دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢٤٠
| باباحاتم، مقبره جلد: ١٠ شماره مقاله:٤٢٤٠ |
باباحاتَم، مَقْبَره، آرامگاهى از سدههاي ٥ - ٦ق/١١-١٢م در ٦٠
كيلومتري غرب مزار شريف در دهستان امام صاحب افغانستان. اين مقبره
نمونهاي از جريان عمومى مقبرهسازي در شمالشرقى سرزمين ايران در قرون
اولية اسلامى است كه به سبك خراسانى ساخته شده است. فاصلة زمانى بناي
آن با قديمترين مقبرة باقى ماندة جهان اسلام تقريباً ٢ تا ٣ سده است (نك:
سوردل، ٣٢٥ ,٢٩٨ ؛ مليكيان، ١١٥ ,١١١ ؛ هيلنبراند، .(٢٥٤
بنا تقريباً داراي طرحى مربع شكل است كه اضلاع آن از بيرون ٥/٩ و از درون
٨٥/٦ متر درازا دارد. مدخل بر ضلع جنوبى درون قوسى تيزهدار قرار دارد (نك:
سوردل، ٢٩٥ ، نيز تصوير .(١١b آسيبها و ترميمهاي بنا كالبد آن را در ضلعغربى
تغييرداده، و از اينرو، آجرچينى ديوارهاي نوسازي نشدة آن متمايز است. در ٤
گوشة بنا ٤ ستون توكار آجرچين با مقطع ٨ ضلعى قرار داشته كه تنها ستون گوشة
جنوب شرقى باقىاست. پوشش خارجىگنبد كهمانند برخى از مقابر خراسان خودي
شكل است، از ميان رفته است (نك: همو، ٢٩٩-٣٠٠ ,٢٩٥ ، نيز تصوير b١١ ؛
مليكيان، ١٠٩ -١٠٨ ، نيز .(١¤ّ¬—
آنچه بيشتر در خور تأمل مىنمايد، كتيبة عريض آجري پيرامون درگاه است كه
مقداري ريختگى دارد و آن را مىتوان با نمونههايى مانند مسجد هرات و جز آن
مقايسه كرد. متن كتيبه، طرفين و بالاي درگاه را در برمىگيرد و مفاد آن
صاحب مدفن را معرفى مىكند (نك: سوردل، ٣٠١ ,٢٩٦ ، نيز تصويرهاي ١٣ ,١٢ ؛
مليكيان، ١١٣ ؛ هيل، تصوير .(٦٠٦ كتيبه تاريخ ندارد. متن آن پس از بسمله
چنين خوانده شده است: هذا مشهد سالار خليل سيد... [برّ] د الله مضجعهم و
نوّر [حفرت] هم (نك: سوردل، ٣٠٢ ؛ بيوار، ١٤٩ -١٤٨ ؛ قس: مليكيان، .(١١١
در بخش خسارت ديدة كتيبه لفظ باباحاتم كه اكنون بهمقبره اطلاق مىگردد،
ديده نمىشود و براي ارتباط يافتن مقبره با شخصيتى معين، هيچ گونه قرينة
تاريخى در دست نيست. نام بابا حاتم ظاهراً به وسيلة مردم بر آرامگاه نهاده
شده است ( ايرانيكا، .(III/٢٩١-٢٩٢ ضماير و ساير تعابير به كار رفته در متن
كتيبه، بر دفن بيش از يك فرد (سالار خليل، مادر و مادر بزرگش؟) در آرامگاه
دلالت دارد؛ اما در درستى قرائت فوق از كتيبه، ترديد وجود دارد (بيوار،
همانجا). كتيبة ديگر درگاه كه بر فراز آن قرار يافته است، به اندازة كتيبة
نخست مهم شمرده نمىشود. اين كتيبه گچبري و داراي تزيين گياهى است (نك:
سوردل، ٣٠٦ -٣٠٢ ؛ مليكيان، ١٢٠-١٢١ .(١١٣,
دردرونبنا، ساقةگنبد، حاشيةطاقدرگاه و طاقنماهاوحاشيههايى كه گوشه سازيها
را از ديوار جدا كرده، كتيبهنگاري شدهاند، و بر نواري كه رويههاي نماي
درونى را به دو بخش فوقانى و تحتانى تقسيم مىكند، عبارت «الملك لله» يا
«الملك» تكرار مىگردد. بر قوس درگاه كلمة «الملك» و بر قوس طاقنماهاي
شرقى، غربى و شمالى آياتى از قرآن كريم همه به صورت گچبري نگاشته
شدهاند (سوردل، ٣١٦ ٣١٧ - ,٣٠٧ ، نيز تصوير ١٤ ؛ مليكيان، .(١١٤ درون گنبد،
كتيبه از سمت راست درگاه بابسمله آغاز، و به دور آن گرديده است. حروف
اين كتيبة كوفى در قسمتهاي ميانى ارتفاع خود متناوباً به شكل جفتْ مثلثهاي
متقارن در مىآيند، يا تشكيل واحد كوچك گياهى را مىدهند. در پايان كتيبه
«عمل محمدبن احمد بن محمود» معرف كاتب آن است (سوردل، ٣١٥ ، نيز تصوير ٢٤ ؛
مليكيان، ١١٤-١١٥ .(١١١,
به رغم آنچه در برخى پژوهشهاي موجود دربارة كتيبة ساقة گنبد بيان شده است،
