دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٦١
| اهوازي، ابوعلى جلد: ١٠ شماره مقاله:٤١٦١ |
اَهْوازي، ابوعلى حسن بن على بن ابراهيم بن يزداد بن هرمز بن
شاهق (٢٧ محرم ٣٦٢-٤ ذيحجة ٤٤٦ق/٧ نوامبر ٩٧٢- ٦ مارس ١٠٥٥م)، مقري و مؤلف
كتابى در نقد اشعري. وي در اهواز به دنيا آمد و از نسبش چنين پيداست كه
ايرانى تبار بوده است (ابن جزري، غاية...، ١/٢٢٠). وي در همان اهواز به
تحصيل آغاز كرد و در ديگر جاها نزد مشايخ عصر قرائت و حديث آموخت (همانجا). در
٣٩١ق (يا به قولى ٣٩٤ق) به دمشق رفت و در آنجا سكنى گزيد و همانجا نيز
درگذشت (ابن عساكر، تاريخ...، ٤/٤٧٥-٤٧٧؛ ابن جزري، همان، ١/٢٢٢).
گفتهاند كه قرائت ابوعمرو و عاصم را نزد على بن حسين غضايري، و قرائت ابن
كثير را نزد محمد بن محمد بن فيروز، و قرائت نافع را نزد ابوبكر محمد بن
عبيدالله بن قاسم خرقى، و روايت قالون را نزد احمد بن محمد بن عبدالله
تستري خواند (ذهبى، معرفة...، ١/٣٢٣). از ديگر مشايخ وي در قرائت اينان را
مى توان نام برد: در بغداد ابوحفص كتانى و ابوالفرج شنبوذي، در دمشق محمد
بن احمد بن محمد جبنى، و در بصره ابوالقاسم عبدالله بن نافع بن هارون
عنبري، ابوبكر محمد بن احمد بن على باهلى و ابوعبدالله محمد بن احمد بن
عبدالله بن هلال (همانجا؛ ابن جزري، همان، ١/٢٢١).
اهوازي همچنين از مشايخى چون نصر بن احمد مُرجى، معافى بن زكريا ابن
طرارا، عبدالوهاب كلابى و تمّام رازي حديث شنيد (براي فهرستى از مشايخ وي،
نك: ابن عساكر، تاريخ، ٤/٤٧٥؛ ذهبى، سير...، ١٨/١٤، معرفة، ١/٣٢٤). وي به مصر
و موصل نيز سفر كرده است (ابن عساكر، همان، ٤/٤٧٦؛ ذهبى، سير، همانجا).
اهوازي پس از ٤٠٠ق در دمشق به اقراء و تحديث پرداخت، در حالى كه هنوز
برخى مشايخ وي زنده بودند (همو، معرفة، ١/٣٢٥). از شاگردان و راويان وي در
قرائت بايد ابوالقاسم هذلى، ابوعلى حسن بن قاسم غلام هرّاس، احمد بن ابى
الاشعث سمرقندي، ابوالحسن مصينى، ابونصر احمد بن على زينبى، ابوالحسن على
بن احمد ابهري، ابوبكر محمد بن مفرج بطليوسى و ابوالقاسم عبدالوهاب قرطبى
را نام برد (همو، سير، همانجا؛ ابن جزري، همان، ١/٢٢١-٢٢٢). كسانى نيز چون
خطيب بغدادي، ابوسعد اسماعيل بن على سمّان، عبدالعزيز بن احمد كتّانى و
ابوطاهر حنّايى از وي حديث شنيدهاند (ابن عساكر، همان، ٤/٤٧٥-٤٧٦؛ ذهبى،
همان، ١٨/١٥). ابومعشر طبري نيز به طريق اجازه از وي روايت مىكند (ابن
جزري، همان، ١/٢٢٢).
به گفتة ابن عساكر (همان، ٤/٤٧٦)، اهوازي بر مذهب سالميه بود و از اينرو
احاديث بىپايهاي در تشبيه روايت مىكرد. خود وي نيز مدعى بوده كه خداوند
را در خواب ديده بوده است. ابن عساكر (همانجا) مىافزايدكه اهوازيكتابى
داشتهبا عنوان البيانفى عقود اهل الايمان كه در آن احاديثى «منكر» را گرد
آورده بوده است. همو در تبيين كذب المفتري (ص ٣٦٩) گفته كه اين كتاب
دربارة احاديث صفات است. اينكه در اين كتاب روايات دروغ نقل شده بوده،
توسط ذهبى نيز تأييد شده است (همانجا، نيز ميزان...، ١/٥١٢).
