دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢٤٧
| بابا سنكو جلد: ١٠ شماره مقاله:٤٢٤٧ |
باباسَنْكو، يا باباسنگو (٧٨٦ق/١٣٨٤م)، از دراويش مجذوب در ماوراءالنهر.
معناي سنكو دانسته نيست و براي تأييد اين احتمال كه گفتهاند ممكن است
ميان اين كلمه و واژة «سونگو» (در تركى به معناي نيزه) ارتباطى وجود داشته
باشد (نك: ايرانيكا،)، III/٢٩٥ دليلى در دست نيست. دربارة زندگى باباسنكو،
همانند ساير مجذوبان اطلاع زيادي موجود نيست، جز آنكه امير تيمورگوركان (حك
٧٧١- ٨٠٧ق) در ٧٨٢ق/١٣٨٠م، در حمله به خراسان، بر سر راه خويش، در
ولايتاند خود - شهري ميان بلخ و مرو (ياقوت، ١/٣٧٢؛ حافظابرو، بيست و نه) -
به ديدن باباسنكو «كه از زمرة اوليا واصحاب جذبه بود»، مىرود و بابا از سر
جذبه پارهاي گوشت سينه به طرف تيمور مىاندازد؛ امير نيز آن را به فال
نيك گرفته، مىگويد: خداي تعالى خراسان را كه سينة روي زمين است، به ما
ارزانى خواهد داشت؛ و همچنان شد كه او گفت (شرفالدين، ١/٢٢٨).
آنچه مسلم است، اينكه باباسنكو بايد درويشى صاحب نام و داراي
«كراماتوخوارق عادات» بودهباشد (خواندمير، ٢/٥٤٣؛ قس: براون، ، III/١٨٥ كه
او را شوريده احوال خوانده است) كه امير تيمور شخصاً به ديدار او شتافته
است. در ضمن «بابا» داراي چنان جذبه و استغناي طبعى بوده كه با امير تيمور
حتى همكلام نيز نشده، بلكه احساس خود را با پرتاب قطعهاي گوشت به سوي
او نشان داده است، حركتى كه اگراز ديگري سر مىزد، چهبسا جزايى جز تيغ
جلاد نداشت. باباسنكو در ٧٨٦ق در اندخود درگذشت و در همانجا دفن شد (خواندمير،
همانجا؛ سلجوقى، ٤٧). بعدها در كنار قبر وي «باباجان بابا» و «باباابراهيم» از
مجذوبان و مريدان باباسنكو نيز دفن شدند و سپس خانقاهى بر اين مزارها ساختند
كه سالها داير بوده است (عليشير، ٣٩٢). از طريقه و زندگى بابا اطلاع ديگري
در دست نيست، جز آنكه اخى محمد و اخى محمود جامى - كه از ابدال زمان خود
بودهاند - نيز جزو مريدان باباسنكو شناخته شدهاند (اصيلالدين، ٥٠).
مآخذ: اصيلالدين عبدالله واعظ، رسالة مزارات هرات (حصة اول مقصد الاقبال
سلطانيه)، به كوشش فكري سلجوقى، انجمن تاريخ افغانستان، ١٣٤٤ش؛ حافظ ابرو،
عبدالله، جغرافيا، به كوشش مايل هروي، تهران، ١٣٤٩ش؛ خواندمير، غياثالدين،
حبيبالسير، به كوشش محمد دبيرسياقى، تهران، ١٣٥٣ش؛ سلجوقى، فكري، حواشى بر
رسالة مزارات هرات (نك: هم ، اصيلالدين)؛ شرفالدين علىيزدي، ظفرنامه، به
كوشش محمد عباسى، تهران، ١٣٣٦ش؛ عليشير نوايى، نسائم المحبة، استانبول،
١٩٧٩م؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
, E.G., A Literary History of Persia, Cambridge, ١٩٧٧; Iranica.
مصطفى بادكوبهاي هزاوهاي