دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢١٦
| ايمن بن خريم جلد: ١٠ شماره مقاله:٤٢١٦ |
اَيْمَنِ بْنِ خُرَيم بن فاتِك اسدي (د ٨٦ق/٧٠٥م)، شاعر عصر اموي.
پدرش از جنگجويان بدر و راويان حديث بود (ابن قتيبه، الشعر...، ٣٤٥). ايمن
در شام زاده شد و گويند به روز فتح مكه (٨ق) جوانى نورس بود (ابن عبدالبر،
١/١٢٩؛ ابن قدامه، ٥١٦؛ ابن اثير، ١/١٦٠؛ سيوطى، ١/١٧١؛ ابن عساكر، ٣/١٨٧).
وي به سبب زهد، پارسايى و وقار اجتماعى و مَنشى معتدل و خردمندانه از
احترام همگان و خاصه معاويه برخوردار بوده است؛ از اين رو مىتوانسته با
شجاعت تمام در اشعارش به دادن پند و اندرز حتى عتاب و اعتراض بپردازد.
مثلاً وقتى كه ضحاك يكى از فرماندهان معاويه در سرزمين جزيره از اَشتر
شكست خورد، وي قطعهاي ملامتآميز و پرخاشگرانه خطاب به معاويه سرود (نصربن
مزاحم، ١٢-١٤؛ ثقفى، ٢١٣-٢١٦). در شكستى ديگر كه به سپاه معاويه افتاد، باز
به همين گونه شعر سرود (نصر بن مزاحم، ٤٣١)؛ اما شگفت آنكه او، به رغم
وابستگى به معاويه، چون ماجراي گزينش حَكَم بالا گرفت، قطعهاي سرود كه
مخاطب آن در واقع اميرالمؤمنين على(ع) بود و در آن قطعه مصرانه مىخواست
نه ابوموسى، كه ابن عباس را به حكميت برگزيند، چندانكه گويى، به قول
ابن مزاحم، مايل بود كه در اين كار، عراقيان موفق شوند (همو، ٥٠٢). در هر
حال، به گفتة نصربن مزاحم وي ترجيح مىداده از كشمكشهاي سياسى به دور
باشد (ص ٥٠٣).
پس از مرگ معاويه تا خلافت مروان بن حكم (٦٠ -٦٤ق) خبري از ايمن در دست
نيست. چون مروان (حك ٦٤ - ٦٥ق) از ايمن خواست كه به همراه ضحاك بن قيس
در جنگ برضد عبدالله بن زبير شركت كند، وي به شيوة معهود خود، سر باز زد و در
نتيجه خشم مروان را نسبت به خود برانگيخت (ابن قتيبه، المعارف، ٣٤٠،
الشعر، ٣٤٦؛ ابن عبدربه، ٤/٤٠١-٤٠٢؛ ابن حبان، ٤/٤٦-٤٧).
از ارتباط وي با دربار عبدالملك جز يكى دو روايت در دست نيست. به گفتة
بلاذري وي مدتى در خدمت يحيى بن حكم والى عبدالملك بر مدينه به سر برده
است (٥/١٦٢)؛ همچنين مدتى نيز نزد عبدالعزيز بن مروان (حك ٦٥ - ٨٥ق)، حاكم
مصر، به سر برد و او را مدح گفت، اما به سبب كدورتى كه پيش آمد، از او بريد
و به برادرش بشربن مروان در عراق پيوست (جاحظ، ١٠٧؛ ابن قتيبه، عيون...،
٤/٦٦؛ ابوالفرج، ٢١/٧- ٨). از اين دوره به بعد از زندگى وي اطلاعى در دست
نيست. مجموعة اشعاري كه از او به جاي مانده، ١٤٦ بيت است كه در منابع
پراكندهاند.
مآخذ: ابن اثير، على، اسدالغابة، قاهره، ١٢٨٦ق؛ ابن حبان، محمد، الثقات،
حيدر آباد دكن، ١٣٩٨ق/١٩٧٨م؛ ابن عبدالبر، يوسف، الاستيعاب، به كوشش على
محمد بجاوي، قاهره، ١٣٨٠ق/١٩٦٠م؛ ابن عبدربه، احمد، العقد الفريد، به كوشش
احمد امين و ديگران، بيروت، ١٤٠٢ق؛ ابن عساكر، على، التاريخ الكبير، به
كوشش عبدالقادر بدران، دمشق، ١٣٣١ق؛ ابن قتيبه، عبدالله، الشعر و الشعراء،
ليدن، ١٩٠٢م؛ همو، عيون الاخبار، بيروت، ١٣٤٣ق/١٩٢٥م؛ همو، المعارف، به
كوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٩٦٠م؛ ابن قدامة مقدسى، عبدالله، التبيين فى
انساب القريشين، به كوشش محمد نايف، بيروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ ابوالفرج
اصفهانى، الاغانى، به كوشش احمد شنقيطى، قاهره، ١٣٢٣ق؛ بلاذري، احمد،
انساب الاشراف، به كوشش عبدالعزيز دوري، بيروت، ١٣٩٨ق/١٩٧٨م؛ ثقفى،
ابراهيم، الغارات، به كوشش عبدالزهرا حسينى، بيروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ جاحظ،
عمرو، البرصان و العرجان، به كوشش محمد مرسى خولى، بيروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛
سيوطى، حسن المحاضرة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛
نصربن مزاحم، وقعة صفين، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٧٢ق.
رضوان مساح