٣٧-٣٦١م) به افتخار پيروزي پدرش، كنستانتين اول بر ليكينيوس١ احداث شده،
و در ١٥ فورية ٣٦٠ براي عبادت عموم افتتاح گرديده است (همانجا؛ ١ ؛ EIآكشيت،
١٣٤ ؛ استانبول...، .(III/١٤٣٩
با توجه به منابع بيزانسى و كاوشهاي به عمل آمده، اين بنا نيز مانند
كليساها و عبادتگاههاي آن دوران به صورت مستطيل، با ديوارهاي سنگى و آجري
و سقف چوبى كه نمونة كامل يك بازيليكاست، ساخته شده است (يوجل، ٨ ؛ ؛ IA
آكشيت، همانجا). اين كليسا نخست «مِگاله اِكلسيا» - كليساي بزرگ - نام
گرفت، ولى بعدها به «ثئاسوفيا»، يعنى «حكمت مقدس» تغيير نام يافت، اما تا
سدة ٥م مردم به آن «سوفيا» مىگفتند (رايس، ٥٥ ؛ اييجه، همانجا؛ اوليا چلبى،
١/١٢٥، حاشيه؛ استانبول، همانجا). رفتهرفته اين كليسا به سانتاسوفيا و يا
سانكتا سوفيا شهرت پيدا كرد كه به همان معنى حكمت مقدس است و يونانيها آن
را «هاگيا٢سوفيا» يا «آگيا٣سوفيا» مىناميدند. پس از فتح استانبول، تركها با
تغيير اندكى نام اين كليسا را اياصوفيه خواندند (رايس، همانجا؛ گاردنر، ٢٤٠ ؛
وان لون، ١٥٠ ؛ اييجه، همانجا). در ٢٠ ژوئن ٤٠٤ آشوب بزرگى در قسطنطنيه پديد
آمد و بخشى از اياصوفيه در حريق سوخت. تعمير و بازسازي آن در اكتبر ٤١٥
پايان يافت (آكشيت، همانجا؛ يوجل، ٤ ؛ اييجه، همان، .(I/٦ نيز در حريق
ديگري كه در شب ١٣ ژانوية ٥٣٢ پديد آمد، بنا به كلى سوخت (رايس، همانجا؛
گيبون، ٢/٩٤٩؛ اولياچلبى، ١/١٢٦، حاشيه؛ آكشيت، همانجا). حدود ٦ هفته پس از
حريق، امپراتوريوستى نيانوس تصميم گرفت كليسايى به مراتب بزرگتر و با
شكوهتر بر ويرانههاي كليساي قبلى بنا كند و به همين سبب، از معماران مشهور
عصر خود، آنتميوس ترالسى و ايسيدُروس ملطى خواست كليساي جديد را طوري بسازند
كه در برابر آتشسوزي و زمينلرزه مقاوم باشد (گاردنر، همانجا؛ يانسن، ١٧١ ؛ ؛
IA گيبون، همانجا). كار تعمير در ٢٣ فورية ٥٣٢ آغاز شد. به فرمان امپراتور با
ارزشترين مصالح ساختمانى را از نواحى مختلف تهيه كردند. سرانجام، در ٢٧
دسامبر ٥٣٧ كليساي جديد اياصوفيه طى مراسم با شكوهى افتتاح شد (آكشيت، ١٣٩
,١٣٥ ؛ يوجل، ٨ ؛ ١ ؛ EIگيبون، ٢/٩٤٩-٩٥٠).
اين كليسا امروزه يكى از عالىترين آثار معماري جهان به شمار مىرود. در
بناي اياصوفيه تدبير هوشمندانهاي براي هماهنگى طاقها و ستونها به كار رفته
است. ٤ ستون عظيم از سنگ خاراي مصري، شبيه پاي فيل، ٤ طاق بالا را
نگاهداشته، و گنبد بر روي آنها آرميده است (وان لون، همانجا؛ گيبون، ٢/٩٥٠؛
گاردنر، .(٢٤١ در ساقة گنبد، حلقهاي از ٤٠ پنجرة نزديك به هم قرار گرفته كه
نور از آنها به درون مىتابد (يوجل، همانجا). ژرفاي گنبد ١٨ متر (لوكاس،
١/٣٤٦) و ارتفاع نوك آن تا كف كليسا حدود ٥٦ متر و قطر آن ٣٣ متر است. اين
بنا مجموعاً ١٠٧ ستون و ٩ در دارد؛ بزرگترين آنها درِ وسطى است با چارچوب
برنزي و قاب مرمر كه مخصوص ورود امپراتور بود (يوجل، ١١ ؛ اييجه، اياصوفيه،
؛ I/١٥ .(IA بنا كلاً از آجر ساخته شده، و با مرمر پوشانده شده است (گيبون،
٢/٩٥١).