سندي دال بر اينكه شواهدي چون عبارت نامتعارف «امام رب العالمين» - اگر
درست قرائت شده باشد - فرهنگ شيعة ٧ امامى را به ذهن متبادر سازد، در دست
نيست؛ اما ويژگيهاي بنا و مقايسة آن با ديگر آثار زمان آل شنسب مانند لشكري
بازار و مناره جام آن را اثري از زمان آنان معرفى مىكند (نك: همو، ١٢١ ١١٥,
,١١٢ ؛ ايرانيكا، ؛ III/٢٩٢ سوردل، ٣١٨ .(٣٠٥, آجرچينى مقبرة باباحاتم تنوعى
ملايم دارد كه چگونگى آن بىسابقه نيست (نك: همو، ٢٩٩ ؛ مليكيان، ١٠٩ ، نيز
.(١¤ّ¬— نقوش متنوع گياهى و هندسى، سكنجها و... درون مقبره را به صورت
گچبري تزيين كردهاند. در وسط بنا قبري گچ اندود با محور اريب و مقطع عرضى
جناغى وجود دارد كه ساخت بدنة آن احتمالاً متأخر است. تزيينات درونى مقبره
هماهنگى قابل ملاحظهاي دارد و صرفنظر از نواقص مختصر، بيشتر آن فرسايش
نيافته است. آرايش و پرداخت سطوح درونى مقبره آن اندازه با استخوانبندي
سازگاري دارد كه اصيل دانسته شود، و براي لاحق شمردن آنها دليلى در دست
نيست (نك: سوردل، ٣٠٨ ,٢٩٦ -٢٩٥ ، تصوير ١٤ ؛ مليكيان، ١١٦-١١٧ ١١٠, .(١٠٨,
طبعاً بخشهاي انتقالى چند ضلعى، واسطة استوار شدن گنبد بر ٤ ديوار مقبره
هستند، و هر يك از سكنجهايى كه بدين طريق پديد آمدهاند، از يك طاق ميانى
كوچك دراحاطة چند طاس
مقبرة باباحاتم
مزين در سطوح جانبى سكنجها تشكيل شدهاند. هر يك از ديوارهاي درونى،
طاقنمايى را به ابعاد ٥٨/٠ و ٧٣/٢ و ٦/٢ متر در بر مىگيرد كه همچون ديگر
قوسهاي بنا از نوع تيز متوسط است (نك: سوردل، ٢٩٦ ، نيز تصوير ١٤ ؛ مليكيان،
١١٦-١١٧ .(١١٠,
سطح درون، طرفين و بالاي طاقنماها داراي آراية گياهى و انواع گرههاي
معقلى هستند كه همانند آنها در آثار تاريخى خراسان بزرگ يافت مىشود (نك:
سوردل، ٣١١ ، نيز تصويرهاي ١٧ ,١٤ ؛ هيل، تصويرهاي ٧ .(٦, تزيينات ديگر
بخشهاي بنا همچون نوارهاي بالاي ازارهها و نيز طاسها يا سطوح جانبى سكنجها و
جز آن با اشكال گياهى اعم از نخلى و نيلوفري و نقوشى شبيه سر بزكوهى و جز
آن را در بر مىگيرد. اين نقوش يادآور نمونههايى است متعلق به هنر عباسى و
فاطمى كه همگى در اصول و مبانى داراي منشأ مشترك ساسانى هستند. در ميان
اشيائى كه به تجزيه و تحليل پژوهشگر در تبيين هويت بنا مدد مىرساند،
مىتوان به هاونى مفرغى در موزة هنرهاي تجسمى پاريس اشاره كرد كه در
خراسان ساخته شده، و بر آن ٧ بار كلمة «الملك» با نقش بزكوهى و برگهاي نخل
تركيب گرديده است (نك: سوردل،٣١٣ -٣١٢ ،نيز تصويرهاي f١٤ ؛ f. ١٢٠Šö‘þîþóõ
١١٧-١١٨, ,١١٠ ؛ اتينگهاوزن، ١٨٧ ١٨٨ - .(١٠٣,
مآخذ:
Bivar, A.D.H., X The Inscription of S ? l ? r Khal / l in Afghanistan n JRAS,
London, ١٩٧٧, vol. II; Ettinghausen, R. & O. Grabar, The Art and Architecture of
Islam: ٦٥٠-١٢٥٠, Harmondsworth, ١٩٨٧; Hill, D. & O.Grabar, Islamic Architecture
and its Decoration A.D. ٨٠٠-١٥٠٠ London, ١٩٦٧; Hillenbrand, R., Islamic
Architecture, Edinburgh, ١٩٩٤; Iranica ; Melikian - Chirvani, A.S., X Baba
Hatem. Un Chefd'oeuvre inconnu d'epoque ghazn E vide en Afghanistan n , The
Memorial Volume of the Vth International Congress of Iranian Art and
Archaeology, ed. M.Y. Kiani & A.Tajvidi, Tehran, ١٩٧٢; Sourdel - Thomine, J., X
Le Mausol E e dit de Baba Hatim en Afghanistan n , Revue des E tudes islamiques,
Paris, ١٩٧١, vol. XXXIX (٢).
يدالله غلامى