دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢٤٢
| بابا داغى جلد: ١٠ شماره مقاله:٤٢٤٢ |
باباداغى، يا باباطاغى، شهري در بخش شمالى منطقة دوبروجا١ در كشور
رومانى. نام باباداغى از ساري صالتق بابا كه مقبرهاش در يكى از تپههاي
نزديك آنجا قرار دارد، گرفته شده است (اوليا چلبى، ٣/٣٦٢؛
«دائرةالمعارف...٢»، ؛ IV/٣٧١ II/١٦٦ .(IA, وي در ٦٦٢ق/١٢٦٤م حدود ١٠ تا ١٢
هزار نفر از تركمانان آناتولى را به محلى در دوبروجا كوچاند و خود نيز
همراهآنان درآنجا اقامتگزيد VII/١٧١-١٧٢) , ١ ؛ EII/٨٤٢ , ٢ ؛ EIويتك،
.(٦٣٩-٦٥٠ ابن بطوطه كه در ٧٣٣ق/ ١٣٣٣م از آن ناحيه گذشته، در رحلة خود به
شهري به نام «بابا سلطوق» اشاره كرده، و آن را دورترين قلمرو تركها خوانده
است و از مرد مقدسى نيز كه در آنجا مدفون شده، آگاهى مختصري داده است
(١/٣٥١). اگرچه محل دقيق شهري را كه ابن بطوطه از آن نام مىبرد،
نمىتوان مشخص كرد، ولى ظاهراً همان محلى است كه بعدها باباداغى خوانده
شده است ( ، EIهمانجا).
باباداغى در جريان لشكركشيهاي بايزيد اول، سلطان عثمانى، به منطقة دانوب و
روم ايلى، به تصرف وي درآمد (سعدالدين، ١/٢٨٤) و در ٨١٩ق/١٤١٦م رسماً ضميمة
قلمرو عثمانى گرديد (نشري، ٢/٥٣٤، ٥٣٦؛ «دائرةالمعارف»، ؛ IV/٣٧١-٣٧٢ توران، ٥٦
.(٢٠, بايزيد دوم نخستين سلطان عثمانى است كه مقبرة صالتق بابا را تعمير كرد
و مسجدي در كنار آن ساخت («دائرةالمعارف»، همانجا) و اين شهر را با اراضى
وسيعى وقف ساري صالتق و پيروانش نمود (اوليا چلبى، همانجا). دو وقفنامة آن
كه متعلق به سالهاي ١٠٧٨ق/١٦٦٧م و ١١١١ق/١٦٩٩م است، در فهرست توپكاپى
سرايى آمده است ( ، EIهمانجا). در ٩٤٥ق/١٥٣٨م سلطان سليمان قانونى هنگام
لشكركشى به بُغدان (مولداوي)، چند روز در باباداغى ماند و مزار صالتق بابا را
زيارت كرد (هامر پورگشتال، ٢/١١١٦؛ «دائرةالمعارف»، .(IV/٣٧٢
از اواخر سدة ١٠ق/١٦م بارها حكمران افلاق، به باباداغى و اطراف آن تجاوز
مىكرد، تا اينكه مقرر شد (به فرمان مراد چهارم) براي محافظت از آنجا،
قلعهاي بنا كنند. هنگامى كه ساخت قلعه در شرف اتمام بود، كنعان پاشا
(والى مأمور احداث قلعه) معزول شد و در دوران جانشينان وي نيز بناي قلعه
به پايان نرسيد و سرانجام به صورت مخروبهاي درآمد (اوليا چلبى، ٣/٣٦٢-٣٦٣).