امپراتوران بيزانس در اين كليسا مراسم تاجگذاري برپا مىكردهاند و به سبب
احترامى كه داشت، پناهگاه مجرمان نيز به شمار مىآمده است.
موزائيكها و تزيينات داخلى اياصوفيه نيز از اهميت بسياري برخوردار است. از
تزيينات بىنظير اين بنا در منابع قديمى با ستايش فراوان ياد شده است.
زيباترين بخش از تزيينات اياصوفيه موزائيكهاي بيزانسى آن است. در ميان
آنها قطعات و تابلوهاي ساخته شده از طلا، نقره، مرمر و سفال لعابدار رنگارنگ
ديده مىشود. تابلوهاي موزائيك اياصوفيه را مىتوان بر سطح داخلى نيم
گنبدها، ديوارها، طاقها و رواقها و بر سر در ويژة امپراتور و ... ديد (نك: يوجل،
١٤ ,١٣ ؛ .(IA
بر اثر ويرانيها و تعميرات پى در پى، بخشى از موزائيكهاي اياصوفيه از ميان
رفته است؛ از جمله تابلوي موزائيك تصوير حضرت عيسى مسيح(ع) كه در ١٣٥٥م
آن را بر سطح داخلى گنبد ساخته بودهاند (اييجه، همان، .(II/٢١ اين اثر گويا
تا ميانة سدة ١٧م نيز بر جاي بود و در زمان سلطان عبدالمجيد، قاضى عسكر عزت
افندي با نوشتن آياتى از سورة نور آن را پوشانده است (بوركهارت، ١٥١؛ ؛ IA
اييجه، همان، ، III/٢١ «كتابشناسى١»، .(٧٧٨
اياصوفيه پس از فتح استانبول: سلطان محمد در همان روز فتح استانبول فرمان
تبديل كليساي اياصوفيه را به مسجد صادر كرد (همو، اياصوفيه، ؛ III/٢ سامى،
١/٥٠٨؛ گيبون، ٣/١٣٥٩). بعدها در زمان سلطان سليمان قانونى به علت نامناسب
بودن نقاشيها و تزيينات داخل اياصوفيه، روي آنها را با گچ پوشاندند (آكشيت،
.(١٣٩ ٣ روز پس از فتح استانبول ضمن برپا داشتن مراسم نماز جمعه در
اياصوفيه به امامت آق شمسالدين، خطبه به نام پادشاه فاتح عثمانى
خوانده شد (رفعت، ١/٣٢٣؛ يوجل، ٢٢ ؛ اييجه، همانجا؛ سامى، ١/٥٠٧).
در وقفنامههاي فاتح كه نسخههاي مختلف آن تا امروز باقى مانده، نام
اياصوفيه، «الجامع الكبير العتيق» آمده است (يوجل، ٢٣ ؛ اييجه، همانجا).
نخستين منارة مسجد اياصوفيه نيز كه يك منارة چوبى بود، به دستور سلطان محمد
در قسمت جنوبى نيم گنبد غربى برپا شد (رايس، ٦٢ ؛ آكشيت، اييجه، يوجل،
همانجاها). همچنين تنها بنايى كه از طرف اين پادشاه ضميمة اياصوفيه گرديد،
ساختمان يك مدرسه بود كه در سمت شمال آن احداث شد (اييجه، همان، ؛ III/٤
سامى، ١/٥٠٨). در زمان سلطان بايزيد دوم دومين منارة اياصوفيه از آجر ساخته
شد. ضمناً اين پادشاه مدرسه را توسعه داد (همانجا؛ اييجه، همان، ؛ III/٥
رفعت، آكشيت، همانجاها).
