دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٩٢
| ايسيغ كول جلد: ١٠ شماره مقاله:٤١٩٢ |
ايسيغْ كول٢، درياچهاي كوهستانى در تركستان و يكى از بزرگترين درياچههاي
كوهستانى جهان و استانى به همين نام در قرقيزستان. ايسيغ كول در تركى
قرقيزي به معناي درياچة گرم است X/٥٤٤) , ٣ .(BSEدر زبان چينى نيز نام اين
درياچه به همين معناست (بارتولد، .(III/٤٣٧ نام درياچه در آثار مؤلفان
اسلامى به گونههاي مختلف آمده است (نك: حدود العالم، ٢٧، ٤٠، ٨٢؛ مجمل
التواريخ...، ١٠٠؛ گرديزي، ٢٦٦؛ ابن عربشاه، ١٥٠؛ شرفالدين، ٣٣٤، ٤٣٤).
درياچة ايسيغ كول در فاصلة ٤٢ و ١١ تا ٤٢ و ٥٩ عرض شمالى و ٧٦ و ١٥ تا ٧٨ و ٣٠
طول شرقى واقع است IV/٢١٢) , ٢ EI). ارتفاع آن از سطح دريا ٦٠٨ ،١متر است.
مساحت آن را ٢٣٦ ،٦و ٣٣٠ ،٦كم٢، طول آن را ١٧٨ كم و عريضترين بخش درياچه را
٦٠ كم نوشتهاند. حداكثر عمق درياچه ٦٦٨ تا ٧٠٢ متر، عمق متوسط آن ٢٧٨ متر و
ميزان آب آن ٧٣٨ ،١كم٣ است. آب بيش از ٥٠ رودخانه و جويبار به اين درياچه
مىريزد كه ميزان ريزش ساليانة آنها بالغ بر ٣ كم٣ است ( ، BSEهمانجا). محيط
درياچه ٥٩٧ كم است كه نيمى از ساحل آن شنى است. حرارت آب درياچه در
زمستان (ژانويه) ٢ تا ٣ و در تابستان ١٩ تا ٢٠ سانتىگراد است. آب درياچه تا
عمق ١٢ متر قابل رؤيت است. ميزان نمك آب ٨/٥% و براي شرب نامناسب است.
در ايسيغ كول حدود ٢٠ نوع ماهى زندگى مىكنند (همانجا).
قديمترين مأخذي كه در آن از درياچة ايسيغ كول سخن رفته، نوشتة سيون -
تسزان٣ مؤلف چينى سدة ٧م است (بارتولد، .(IV/٧٤ در ٦٢٩م اين راهب بودايى،
معلم و جهانگرد به اراضى كنونى آسياي مركزي سفر كرد و پس از بازگشت به
چين در ٦٤٨م مشاهدات خود را با عنوان «يادداشتهايى دربارة سرزمينهاي غربى»
نوشت كه آگاهيهاي جالبى دربارة يخچالهاي طبيعى كوههاي تيان شان و درياچة
ايسيغ كول به دست مىدهد (آزاتيان، ٩١ -٩٠ ؛ بارتولد، .(IV/٧٥
يكى از راههاي بازرگانى ميان چين و آسياي غربى از بِدِل در ساحل جنوبى
اين درياچه مىگذشت كه مشرف به دشتچو بود. مهمترين منطقة بازرگانى كنار
آن بَرسخان نام داشته است (همو، .(III/٤٣٧-٤٣٨ گرديزي داستانى دربارة بناي
برسخان و وجه تسمية آن نقل كرده است (ص ٢٦٥). همو مىنويسد كه اندر حوالى
ايسيغ كول چگليان نشينند (ص ٢٦٦). بارتولد شهر ايسيكول در شمال درياچه را با
اسكول مندرج در متن حدود العالم (ص ٨٢) همنام دانسته است .(III/٤٣٨)
قدامة بن جعفر مردم اين ناحيه را مجوس (زردشتى) و زنديق (مانوي) ناميده
است (ص ٣٦٢). ياقوت نيز آنان را مجوس، آتش پرست، زنديق و مانوي خوانده
است (٤/٨٣٣)، ولى در اين منطقه گورهاي مسلمانان با نوشتههايى بر روي
سنگهاي قبر وجود دارد (بارتولد، همانجا).
