دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢٤١
| باباخان چاپرشلو جلد: ١٠ شماره مقاله:٤٢٤١ |
باباخانِ چاپوشْلو (د ١١٤٩ق/١٧٣٦م)، از رجال و سرداران دورة نادرشاه
افشار. وي ازتيرة چاپوشلو (چاوشلو)، از مهمترين شاخههاي طايفة استاجلو از
طوايف قزلباش بود (دربارة اهميت تيرة چاپوشلو و مقايسة آن با القاب اشرافى
اروپا، نك: دُن ژوان...، ٤٦ ؛ مينورسكى، ١٩٣ )؛ چنانكه بيشترين و مهمترين
امراي استاجلو نيز از اين تيره بودند (قاضى احمد، ١/٨٩؛ اسكندربيك، ١٣٩؛ نيز
نك: سومر، ١٩٧). اما با كنار گذاردن استاجلوها از قدرت در زمان شاه عباس اول
صفوي، اين طايفه ديگر نتوانست موجوديت خود را به شكلى متمركز حفظ كند و حتى
شماري از تيرههاي استاجلو، به ديگر طوايف قزلباش پيوستند (نك: همو، ١٩٦). به
نظر مىرسد تيرة چاپوشلو نيز در جريان همين تغيير و تحول، به طايفة افشار ملحق
شده باشد؛ چنانكه وقتى شاه عباس اول صفوي براي جلوگيري از حملة ازبكان
به خراسان، شماري از ايلات ساكن آذربايجان، از جمله ٥٠٠ ،٤خانوار از طايفة
افشار را به ابيورد و درهگز كوچانيد (محمدكاظم، ١/٤- ٥)، عدهاي از افشارها از
جمله خانوادة نادر در منطقة چاپوشلو سكنى گزيدند (همو، ١/٣٥، ١٦١، ٢/٨٢٤).
باباخان از آغاز مبارزة نادر برضد افغانان، او را همراهى كرد و در نبرد
مهماندوست (١١٤٢ق/١٧٢٩م) كه در نزديكى دامغان روي داد و منجر به شكست
اشرف افغان شد، وي يكى از سرداران سپاه نادر بود و پس از جنگ، چون ديگر
امراي برجستة سپاه، مورد نوازش شاه صفوي طهماسب دوم قرار گرفت (همو،
١/١١٢). وي همچنين در جنگهاي نادر، براي بيرون راندن نيروهاي عثمانى از
خاك ايران، با او همراهى مىكرد (نك: همو، ١/٢٥٩).
در جريان حملة نادر به بغداد و نخستين نبرد وي با احمدپاشا والى عثمانىِ
بغداد، باباخان جلودار سپاه نادر بود و توانست بر درويش پاشا سردار عثمانى
غلبه كند (همو، ١/٢٥٨). به دنبال آن، با پيشروي به سوي بغداد، بابا خان در
دو فرسنگى شهر، در كنار رود دجله اردو زد. چون محاصره بىنتيجه ماند، باباخان
همراه نادر و عدهاي ديگر از لشكريان، براي كسب خبر از وضعيت دشمن، پنهانى
در نيمة شب از طريق گذرگاهى از دجله عبور كردند (همو، ١/٢٥٩-٢٦٠).
در طى همين سالها، باباخان چاپوشلو كه به بيگلربيگى لرستان منصوب شده بود،
چندبار شورش طوايف بختياري را سركوب كرد (نك: استرابادي، ١٨٨-١٨٩، ٢٢٣، ٢٤٥).
از آنجا كه لرستان در آن ايام هممرز خاك عثمانى بود، توجه به آن ولايت
اهميت اساسى داشت؛ از اينرو، انتصاب باباخان به اين مقام، از اعتبار و
اقتدار وي حكايت مىكند.
پس از چندي، باباخان به رفع غائلة طايفة زند مأموريت يافت (١١٤٤ق/١٧٣١م) و
با خدعه، مهديخان زند را فريفت و خان زند را كه به اميد دريافت الطاف
نادري به نزد وي شتافته بود، دستگير كرد و به همراه حدود ٤٠٠ تن از افراد
طايفهاش به قتل رساند (ابوالحسن گلستانه، ١٤٦-١٤٧؛ نيز نك: موسوي، ٥؛
استرابادي، ١٨٩) و بقية اعضاي خاندان زند را به خراسان كوچانيد و در منطقة
دره گز ساكن نمود (موسوي، همانجا).