يكى از پادشاهان عثمانى كه توجه و علاقة بسياري به مسجد اياصوفيه نشان
داده، سلطان سليم دوم است. در آغاز سلطنت او بناي مسجد در نتيجة عدم توجه
وضع نيمه مخروبهاي پيدا كرده بود. وي به معمار سنان دستور داد تا خرابيها
را تعمير كند. خانههايى كه بناي اياصوفيه را در محاصرة خود گرفته بودند،
تخريب گرديد و ديوارها با تعبية پايهها و شمعها محكم شد و يك منارة آجري جاي
منارة چوبى را گرفت (اييجه، همان، ؛ III/٧ يوجل، رايس، همانجاها).
در اوايل سلطنت سلطان مراد سوم كار تعميرات و بازسازي اياصوفيه به پايان
رسيد و اين پادشاه تغييراتى نيز در داخل مسجد ايجاد كرد و به تزيينات داخلى
آن افزود (اييجه، همان، ؛ III/٨ يوجل، ٣٢ ؛ .(IA از نيمة دوم سدة ١٠ق/١٦م
به بعد در گورستان متصل به آن ساختن مقبرههايى براي سلاطين عثمانى آغاز
شد (يوجل، ٣٠ ؛ اييجه، همان، .(III/٨-٩
در زمان سلطان مراد چهارم آياتى از قرآن كريم به خط بچاقجى زاده مصطفى
چلبى زينتبخش ديوارهاي مسجد اياصوفيه شد. علاوه بر آن لوحههاي عظيمى به
شكل مربع مستطيل با نام خلفاي راشدين كه توسط خطاط معروف تكنجىزاده
ابراهيم افندي نوشته شده بود، بر بالاي ديوارها نصب گرديد. اين لوحهها در
زمان سلطان عبدالمجيد با الواح مدور بزرگى به خط جلى خطاط قاضى عسكر مصطفى
عزت افندي، تعويض شد (اييجه، همان، ، III/١٥ «كتابشناسى»، ٧٧٨ ؛ يوجل، ٣٢ ؛
آكشيت، ١٣٩ ؛ ١ .(EIسلطان محمود اول تعميرات فراوانى در مسجد اياصوفيه صورت
داد، ولى گفته مىشود كه روي بقاياي موزائيكهاي دورة بيزانس در اين
تعميرات با گچ پوشانده شده است (اييجه، اياصوفيه، .(III/١٢ وي علاوه بر
تعميرات، يك شادروان (وضوگاه) زيبا و چند بناي ديگر در آنجا ساخت؛ مهمترين
آنها كتابخانة با شكوهى است كه از نظر هنر معماري و تزيينى داراي ارزش
فراوانى است. اين كتابخانه ٣٠٠ هزار جلد كتاب در خود داشته است (آكشيت، ١٤٢
؛ استانبول، .(III/١٤٤٦-١٤٤٧ قفسههاي صدف نشان و ديوارهاي كاشىكاري آن از
شاهكارهاي هنري قرن ١٨م تركيه شمرده مىشود (يوجل، ٢٣ ؛ ١ .(EI
پس از سلطان مراد چهارم چندان توجهى به تعمير و نگهداري مسجد اياصوفيه نشد
.(IA) در زمان سلطان عبدالمجيد تعميرات اساسى بنا در سالهاي ١٨٤٧-١٨٤٩م صورت
گرفت (آكشيت، نيز استانبول، همانجاها؛ اييجه، همان، ١٧ و بيشتر تزيينات
داخلى تجديد و يا تعمير شد. موزائيكهاي دوران بيزانس را نيز از زير پوشش گچ
بيرون آوردند. سلطان مايل بود كه موزائيكها به همان صورت باقى بماند، ولى
به علت مخالفتهايى كه ابراز شد، دستور داد دوباره روي آنها را بپوشانند
(همان، ٦ ؛ III/٢, همو، «كتابشناسى»، ٧٧٣ ؛ يوجل، ٣٢ ؛ آكشيت، .(١٤٥ پس از
پايان تعميرات، مسجد اياصوفيه بار ديگر در اولين جمعة ماه رمضان ١٢٦٥ق/ژوئية
١٨٤٩م طى مراسم با شكوهى بر روي مردم گشوده شد (اييجه، اياصوفيه، .(III/١٧
اياصوفيه در زلزلة شديد ١٠ ژوئية ١٨٩٤ دچار صدمات بسياري شد؛ از جمله قطعات
بزرگى از موزائيكهاي گچ پوش نيم گنبدها و سرستونها فرو ريخت و به همين علت
مسجد مدتى طولانى بسته ماند (همان، ؛ III/١٨ همو، «كتابشناسى»، ٧٨٦ ؛ آكشيت،
همانجا).