از نظر رجالى نيز، از سوي برخى محدثان و مقريان انتقاداتى بر او رفته است،
تا بدانجا كه در روايت وي از برخى شيوخش ترديد كرده، و گفتهاند كه چون در
روايت قرائات افراط كرد، وي را متهم كردند كه دروغگوست. حتى گفتهاند كه از
برخى مشايخ روايت كرده است كه جز بدينطريق شناخته نيستند (نك: ابن عساكر،
تاريخ، ٤/٤٧٦-٤٧٧، تبيين، ٣٦٨-٣٧١، ٤١٥-٤١٦؛ ذهبى، سير، ١٨/١٣- ١٨، ميزان،
١/٥١٢ -٥١٣؛ ابن حجر، ٢/٢٣٨-٢٣٩).
با اينهمه، عالمان قرائت به تبحر اهوازي در قرائت و سعة روايى او تأكيد
كردهاند (نك: ذهبى، سير، ١٨/١٣، ١٦، ١٨، معرفة، ١/٣٢٤؛ ابن جزري، غاية، ١/٢٢٠)
و روايات وي در قرائت در كتابهايى چون المستنير ابن سوار، الكفاية ابوالعز
قلانسى و الكاملِ هذلى نقل و ضبط شده است (نك: همانجا). اهوازي در قرائت
آثاري تأليف كرده است، از آن جمله: الوجيز، كه نسخهاي از آن در كتابخانة
چستربيتى موجود است (نك: شواخ، ٤/١٧٦-١٧٧؛ براي رواج آن، نك: ابن جزري،
النشر...، ١/٨٠ -٨١؛ كلبرگ، ٣٨٠ )؛ الموجز، كه در كتابخانة ازهريه، نسخهاي از
آن را مىتوان يافت (ازهريه، ١/١٤٧)؛ الايضاح، كه ابوشامة مقدسى در المرشد
الوجيز (ص ١٠٨-١٠٩، جم) از آن بهره برده است؛ كتابى نيز با عنوان التفرد و
الاتفاق بين الحجازيين و الشاميين و اهل العراق به وي منسوب است كه
نسخهاي ناقص از آن را در كتابخانة ظاهريه مىتوان يافت ( فهرس...، ٣٧٤).
بروكلمان نيز به وجود نسخهاي با عنوان الموضح در قرائات سبع در كتابخانة
ازهريه اشارت دارد S,) GAL, .(I/٧٢٠ همچنين ابوعلى در قرائت كتابى با عنوان
الاقناع فى القراءات الشاذة داشته است (نك: بغدادي، ١/٢٧٥؛ رافعى، ٢/١٥٩).
اين كتاب شامل ١١ قرائت و ١٠ اختيار بوده است، بدين صورت كه ابوعلى
قرائات ابوجعفر مدنى، شيبة بن نصاح، محمد بن محيصن، حميد بن قيس، ابن
شهاب زهري، حسن بصري، اعمش، ابن ابى ليلى، طلحة بن مصرف، ابوبحرية سكونى
و محمد بن مناذر مدنى، و همچنين اختيارات يعقوب حضرمى، ايوب بن متوكل،
يحيى بن مبارك يزيدي، ابوعبيد قاسم بن سلام، خلف بن هشام بزاز، ابوجعفر
محمد بن سعدان، محمد بن عيسى اصبهانى، ابوحاتم سجستانى، احمد بن جبير
انطاكى و ابن جرير طبري را در اين كتاب جمع كرده بوده است (همانجا). وي
كتابى نيز در قرائت زيد بن على تأليف كرده بوده است (بغدادي، ١/٢٧٦؛ براي
ديگر آثار وي در قرائت، نك: ابن خير، ٣٧- ٣٨؛ صفدي، ١٢/١٢٢؛ حاجى خليفه،
٢/١٧٧٣؛ بغدادي، ١/٢٧٥-٢٧٦).
گفتنى است كه قصيدهاي از وي نيز با عنوان قصيدة فى التوحيد و العقيدة كه
حدود ١١٢ بيت است، در كتابخانة ظاهريه يافت مىشود ( فهرس، ٣٧٥). اين قصيده
مىتواند محقق را در بررسى افكار و عقايد سالمية وي به كار آيد. نسخة ناقصى
نيز از كتابى با عنوان شرح عقد الايمان فى معاوية بن ابى سفيان كه مشتمل
بر اخبار و احاديث و نيز مناقب معاويه از ديدگاه مؤلف است، در كتابخانة
ظاهريه نگهداري مىشود (همان، ٦٨٢؛ نيز نك: ذهبى، سير، ١٨/١٤).