كرانة ايسيغ كول به سبب شرايط آب و هوايى بسيار مناسب، يكى از
زمستانگاههاي مورد علاقة كوچندگان ترك و مغول بوده است. نام ايسيغ كول
بارها در تاريخ نظامى آسياي ميانه آمده است. تيمور به احتمال در جزيرهاي
ميان درياچه قلعهاي بنا كرد و در آن گروهى از تاتارهايى را كه گمان مىرود
از آسياي صغير آورده بود، جاي داد. اين همان دژي است كه ميرزا محمد حيدر دو
غلات آن را قوي سو١ ناميده است (ص ٧٨ ؛ بارتولد، همانجا). اكنون در درياچه
اثري از جزيره نيست. محتمل است كه جزيره و دژ ياد شده در نتيجة زمينلرزه
منهدم شده باشند (همانجا).
در سدههاي ١٧ و ١٨م كرانة ايسيغ كول تحت حاكميت قلموقهايى قرار داشت كه
دين بودايى داشتند. در روزگار قلموقها كرانة درياچه مرتع دامهاي قبيلة
قراقرقيز بود. پس از تسلط چينيها بر اراضى قلموقها دولت چين با وجود تلاش
بسيار، نتوانست در اين نواحى از موقعيتى استوار، برخوردار شود. اواسط سدة ١٩م
روسها به سوي منطقة ايلى روان شدند (نك: ه د، ايلى). بخشى از افراد قراقرقيز
در ١٨٥٥م ناگزير به حاكميت روسها تن در دادند، بقيه نيز در ١٨٦٠م حاكميت
روسها را پذيرفتند (بارتولد، .(III/٤٣٩
استان ايسيغ كول در ١١ دسامبر ١٩٧٠ تأسيس گرديد. اين استان كه در بخش شرقى
جمهوري قرقيزستان واقع شده، از جنوب شرق با جمهوري خلق چين هم مرز است
X/٥٤٤) , ٣ BSE). مساحت استان ايسيغ كول را ٥٠٠ ،٤٣كم٢، و جمعيت آن را در
١٩٨٥م/١٣٦٤ش، ٣٧٩هزار نفر نوشتهاند كه ٣٣% آنان در شهرها زندگى مىكردند.
اين استان داراي ٣ شهر با مركزي به نام پرژوالسك٢ است («فرهنگ...٣»، .(٥١٠
استان ايسيغ كول به ٤ شهرستان تقسيم شده است. بجز قرقيزها كه بخش بزرگى
از جمعيت را تشكيل مىدهند، قزاقها، تاتارها، قلموقها، ازبكها، اويغورهار،
دونگايها، روسها، اوكرايينيها و اقوامى ديگر نيز در اين استان سكنى دارند.
تراكم جمعيت در استان ايسيغ كول، اندكى بيش از ٥/٧ نفر در هر كم٢ است و
اشتغال عمدة اهالى دامداري است X/٥٤٥) , ٣ BSE).
مآخذ: ابن عربشاه، احمد، عجائب المقدور فى اخبار تيمور، قاهره، ١٣٠٥ق؛ حدود
العالم، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٦٢ش؛ شرفالدين على يزدي،
ظفرنامه، به كوشش عصامالدين اورونبايوف، تاشكند، ١٩٧٢م؛ قدامة بن جعفر،
«الخراج»، همراه المسالكوالممالك ابنخردادبه، به كوشش دخويه، ليدن،
١٨٨٩م؛ گرديزي، عبدالحى، زين الاخبار، به كوشش عبدالحى حبيبى، تهران،
١٣٤٧ش؛ مجمل التواريخ و القصص، به كوشش محمدتقى بهار، تهران، ١٣١٧ش؛
ياقوت، بلدان؛ نيز:
, A. A. etal., Istoriya otkrytiya i issledovaniya sovetsko o Azii, Moscow,١٩٦٩;
Barthold, W.W., Sochineniya, Moscow,١٩٦٥-١٩٦٦; BSE ٣ ; Dughlat, M. H.,
Tarikh-i-Rashidi, tr. N. Elias, Patna, ١٩٧٣; EI ٢ ; Sovetski o
entsiklopedicheski o slovar', Moscow, ١٩٨٧.
عنايتالله رضا