در ١٠٨٦ق/١٦٧٥م سردار جنگ لهستان به سبب فرارسيدن زمستان، اردو را براي
قشلاق به باباداغى آورد (اوزون چارشيلى، ٤٢٧ .(III(١)/٤٢٢, در ١٠٨٩ق/١٦٧٨م
پس از فتح قلعة چهرين از طرف قواي عثمانى در جنگ روس، قره محمد پاشا به
عنوان سردار ايالت اوزي٣ (سيليستره در بلغارستان امروزي) تعيين، و در
باباداغى مستقر شد تا براي لشكركشى جديد به روسيه آمادگيهاي لازم را به
دست آورد (همو، .(III(١)/٤٣٢-٤٣٣ باباداغى در ١١٤٨ق/١٧٣٦م مركز مذاكرات صلح
براي جلوگيري از جنگ روس و عثمانى گرديد (هامر پورگشتال، ٥/٣٢٤٢؛
«دائرةالمعارف»، همانجا).
اين شهر در ١١٨٥ق/١٧٧١م مدت كوتاهى به دست روسها افتاد و بر اثر جنگهاي
شديد به آتش كشيده شد، اما طبق معاهدة قاينارجا به عثمانيها باز پس داده شد
(هامر پورگشتال، ٥/٣٥٥٦-٣٥٦٠؛ «دائرةالمعارف»، همانجا). در ١٢٢٤ق/١٨٠٩م درطول
جنگهايروس و عثمانى بار ديگر باباداغى از طرف روسها تسخير شد، اما عثمانيها ٣
سال بعد آن را پس گرفتند (همانجا؛ I/٨٤٣ , ٢ .(EIسرانجام براساس مادة ٤٦ از
قرارداد برلين، در ١٢٩٥ق/١٨٧٨م باباداغى و بخشى از دوبروجا از قلمرو عثمانى
جدا شد و به خاك رومانى پيوست (اعتمادالسلطنه، ٢/١٨٥٤؛ III/٦١٣ , ٢ .(EI
اوليا چلبى كه در اواسط سدة ١١ق/١٧م از اين شهر ديدن كرده، مىنويسد:
باباداغى بندر شهري معتبر و معمور، با ٧ ناحيه و ١٠٠ قريه است (٣/٢٦٣ -٣٦٤).
باباداغى داراي آب و هوايى لطيف، باغها و تفرجگاههاي زيباست و زمستانهاي
سختى دارد. در اين شهر چندين مسجد، زيارتگاه و تكيه، ٣ حمام، ٣ مدرسه، ٢٠
مكتبخانه و ٨ كاروانسرا وجود داشته است (همو، ٣/٣٦٤- ٣٦٥). از بناهاي مهم
آنجا مىتوان به اولوجامع (مسجد بزرگ)، مسجد على پاشا و مسجد درويش پاشا
اشاره كرد (همانجا). از مشاهير اين شهر، مىتوان شيخ محمود باباطاغى از سلسلة
بيراميه و مولا خليل، معروف به قره خليل را نام برد (عطايى، ٦٠٦، ٧٣٢).
مآخذ: ابن بطوطه، رحلة، بيروت، ١٩٨٧م؛ اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآة
البلدان، به كوشش عبدالحسين نوايى و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٨ش؛ اوليا
چلبى، محمد، سياحت نامه، استانبول، ١٣١٤ق؛ سعدالدين، محمد، تاج التواريخ،
استانبول، ١٢٧٩ق؛ عطايى، عطاءالله، حدائق الحقائق فى تكملة الشقائق، به
كوشش عبدالقادر اوزجان، استانبول، ١٩٨٩م؛ نشري، محمد، جهاننما، به كوشش
فائق رشيد اونات و محمد كويمن، آنكارا، ١٩٥٧م؛ هامر پورگشتال، يوزف، تاريخ
امپراتوري عثمانى، ترجمة ميرزا زكى علىآبادي، به كوشش جمشيد كيانفر، تهران،
١٣٦٩ش؛ نيز:
١ ; EI ٢ ; IA; Turan, O., Tarih Q takvimler, Ankara, ١٩٨٤; T O rkiye diyanet
vakf o Isl @ m ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩١; Uzun ٥ ars o l o , I. H., Osmanl o
tarihi, Ankara, ١٩٨٣; Wittek, P., X Yazijioghlu q Al / on the Christian Turks of
Dobruja n , Bulletin of the School of Oriental and African Studies, London,
١٩٥٢, vol. XIV.
جلال خسروشاهى