كتاب الفرائد و القلائد كه بروكلمان ، GAL,S) همانجا) به چاپ آن اشاره
كرده، و آن را از تأليفات ابوعلى اهوازي دانسته، از شخصى به نام ابوالحسن
اهوازي است (براي تحقيق دربارة وي، نك: همايى، ١٦٣).
كتاب كوتاه و چاپشدة اهوازي، با عنوان «مثالب ابن ابى بشر» ناظر به نقد و
رد ابوالحسن اشعري، بنيادگذار اشاعره و افكار اوست كه به كوشش ميشل آلار در
«مجلة مطالعات شرقىِ دمشق» همراه با ترجمه و مقدمه به چاپ رسيده است (نك:
مآخذ همين مقاله). اين كتاب موجب شد تا اشعريان بر اهوازي خرده گيرند
(ذهبى، معرفة، ١/٣٢٤؛ ابن جزري، غاية، ١/٢٢٠) و ابن عساكر در تبيين كذب
المفتري (ص ٣٦٤ بب) به رد كتاب اهوازي نظر داشته، و گفتههاي وي را نقد
كرده است. اهوازي (ص ١٥٣) حكاياتى در طعن اشعري آورده كه مدعى است آنها
را از برخى اهالى بصره كه خود اشعري را ديدهاند، روايت كرده است. وي در
اين كتاب از نقل هيچگونه طعنى بر ابوالحسن اشعري فروگذار نكرده است
(مثلاً نك: ص ١٥٩). اهوازي مدعى است كه ابوالحسن اشعري در علم حديث، فقه
و علوم قرآنى هيچ منزلت و پايگاهى نداشته است (ص ١٦١). به هر صورت مسلم
آن است كه اهوازي در نقد خود بر اشعري از روش علمى دورشده است. آلار در
مقدمة خود (ص بر آن است كه كتاب اهوازي در حدود سال ٤٣٠ق تأليف شده است
(براي رواج آن، نك: همو، .(١٣٥-١٤٩
مآخذ: ابنجزري، محمد، غاية النهاية، به كوشش گ. برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ق/
١٩٣٢م؛ همو، النشر فى القراءات العشر، به كوشش على محمد ضباع، قاهره، مكتبة
مصطفى محمد؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، لسان الميزان، حيدرآباد دكن، ١٣٢٩ق؛
ابن خير اشبيلى، محمد، فهرسة، به كوشش ف. كودرا، بغداد، ١٩٦٣م؛ ابن عساكر،
على، تاريخ مدينة دمشق، عمان، دارالبشير؛ همو، تبيين كذب المفتري، دمشق،
١٣٤٧ق؛ ابوشامة مقدسى، عبدالرحمان، المرشد الوجيز، به كوشش طيار آلتى قولاج،
آنكارا، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ ازهريه، فهرست؛ اهوازي، حسن، «مثالب ابن ابى بشر»
(نك: مل ، آلار)؛ بغدادي، هديه؛ حاجى خليفه، كشف؛ ذهبى، محمد، سير اعلام
النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و ديگران، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ همو، معرفة
القراء الكبار، به كوشش محمدسيد جادالحق، قاهره، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛ همو، ميزان
الاعتدال، به كوشش على محمد بجاوي، قاهره، ١٣٨٢ق/١٩٦٣م؛ رافعى،
عبدالكريم، التدوين فى اخبار قزوين، به كوشش عزيزالله عطاردي، حيدرآباد
دكن، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ شواخ، على، معجم مصنفات القرآن الكريم، رياض،
١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش رمضان عبدالتواب،
بيروت، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ فهرس مجاميع المدرسة العمرية، به كوشش ياسين محمد
سواس، كويت، ١٤٠٨ق/١٩٨٧م؛ همايى، جلالالدين، حاشيه بر نصيحة الملوك
غزالى، تهران، ١٣٥١ش؛ نيز:
Allard, M., X Un Pamphlet contre al-A l q ar / n , Bulletin d' E tudes
orientales, Damascus, ١٩٧٠, vol. XXIII; GAL, S; Kohlberg, E., A Medieval Muslim
Scholar at Work, Leiden etc., ١٩٩٢.
حسن انصاري