گفتنى است، در نبردي كه طى آن توپال عثمان پاشا سرعسكر عثمانى كشته شد
(١١٤٥ق/١٧٣٢م)، باباخان چاپوشلو، بيگلربيگى لرستان، دستور يافت تا در حوالى
سامرا از دجله بگذرد، حِلّه، نجف و كربلا را تصرف كند و مانع رسيدن آزوقه و
مهمات از بغداد براي سپاه عثمانى شود (استرابادي، ٢١٩؛ لاكهارت، .(٧٤ وي
نخست حله را متصرف شد، سپس شهرهاي مقدس ديگر آن ناحيه را تحت اختيار گرفت
(استرابادي، ٢٢١؛ نيز نك: محمدكاظم، ١/٣٣٤- ٣٣٥).
همچنين نقش باباخان در محاصرة قلعة ايروان (استرابادي، ٢٥٥) و تصرف گنجه
(١١٤٧ق/١٧٣٤م)، آنچنان موجب خشنودي نادر گرديد كه از وي رسماً تقدير كرد و
او را «به اِصطناعت خسروانه» مفتخر ساخت (محمدكاظم، ١/٤٠٩).
در ماجراي به تخت نشستن نادر در دشت مغان (١١٤٨ق/١٧٣٥م)، باباخان خود را
هواخواه جدي سلطنت نادر، و جان نثار وي معرفى كرد و نادرشاه نيز پس از
تاجگذاري، حكومت ايالت مهم هرات را به باباخان سپرد (استرابادي، ٢٧٣).
نام و مهر باباخان چاپوشلو، در ميان نخستين امضا كنندگان وثيقهنامة دشت
مغان به چشم مىخورد (نك: فلسفى، ٦٩).
باباخان در لشكركشى برضد ابوالحسن خان والى متمرّد بلخ (نك: محمدكاظم،
٢/٤٨١) و تسخير اين شهر (١١٤٩ق/١٧٣٦م)، به فرمان نادرشاه، رضاقلى ميرزا
فرزند ارشد شاه را همراهى مىكرد (همو، ٢/٤٨٣؛ نيز نك: لاكهارت، .(١٦٣-١٦٤ به
دنبال آن، سپاه شاهزادة افشار پس از غلبه بر ابوالفيض خان فرمانرواي بخارا،
قلعة شِلْدوك (يا شلوك) را در نزديكى قَرْشى به محاصره درآورد (محمدكاظم،
٢/٥٩٧ - ٥٩٨؛ استرابادي، ٢٩٥). در جريان اين محاصره، باباخان كشته، و پس از
انتقال جسدش به مشهد در آستان قدس رضوي(ع) به خاك سپرده شد (محمدكاظم،
٢/٥٩٩؛ استرابادي، همانجا).
مآخذ: ابوالحسن گلستانه، مجمل التواريخ، به كوشش مدرس رضوي، تهران،
١٣٤٤ش؛ استرابادي، محمدمهدي، جهانگشاي نادري، به كوشش عبدالله انوار،
تهران، ١٣٤١ش؛ اسكندربيك منشى، عالم آراي عباسى، تهران، ١٣٥٠ش؛ سومر،
فاروق، نقش تركان آناطولى در تشكيل و توسعة دولت صفوي، ترجمة احسان اشراقى
و محمدتقى امامى، تهران، ١٣٧١ش؛ فلسفى، نصرالله، هشت مقالة تاريخى و ادبى،
تهران، ١٣٣٠ش؛ قاضى احمد قمى، خلاصة التواريخ، به كوشش احسان اشراقى،
تهران، ١٣٥٩ش؛ محمدكاظم، عالم آراي نادري، به كوشش محمدامين رياحى،
تهران، ١٣٦٤ش؛ موسوي اصفهانى، محمدصادق، تاريخ گيتى گشا، تهران، ١٣٦٣ش؛
نيز:
Don Juan of Persia, tr. G. Le Strange, London, ١٩٢٦; Lockhart, L., Nadir Shah,
London, ١٩٣٨; Minorsky, V., Tadhkirat al - Mul = k, London, ١٩٤٣.
روزبه زرينكوب