دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٦٥
| اياسلوق جلد: ١٠ شماره مقاله:٤١٦٥ |
اَياسُلوق، يا اياسلوغ، اياثلوغ، اياسليغ، و در منابع لاتينى قرون
وسطى، آلتولوگو٢(تصحيفهاگيوس ثئولوگوس٣،عنوان يونانى يوحناي حواري، مؤلف
يكى از اناجيل كه در آنجا زندگى كرده، و مرده است)، شهري خرد بر ساحل
غربى آناتولى و مركز ناحية آكين جيلر از ولايت ازمير ( ٢ ؛ EI١ ؛
EI«كتاب...٤»، .(٥١ اين شهر در ٣٧ و ٥٥ عرض شمالى و ٢٧ و ٢٠ طول شرقى، بر
جاي افسوس كهن، در فاصلة ٩ كيلومتري درياي اژه، و در كيلومتر ٧٧ راهآهن
ازمير به آيدين واقع شده است ؛ IA) سامى، ٥٠٦؛ خوري، ١/٥٢). با آنكه از
١٣٣٢ق/ ١٩١٤م به نام سِلچوق يا آكين جيلر ناميده مىشود، هنوز نام كهن
آن، اياسلوق كه از قرون وسطى بازمانده، فراموش نشده است. در پايان سدة
١٩م شمار ساكنان آن ٧٩٣ ،٢تن و در ١٩٩٠م، ٣٧٧ ،١٩تن بوده است
(«دائرةالمعارف...٥»، .(IV/٢٢٧
بندر افسوس كه بعدها اياسلوق جاي آن را گرفت (لسترنج، ١٦٤) و در نزد
جغرافيانويسان مسلمان به نام اُفسوس يا اَبسُس خوانده مىشد (ياقوت، ١/٩١،
٣٣٠)، روزگاري در دست ايران بود و راه بزرگ شاهى در عصر هخامنشى به آن
منتهى مىگرديد (هرودت، ٣١٢). بعدها اين شهر از نخستين مراكز مسيحيت بوده
است. گوتها در ٢٦٢م شهر و كليساي آن را ويران ساختند. در ٤٣١م شوراي عالى
كليساها در اين شهر به مريم عنوان «مادر خدا» داد. چندي بعد طبق روايات،
اصحاب كهف در غاري نزديك اين شهر از خواب ٣٠٠ ساله برخاستند (مسعودي،
مروج...، ١/٣٥٧، التنبيه...، ١٢٧).
در اوايل قرون وسطى افسوس ديگر بندري مهم نبود و به نشيب افول افتاده
بود؛ ولى بار ديگر در زمان حكومت بيزانس اهميت خود را باز يافت و به صورت
شهري آباد درآمد.
مسلمانان نخستين بار در ٣٦ق/٦٥٦م بر افسوس دست يافتند. بار ديگر در
١٨٢ق/٧٩٨م (در روزگار هارونالرشيد) عبدالرحمان بن عبدالملك بن صالح در يك
غزاي تابستانى به افسوس رسيد (ابن اثير، ٦/١٦١). ولى سلطة مسلمانان در هر دو
بار بر اين شهر كوتاه بود. تركان سلجوقى نيز پس از پيروزي الب ارسلان
(٤٦٣ق/١٠٧١م) در ملازگرد (همو، ١٠/٤٦٣) چندي آنجا را در دست داشتند، اما ديري
نپاييد كه صليبيان در ٤٩٠ق/١٠٩٧م اين شهر بندري را از دست آنان بيرون
آوردند (رانسيمان، ١/٢٤٣-٢٤٦). هنگامى كه مغولان بر آناتولى چيره گشتند و
دولت سلجوقيان روم روي به افول نهاد، افسوس (اياسلوق) به تصرف بنى
آيدين (٧٠٠- ٨٢٨ق/١٣٠١- ١٤٢٥م) درآمد (لاموش، ١٥؛ زامباور، ٢١٨؛ سليمان،
٢/٣٩٦). ابن بطوطه در ٧٣٣ق/١٣٣٣م اين شهر را ديده، و آن را وصف كرده است
(ص ٢٩٣، ٣٠٣-٣٠٤؛ نيز نك: لسترنج، ١٦٤).
