دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٧٤
| ايذه جلد: ١٠ شماره مقاله:٤١٧٤ |
ايذه، شهر و شهرستانى در استان خوزستان. نام ايذه را به صورتهاي
ايذَج (ابن خردادبه، ٤٢؛ ابن رسته، ١٨٨)، ايدج (حمدالله، ٥١) و اَيدَج
(ياقوت، ٣/٨٤٦) نيز نوشتهاند. در زمان اتابكان آن را مال امير نيز مى
خواندند (نك: ابن بطوطه، ١/٢٠٥). مال امير را مالمير، مال ميرجانكى، مال امير
بختياري و مال اميرشول نيز نوشتهاند (نجمالملك، ١٤٧؛ افضلالملك، ٣١٠؛
فسايى، ١/٦٠٦؛ آميه، ٢؛ نظامالدين، ١٣٢). لسترنج آن را «ملك امير» ترجمه
كرده است (ص ٢٤٥ ؛ نيز نك: III/١٠١٦ , ٢ و «مال» در ميان بختياريها به معناي
آبادي و اقامتگاه است (نك: اقتداري، ٣/١٠٧؛ نوايى، ٧٠٤). اين شهر از شهريور
ماه ١٣٤١ رسماً ايذه خوانده شد (معين، ٥/٢٠٦؛ نيز نك: فرهنگ...، ٤٥).
شهرستان ايذه: اين شهرستان يكى از شهرستانهاي شانزده گانة استان خوزستان
است كه با مساحتى حدود ٩٣٠ ،٣كم٢، در شمال شرقى اين استان قرار دارد (
آمارنامه...، ٩، ٢٤). شهرستان ايذه داراي دو بخش، ١٠ دهستان و ٤٩١ آبادي
مسكونى است كه بسياري از آنها كوچكند (همان، ٢٨؛ سرشماري، شناسنامه، ٥).
اين شهرستان كه نسبت به دشت اصلى خوزستان از ساختاري كاملاً متفاوت
برخوردار است، از دو قسمت دشتى و كوهستانى تشكيل شده است. قسمت كوهستانى
متشكل از رشتهكوههاي نسبتاً پيوسته و مرتفعى است كه دشت ايذه را
دربرگرفتهاند (سعيدي، ٤٢، ٤٤- ٤٥، ٧٠، ٧٢-٧٣).
رود كارون از ٢٠ كيلومتري شرق شهر ايذه، در مرز اين شهرستان با مسجد سليمان
مىگذرد ( فرهنگ،٤٣). اين شهرستان داراي پوشش جنگلى (بلوط ايرانى) و مراتع
ارزشمندي است كه شديداً در معرض تخريب هستند (سعيدي، ١٠١).
جمعيت شهرستان ايذه در ١٣٧٥ش، ٠٢٧ ،١٧٢نفر بود كه ٢/٤٧% آن در شهر، ٧/٥٢% در
روستاها و مابقى (٣٣٢ نفر) به صورت كوچرو زندگى مىكردند ( سرشماري، نتايج،
شانزده). جمعيت شهرستان از طايفههاي مختلف بختياري و نيز بهمئى است
(سعيدي، ١٤٣)؛ ساكنان به زبان فارسى (گويش لري) سخن مىگويند و شيعه
مذهبند. اساس اقتصاد اين شهرستان بر دامداري، زراعت و صنايع دستى استوار
است ( فرهنگ، ٤٣، ٤٥).
شهر ايذه: اين شهر با ٣١ و ٥٠ عرض شمالى و ٤٩ و ٥٢ طول شرقى در منتهىاليه
شمالشرقى استان خوزستان واقع است و با ٧٦٠ متر ارتفاع متوسط، از مرتفعترين
شهرهاي خوزستان به شمار مىرود. فاصلة اين شهر تا مركز استان (اهواز) حدود ٢٠٠
كم است (همان، ٤٤؛ آمارنامه، ٢٤، ٣٣). جمعيت شهر ايذه در آخرين سرشماري
عمومى (١٣٧٥ش) ٢٨٨ ،٨١نفر بود (همان، ٣٩). ايذه در زمان ايلاميها از اهميت
شايانى برخوردار بود (واندنبرگ، ٦٤؛ دوبد، ٢٩٠) و در دورههاي بعدي نيز اهميت
خود را حفظ كرد. آثار برجاي مانده از دورة اشكانى، از جمله مجسمة برنزي و
معروف «مردپارتى» (در موزة ايران باستان)، خبر از اهميت ناحيه و شهر ايذه در
اين دوره دارد (بهنام، ٢٩٧، ٢٩٩؛ اقتداري، ٣/١٠٩، ١٢٠-١٢١). ايذه در دورة
ساسانى نيز از شهرهاي آباد و پرجمعيت به شمار مىرفت (امام شوشتري، ١/٢٠٩) و
آتشكدة آن تا زمان هارونالرشيد برقرار بوده است (ياقوت، ١/٤١٦).