اياصوفيه پس از تشكيل دولت جمهوري تركيه: در ١٩٢٦م/ ١٣٠٥ش تعميرات ضروري
در سرسراهاي فوقانى، گنبد اصلى و يكى از پايهها به عمل آمد (اييجه،
اياصوفيه، ؛ III/٢٠ استانبول، ؛ III/١٤٤٧ آكشيت، .(١٤٢ در اين ميان با پيشنهاد
آتاتورك در ١٩٣٤م/١٣١٣ش مسجد اياصوفيه به موزه تبديل شد و در اول فورية
١٩٣٥ به طور رسمى افتتاح گرديد (همانجا؛ اييجه، همان، .(III/٢١ كمى بعد
فرشهاي مسجد را جمع كردند و لوحههاي مدور نام خدا و حضرت رسول (ص) و خلفاي
راشدين و امامحسن و امامحسين (ع) را پايين آوردند، تا حالت روحانى اين
معبد كهن به حال و هواي موزه تبديل شود؛ ولى هنگامى كه مىخواستند لوحهها
را براي استفاده در ديگر مساجد استانبول از آنجا بيرون ببرند، به علت بزرگى
بيش از حد (همان، از هيچ كدام از درهاي اياصوفيه ممكن نشد. ناچار آنها را
روي هم چيده و در گوشهاي انبار كردند. مدتى بعد، در ١٩٤٩م/١٣٢٨ش بار ديگر
اين لوحهها از ديوارهاي اياصوفيه آويخته شد (همان، ؛ III/٢١-٢٣ همو، «كتاب
شناسى»، .(٧٧٨
شكوه و زيبايى اياصوفيه پيوسته توجه جهانگردان را به خود جلب كرده است؛
امروزه نيز از مراكز مهم جهانگردي دنيا و از منابع بزرگ درآمد دولت تركيه
بهشمار مىرود.
مآخذ: اولياچلپى، سياحتنامه، استانبول، ١٣١٤ق؛ بوركهارت، تيتوس، هنر
اسلامى، زبان و بيان، ترجمة مسعود رجبنيا، تهران، ١٣٦٨ش؛ رفعت، احمد، لغات
تاريخيه و جغرافيه، استانبول، ١٢٩٩ق؛ سامى، شمسالدين، قاموس الاعلام،
استانبول، ١٣٠٦ق؛ گيبون، ادوارد، انحطاط و سقوط امپراطوري روم، ترجمة فرنگيس
شادمان (نمازي)، تهران، ١٣٧١ش؛ لوكاس، هنري، تاريخ تمدن از كهنترين
روزگار تا سدة ما، ترجمة عبدالحسين آذرنگ، تهران، ١٣٦٦ش؛ نيز:
Aksit, I., Istanbul, Istanbul, ١٩٨١; EI ١ ; Eyice, S., Ayasofya, Istanbul,
١٩٨٤-١٩٨٦; id, X Bibliyografya n , Belleten, Ankara, ١٩٦٤, vol. XXVIII, no. ١١١;
Gardner, H., Art Through the Ages, New York, ١٩٨٠; IA; Istanbul ansiklopedisi,
ed. R. E. Ko ٥ u, Istanbul; Janson, H.W., A History of Art, London, Thames and
Hudson; Rice, D. T., Constantinople, Byzantium-Istanbul, London, Elek Books
Limited; Van Loon , H. W. , The Arts , New York , ١٩٣٩ ; Yucel , E. , Ayasofya m
O zesi, Istanbul, ١٩٨٦.
جلال خسروشاهى