در اين روزگاران، نزديك به شهر قديمى كه از دريا دور افتاده بود، شهري ديگر
در كنار ساحل ساختند و همان نام آلتولوگو بر آن نهادند. اين شهر اقامتگاه
ايتالياييهايى بوده كه به علل سياسى به اين ناحيه كوچ كرده بودند. اين
مهاجران با وجود مسيحى بودن، متفق تركان بودند و امير خضربيك با جمهوريهاي
ايتاليا در ارتباط بود و ونيز و جنوا در اياسلوق كنسولگري داشتند ( .(EI
در ٧٩٤ق/١٣٩٢م وقتى بايزيد يكم (ييلدرم) بر بنى آيدين چيره شد، اياسلوق
نخستين بار تابع حكومت عثمانى گرديد. امير تيمور در ٨٠٥ق/ ١٤٠٢م پس از
پيروزي بر بايزيد، خانهاي ترك را در اين شهر به حضور پذيرفت (نظامالدين،
٢٦٥-٢٦٩) و حكومت ازمير و توابع آن، از آن ميان اياسلوق را به موسى بيك از
بنى آيدين سپرد. كمى پس از اين، بار ديگر اين شهر توسط چلبى محمد يكم (حك
٨٠٥ -٨٢٤ق/١٤٠٢-١٤٢١م) به تصرف عثمانيها درآمد. پسر او مراد دوم (حك ٨٢٤ -
٨٥٥ق/١٤٢١- ١٤٥١م) هنگامى كه به دعوت امراي محلى به اياسلوق رفت، فرمان
داد تا به ترميم خرابيهاي شهر بپردازند. از آن هنگام اياسلوق يكى از
شهرستانهاي سنجاق آيدين (ايالت آناتولى و بعدها ولايت آيدين) به شمار
مىآمد. با اهميت يافتن تدريجى ازمير، اياسلوق اندك اندك رو به ويرانى نهاد
و به دهكدهاي رهاشده بدل گشت. در نيمة دوم سدة ١١ق/١٧م هنگامى كه
اولياچلبى از اين ناحيه مىگذشته است، از اياسلوق و ويرانههاي اِفِس كه
در فاصلة نيم ساعتى اين شهر قرار دارد، ديدن كرده، مىنويسد: در داخل
قلعهاي كه برفراز تپة اياسلوق است، ٢٠ خانه و بيرون از قلعه حدود ١٠٠ خانه
پوشيده از خاك ديده مىشود. مسجد بزرگى نيز هست كه نوشتة روي آن حكايت
مىكند كه آن را عيسى بيك از فرزندان آيدين ساخته بوده است (نك: .(IA
گزارش سياحانى كه در اوايل قرن ١٣ق/١٩م از اين شهر ديدن كردهاند، حاكى
از ويرانى آن در قرون بعد است.
اياسلوق اكنون آباديى بزرگتر از يك دهكده است. پس از احداث راهآهن ازمير
- آيدين اندك دگرگونيهايى در آن پديد آمده است. در دامنة تپه و نزديك به
ايستگاه راهآهن خانههايى چند ساخته شده است و در مزارع پيرامون آن،
درختان انجير، حبوبات، پنبه و توتون كشت مىشود.
برخى از آثار برجاي مانده در اياسلوق اينهاست: ويرانههاي افسوس كهن،
بازماندههاي كليساي يوحناي مقدس و مسجد باشكوه آيدين اوغلى عيسى بيك (حك
٧٤٩-٧٩٢ق/١٣٤٨-١٣٩٠م) كه در اواخر سدة ٨ق/١٤م به سبك جامع اموي دمشق بنا
گرديده است. در دامنة تپة پَنايِر داغى بيننده مىتواند غاري را كه مىگويند
اصحاب كهف در آن خفته بودهاند، ببيند ( .(EI
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن بطوطه، محمد، رحلة، بيروت، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ خوري،
سليم جبرئيل و سليم ميخائيل شحاده، آثار الادهار، بيروت، ١٢٩١ق/ ١٨٧٥م؛
رانسيمان، استيون، جنگهاي صليبى، ترجمة منوچهر كاشف، تهران، ١٣٦٠ش؛ زامباور،
معجم الانساب، به كوشش زكى محمدحسن و حسن احمد محمود، بيروت،
١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ سامى، شمسالدين، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛ سليمان،
احمد سعيد، تاريخ دول الاسلامية، قاهره، ١٩٧٢م؛ لاموش، لئون، تاريخ تركيه،
ترجمة سعيد نفيسى، تهران، ١٣١٦ش؛ لسترنج، گ.، سرزمينهاي خلافت شرقى، ترجمة
محمود عرفان، تهران ١٣٦٤ش؛ مسعودي، على، التنبيه و الاشراف، بيروت،
دارصعب؛ همو، مروج الذهب، بيروت، ١٣٨٥ق/١٩٦٥م؛ نظامالدين شامى، ظفرنامه،
به كوشش محمد پناهى سمنانى، تهران، ١٣٦٣ش؛ هرودت، تواريخ، ترجمة وحيد
مازندرانى، تهران، ١٣٥٦ش؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
EI ١ ; EI ٢ ; IA; Turkey Yearbook, Ankara, ١٩٨٣; T O rkiye dianet vakf o Isl @ m
ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩١.
هادي عالمزاده