دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٨٧
| ايروان جلد: ١٠ شماره مقاله:٤١٨٧ |
ايرَوان، مركز جمهوري ارمنستان. اين شهر در شمال شرقى دشت آرارات و
در منطقهاي كوهستانى در ارتفاع ٩٠٠ تا ٣٠٠ ،١متر و در ٤٠و ١٥ عرض شمالى و ٤٤
و ٣٥ طول شرقى واقع است («دائرة المعارف جغرافيايى١»، .(II/١٧
نام اين شهر به صورتهاي گوناگون از جمله: اروان، يروان و اريوان نيز آمده
است («دائرةالمعارف ارمنى٢»، ؛ III/٥٤٨ بدليسى، ١٥؛ پچوي، ١/١٧٣). ارمنيان
خود اين شهر را يروان مىنامند و در دوران حكومت شوروي اين نام تثبيت شد
IV/٣١١) )، IA, اما در متون فارسى نام آن ايروان آمده است. نظر مؤلفان
دربارة منشأ نام ايروان متفاوت است (نك: جكسن، ١٨ ؛ بستانى، ١١/٣١؛
«دائرةالمعارف ارمنى»، همانجا؛ پيوتروفسكى، .(٣١
دشتى كه ايروان در آن واقع شده، از شمال، مشرق و مغرب با كوهستان مرتبط
است. مساحت آن نيز در ١٩٨٩م، ٢٦٥ كم٢ بوده است ( آرمنيا، .(١٠١ شهر ايروان
كنار رودخانة رازدان از شاخههاي رود ارس قرار دارد و از جنوب مشرف به دشت
كاناكِر است. اطراف شهر را مناطق سبز و خرم فراگرفته، و راهآهن تفليس -
لنيناكان - جلفا تا اين شهر كشيده شده است («دائرة المعارف جغرافيايى»،
.(II/١٧-١٨ جمعيت اين شهر را در ١٣١٥ق/١٨٩٧م، ٢٩ هزار نفر نوشتهاند كه در
١٩٧١م به ٧٩١ هزار IX/٨٩) , ٣ BSE)، و در ١٩٨٩م/١٣٦٨ش به ٠٠٠ ،٢١٦ ،١نفر
افزايش يافت ( آرمنيا،همانجا).
تاريخ بناي ايروان را ٧٨٢قم نوشتهاند (همان، .(١٠٢ در ٢٢ق/ ٦٤٣م لشكريان
عرب با حمله به ايروان و نخجوان، اين شهرها را مدتى در تصرف گرفتند و سپس
رها كردند («تاريخ ارمنستان٣»، .(١٠٩ در سدههاي ٣- ٥ق/٩-١١م در ارمنستان
شهرهايى وجود داشت كه در اختيار اشراف و بزرگان ارمنى بود و ايروان از
اينگونه شهرها محسوب مىشد (همان، .(١٣٠ در سدههاي ٦ و ٧ق/١٢ و ١٣م در
ايبري (گرجستان) دولتى پديد آمد كه بخشى از ارمنستان، از جمله ايروان را در
تصرف داشت (همان، .(١٤٢ در سدة ٨ق/١٤م نخستين بار از ايروان به عنوان
تختگاه سرزمين آرارات ياد شده است ( آرمنيا، همانجا). در ٨٤٤ق/١٤٤٠م ايروان
مركز اداري منطقة شرق ارمنستان شد ( ٣ ، BSEهمانجا).
در ٩٥٥ق/١٥٤٨م هنگامى كه شاه طهماسب اول به چخور سعد (ايروان) رفت، به
سبب ويرانى شهر آزوقه در آن يافت نمىشد (پارسا دوست، ١٩٣). در ٩٥٦ق/١٥٤٩م
اسكندر پاشا سردار عثمانى، بازار ايروان را به آتش كشيد (همو، ٢٠٣). در
٩٦١ق/١٥٥٤م ايروان از سوي سپاهيان عثمانى دستخوش نهب و غارت و ويرانى
گرديد. در اين حمله كه توسط سلطان سليمان صورت گرفت، كاخها و بناهاي
ايروان به آتش كشيده، ويران شدند (پچوي، ١/٣١٢- ٣١٥؛ پارسادوست، ٢١٥).
هنگامى كه بايزيد به سبب اختلاف با پدرش سلطانسليمان، در عهد شاه طهماسب
صفوي به ايران پناهنده شد، مدتى را در شهر ايروان گذرانيد (همو، ٣٠١).
