دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٧٩
| ايرانشهر، حسين جلد: ١٠ شماره مقاله:٤١٧٩ |
ايرانْشَهْر، حسين كاظمزاده (١٢٦٢-١٣٤٠ش/١٨٨٤-١٩٦٢م)، نويسنده و متفكر
معاصر ايرانى. او در تبريز به دنيا آمد و تحصيلات مقدماتى را در همين شهر آغاز
كرد؛ سپس در دبيرستان كمال به ادامة تحصيل پرداخت (كاظمزاده، ١؛ تقىزاده،
٣/٢٦٠). وي در ١٣٢٢ق/ ١٩٠٤م، راهى استانبول شد و در آنجا ضمن فعاليت در
سفارت ايران، در دانشكدة حقوق نيز تحصيل كرد (كاظمزاده، ٨٥ -٨٦، ٩٤). در
١٣٢٩ق/١٩١١م به بلژيك رفت و در رشتة علوم اجتماعى و سياسى تحصيلات خود را
ادامه داد (همو، ١٠٤-١٠٦). پس از يك سال اقامت در بروكسل، به پاريس رفت و
در آنجا با همكاري محمد قزوينى و ابراهيم پورداود، «انجمن مصاحبات ادبى و
علمى ايرانيان» را بنياد نهاد (همو، ١٠٧- ١٠٨)؛ ديري نپاييد كه به دعوت
ادوارد براون به كمبريج سفر كرد و در آنجا به تدريس زبان و ادبيات فارسى
پرداخت (همو، ١٠٩-١١١؛ براون، ٩٨).
در ١٣٣٣ق/١٩١٥م، ايرانشهر به دعوت سيدحسن تقىزاده به برلين رفت و همراه
او و شخصيتهاي ديگري مانند محمدعلى جمالزاده، محمدعلى تربيت، ابراهيم
پورداود و اسماعيل اميرخيزي، در «كميتة نجات ملى ايران»، به فعاليتهاي
سياسى دست زد (كاظمزاده، ١١٥- ١١٧؛ آرينپور، ٢/٢٣٣؛ جمالزاده،
«يادگارها...»، ٤١٦، «سيد محمد على...»، ١٥٦-١٥٧). ايرانشهر اندكى بعد، به
درخواست كميته راهى كرمانشاه گرديد. وي در آنجا از سوي مأموران عثمانى
دستگير و زندانى شد، اما پس از چند ماه رهايى يافت و از طريق استانبول به
برلين بازگشت. پس از پايان جنگ جهانى اول، فعاليتهاي سياسى ايرانيان،
رنگ و بوي فرهنگى به خود گرفت. ايرانشهر در اين فعاليتها نقش عمده داشت و
خانة او محفل محققان ايرانى و خاورشناسان شد (كاظمزاده، ١٧٣-١٧٤). او در اين
زمان، با تقىزاده در انتشار روزنامة كاوه همكاري داشت (تقىزاده، همانجا)،
اما پس از تعطيلى كاوه، خود به انتشار مجلهاي با عنوان ايرانشهر (ه م) دست
زد.
با آغاز جنگ جهانى دوم و روي كار آمدن حزب نازي، ايرانشهر در ١٣١٥ش/١٩٣٦م،
به سويس رفت (كاظمزاده، ١٨٠-١٨١، ٢١٠) و تا پايان عمر در آنجا به سر برد.
وي سرانجام در ٧٨ سالگى، در قرية دگرسهايم درگذشت و همانجا به خاك سپرده
شد (همو، ٣٨٥، ٣٨٩؛ مجذوب صفا، ٤٥١؛ آرينپور، همانجا).
ايرانشهر شيفتة احياي تاريخ و فرهنگ ايران، و منادي وحدت ملى بود و از
كسانى به شمار مىآيد كه به ترويج ادب فارسى در آذربايجان علاقة بسيار
داشت (مجتهدي، ٣٤؛ آرينپور، همانجا). او در ٤٠ سال آخر عمر، به پارسامنشى و
زهد روي آورد و مكتبى فلسفى - اخلاقى با عنوان «مكتب عرفان باطنى» بنيان
نهاد (كاظمزاده، ٢٠٣؛ آرينپور، همانجا). وي براي سازماندهى هواداران خود،
انجمنهايى در اروپا، به ويژه آلمان تشكيل داد و به منظور اشاعة تفكرات خود،
كلاسهايى با عنوان «دايرة نور» برپا ساخت (كاظمزاده، ٢٠٤).
آثار: ايرانشهر افزون بر تأليف مقالات بسيار كه در مجلات گوناگون به چاپ
رسيد، آثار فراوانى نيز از خود برجاي نهاد كه برخى از آنها از اين قرارند:
منظومة رستم و سهراب، تجليات روح ايرانى و معارف عثمانى، شرح حال شيخ
محمد خيابانى، راه نو در تعليم و تربيت، رهبر نژاد نو يا در جستجوي خوشبختى،
تداوي روح يا طريقة تلقين به نفس، اصول فن تربيت، قوة فكر و معجزات آن،
راه راست براي صلح بين ملتها، بچهها را چگونه تربيت كنيم، ترجمه و تنظيم
مكالمات كنفوسيوس، و اصول اساسى فن روانشناسى (نك: همو، ٤٨٠-٤٨٧؛ صدرهاشمى،
١/٣٤٠).
مآخذ: آرينپور، يحيى، از صبا تا نيما، تهران، ١٣٧٢ش؛ براون، ادوارد، نامههاي
ادوارد براون به سيدحسن تقىزاده، به كوشش عباس زرياب خويى و ايرج افشار،
تهران، ١٣٥٤ش؛ تقىزاده، حسن، مقالات، به كوشش ايرج افشار، تهران، ١٣٥١ش؛
جمالزاده، محمدعلى، «سيد محمدعلى جمالزاده به قلم خودش»، راهنماي كتاب،
تهران، ١٣٥٥ش، س ١٩، شم ١-٣؛ همو، «يادگارهايى از روزگار جوانى»، همان،
تهران، ١٣٥٣ش، س ١٦، شم ٧-٩؛ صدرهاشمى، محمد، تاريخ جرايد و مجلات ايران،
اصفهان، ١٣٦٣ش؛ كاظمزادة ايرانشهر، كاظم، آثار و احوال كاظمزادة ايرانشهر،
تهران، ١٣٦٣ش؛ مجتهدي، مهدي، رجال آذربايجان در عصر مشروطيت، تبريز، ١٣٢٧ش؛
مجذوب صفا، اميرعباس، «به ياد كاظمزادة ايرانشهر»، وحيد، تهران، ١٣٤٥ش، س ٤،
شم ٣٧. افسانه منفرد