شهر و ناحية ايذه در ١٧ق/٦٣٨م توسط مسلمانان به صلح فتح شد (طبري، ٤/٨٤؛
نيز نك: ابن اثير، ٢/٥٤٦ -٥٤٧). در ٢٢ق درآمد حاصل از خراج ايذه (و رامهرمز)
به حكومت بصره تخصيص يافت (طبري، ٤/١٦١)، اما در ٢٩ق، مردم ايذه در برابر
ابوموسى اشعري - حاكم بصره - سر به شورش برداشتند (بلاذري، ٢٥١).
شهر و ناحية ايذه از اواسط سدة ٦ تا اوايل سدة ٩ق زير فرمان اتابكان لرستان
(ه م) بود. مؤسس اين سلسله ابوطاهر در ٥٥٠ق اعلام استقلال كرد (بدليسى، ٤٥،
٤٧) و ايذه را مركز حكومت خود قرار داد (ابن بطوطه، ١/٢٠٥). پس از برافتادن
حكومت اتابكان در ٨٢٧ق ايذه رو به خرابى گذارد و ساكنان آن به كوچروي
روي آوردند (امام شوشتري، ١/٢١٠). ايذه و عرصة پيرامونى آن آثار و بقاياي
تاريخى بسيار جالبى را در خود محفوظ داشته است كه به دورة زمانى ايلامى تا
ساسانى مربوط مىشود. وجود دو كتيبة پهلوي ساسانى بر صخرة اطراف ايذه در خور
توجه است. در داخل شهر ايذه، دو امامزاده به نامهاي امامزاده عبدالله و
امامزاده دينآور وجود دارد ( فرهنگ، ٤٦).
مآخذ: آمارنامة استان خوزستان (١٣٧٥ش)، سازمان برنامه و بودجة استان
خوزستان، تهران، ١٣٧٥ش؛ آميه، پير، تاريخ عيلام، ترجمة شيرين بيانى،
تهران، ١٣٤٩ش؛ ابن اثير، الكامل؛ ابن بطوطه، رحلة، بيروت، ١٩٨٧م؛ ابن
خردادبه، عبيدالله، المسالك و الممالك، به كوشش دخويه، ليدن، ١٨٨٩م؛ ابن
رسته، احمد، الاعلاق النفيسة، به كوشش دخويه، ليدن، ١٨٩١م؛ افضلالملك،
غلامحسين، افضل التواريخ، تهران، ١٣٦١ش؛ اقتداري، احمد، خوزستان و كهگيلويه
و ممسنى، تهران، ١٣٥٩ش؛ امام شوشتري، محمدعلى، تاريخ جغرافيايى خوزستان،
تهران، ١٣٣١ش؛ بدليسى، شرفالدين، شرفنامه، تهران، ١٣٤٣ش؛ بلاذري، احمد،
فتوح البلدان، ترجمة آ. آذرنوش، تهران، ١٣٤٦ش؛ بهنام، پرويز، «پيكر برنزي
اسكندر»، سخن، تهران، ١٣٣١ش، شم ٤(١)؛ حمدالله مستوفى، نزهة القلوب، به
كوشش لسترنج، ليدن، ١٩١٣م؛ دوبد، سفرنامة لرستان و خوزستان، ترجمة محمدحسين
آريا، تهران، ١٣٧١ش؛ سرشماري عمومى نفوس و مسكن (١٣٧٥ش)، نتايج تفصيلى،
شهرستان ايذه، مركز آمار ايران، ١٣٧٦ش؛ همان، شناسنامة دهستانهاي كشور،
استان خوزستان، مركز آمار ايران، ١٣٧٦ش؛ سعيدي، عباس، ساماندهى روستاهاي
پراكندة شهرستان ايذه، تهران، ١٣٧٦-١٣٧٧ش؛ طبري، تاريخ؛ فرهنگ جغرافيايى
آباديهاي كشور (رامهرمز)، سازمان جغرافيايى نيروهاي مسلح، تهران، ١٣٧٠ش، ج
٨٠؛ فسايى، حسن، فارسنامة ناصري، تهران، ١٣٦٧ش؛ معين، محمد، فرهنگ فارسى،
تهران، ١٣٥٦ش؛ نجمالملك، عبدالغفار، سفرنامة خوزستان، تهران، ١٣٤١ش؛
نظامالدين شامى، ظفرنامه، به كوشش پناهى سمنانى، تهران، ١٣٦٣ش؛ نوايى،
عبدالحسين، مقدمه و حاشيه بر احسن التواريخ روملو، تهران، ١٣٤٩ش؛ واندنبرگ،
لوئى، باستانشناسى ايران باستان، ترجمةعيسى بهنام، تهران، ١٣٤٥ش؛ياقوت،
بلدان؛ نيز:
٢ ; Le Strange, G., The Lands of Eastern Caliphate, Cambridge, ١٩٣٠.
عباس سعيدي