كوچانيدن ارامنة چخور سعد (ايروان) از ٩٨٤ق آغاز شد. در زمان سلطنت محمد
خدابنده پدر شاه عباس اين سرزمين عرصة تاخت و تاز سپاهيان ترك بود كه تا
١٠١٢ق ادامه يافت، ولى در ١٠١٣ق قلعههاي بزرگ ايروان و نخجوان از آنان
باز پس گرفته شد (فلسفى، ٣/٢٠١- ٢٠٢). در پايان عهد صفويان دولت عثمانى بار
ديگر ايروان را به تصرف خود در آورد، ولى نادرشاه در ١١٤٧ق/١٧٣٤م، در پيكار
كنار قلعة ايروان بر سپاه عثمانى پيروز شد (استرابادي، ٢٥٥، ٢٥٨، ٢٥٩).
نادرشاه پس از تصرف قفقاز پناه علىبيگ ساروجلوي جوانشير، مشهور به پناه
خان را به فرمانروايى بخشهايى از قفقاز گمارد. پس از قتل نادر در
١١٦٠ق/١٧٤٧م پناهخان در ايروان، شكى و گنجه به تاخت و تاز مشغول شد
(جوانشير، ٦ -٩). وي پس از ١١٦٥ق چند سال با استقلال بر آن نواحى فرمان
راند. از ١١٧٤ق/١٧٦١م ابراهيم خان بر مسند حكومت ايروان و چند شهر ديگر قفقاز
قرار گرفت و تا ١٢٢١ق/ ١٨٠٦م در سمت فرمانروايى باقى بود (همو، ٢٣- ٢٨).
در ١٢١٩ق/١٨٠٤م محمدخان حاكم ايروان كه از طرفداران و متحدان ابراهيمخان
و از فتحعلى شاه قاجار در هراس بود، سفيري نزد ژنرال سيسيانوف سردار روسى
فرستاد و از او ياري خواست و اطاعت از دولت روسيه را اعلام داشت. در نتيجه
سيسيانوف رهسپار ايروان گرديد. در اين زمان عباس ميرزا وارد ايروان شد.
محمدخان عهد خود با سردار روس را شكست و از واگذاري قلعه به روسها امتناع
ورزيد؛ از اين رو سيسيانوف صلاح كار را در آن ديد كه به تفليس بازگردد (همو،
٤١-٤٢؛ قس: باكيخانوف، ١٨٥-١٨٦؛ سايكس، ٢/٤٥٣-٤٥٤).
در پاييز ١٢٢٣ق/١٨٠٨م ايروان توسط سپاه روس به فرماندهى ژنرال گودُويچ بار
ديگر محاصره شد، ولى اين بار نيز نتيجهاي به دست نيامد («تاريخ ارمنستان»،
١٩٠ ؛ باكيخانوف، ١٩١). تصرف ايروان از سوي سپاهيان روس ١٨ سال بعد در
جريان جنگهاي ايران و روس (١٢٤١-١٢٤٣ق/١٨٢٦- ١٨٢٨م) روي داد («تاريخ
ارمنستان»، همانجا) و در ١٠ فورية ١٨٢٨ با انعقاد پيمان تركمان چاي، خاننشين
ايروان به روسيه ملحق گرديد (همان، ١٩٤ ؛ سايكس، ٢/٤٦٣). پس از اتمام جنگ
روسها با ايران و عثمانى مهاجرت ارامنه از ايران و آسياي صغير به ارمنستان
آغاز شد. از ٤٠ تا ٤٥ هزار ارمنى مقيم ارزروم، ٢٥هزار نفر به ايروان رفتند
(سرسى، ١٠٠). پس از انعقاد پيمان تركمانچاي، خان نشين ايروان از سوي دولت
روسية تزاري ملغى اعلام شد و اين شهر و منطقه همانند ديگر نواحى قفقاز تابع
نظام اداري امپراتوري روسيه در آن سرزمين شد (خداورديان، ٣٢٧).
پس از انقلاب روسيه و سقوط دولت تزاري در ١٩١٧م، مقامات محلى، دولتى موقت
در ايروان تشكيل دادند («دائرةالمعارف تاريخى...١»، .(V/٤٩٨ در ١٩١٨م نخستين
دولت ارمنى در ايروان پديد آمد و بار ديگر رشتة گسستة تاريخ ارمنستان گره
خورد (پاسدرماجيان، ٤٩٣) و ايروان مركز جمهوري ارمنستان شد ( آرمنيا، كه تحت
حكومت حزب ناسيوناليست داشناكسوتيون قرار داشت ( , ٣ BSE.(IX/٩٠ در ٢ آوريل
١٩٢١ با برقراري حكومت شوروي در ارمنستان، شهر ايروان همچنان به عنوان مركز
جمهوري ارمنستان باقى ماند. پيش از جنگ جهانى دوم، ايروان شهري صنعتى شد
كه در آن حدود ٢٠٠ مؤسسة صنعتى فعاليت داشت (همانجا). پس از فروپاشى اتحاد
شوروي نيز ايروان همچنان به عنوان مركز جمهوري مستقل ارمنستان باقى ماند.
شاردن از بقاياي مسجد و گرمابه و كاروانسراهاي ايروان ياد كرده است (٢/٢٨٦).
وجود مساجد متعددي در اين شهر، نشانهاي از زندگى مسلمانان در آنجا بوده
است، ولى در جنگهاي ايران و عثمانى، بيشتر مساجد شهر دستخوش ويرانى شدند.
اعتمادالسلطنه نيز در ذكر حوادث سال ١٢١٩ق/١٨٠٤م از وجود مسجد جامع شهر
ايروان خبر داده است (٣/١٤٧٢). در زمان امير تيمور، ايل قاجار در گنجه و
ايروان ساكن شد (همو، ٣/١٣٦٤). شاه عباس اول نيز گروهى از طايفة قاجار را در
ايروان جاي داد (همو، ٣/١٣٤٠، ١٣٥١). ميرزاي سنگلاخ از وجود شيخالاسلام شهر
ايروان ياد كرده است (ص ٢٨٢). اكنون در شهر ايروان تنها يك مسجد از مساجد
قديمى آن برجا مانده است.
مآخذ: استرابادي، محمدمهدي، جهانگشاي نادري، به كوشش عبدالله انوار، تهران،
١٣٤١ش؛ اعتمادالسلطنه، محمدحسن، تاريخ منتظم ناصري، به كوشش محمد اسماعيل
رضوانى، تهران، ١٣٦٧ش؛ باكيخانوف، عباسقلى، گلستان ارم، به كوشش
عبدالكريم على زاده و ديگران، باكو، ١٩٧٠م؛ بدليسى، شرفالدين، شرفنامه،
به كوشش محمد عباسى، تهران، ١٣٤٣ش؛ بستانى؛ پارسادوست، منوچهر، شاه تهماسب
اول، تهران، ١٣٧٧ش؛ پاسدرماجيان، هراند، تاريخ ارمنستان، ترجمة محمد قاضى،
تهران، ١٣٦٦ش؛ پچوي، ابراهيم، تاريخ، استانبول، ١٢٨٣ق؛ جوانشير قراباغى،
جمال، تاريخ قراباغ، باكو، ١٩٥٩م؛ خداورديان، ك. س.، «الحاق ارمنستان
شرقى به روسيه»، ترجمة ا. گرمانيك، تاريخ ارمنستان، تهران، ١٣٦٠ش؛ سايكس،
پرسى، تاريخ ايران، ترجمة محمد تقى فخرداعى گيلانى، تهران، ١٣٦٣ش؛ سرسى،
لوران، ايران در ١٨٣٩-١٨٤٠م، ترجمة احسان اشراقى، ١٣٦٢ش؛ شاردن،
سياحتنامه، ترجمة محمد عباسى، تهران، ١٣٥٥ش؛ فلسفى، نصرالله، زندگانى شاه
عباس اول، تهران، ١٣٤٥ش، ميرزاي سنگلاخ، تذكرة الخطاطين، تبريز، ١٢٩١ق؛
نيز:
Armeniya, entsiklopediya puteshestvennika, Erevan, ١٩٩٠; Armyanskaya Sovetskaya
entsiklopediya, Erevan, ١٩٧٧; BSE ٣ ; IA; Istoriya Armyanskogo naroda, Erevan,
١٩٨٠; Jakson, A. V. W., Persia Past and Present, London, ١٩٠٩; Kratkaya
geograficheskaya entsiklopediya, Moscow, ١٩٦١; Piotrovski o , B. B., Vanskoe
tsarstvo (Urartu), Moscow, ١٩٥٩; Sovetskaya istoricheskaya entsiklopediya,
Moscow.
عنايتالله رضا