دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٤٧
| اهري جلد: ١٠ شماره مقاله:٤١٤٧ |
اَهَري، ابوبكر قطبى (زنده در ٧٦٠ق/١٣٥٩م)، مورخ دورة جلايريان و
نويسندة كتاب تاريخ شيخ اويس. از نسبت اهري وي در مىيابيم كه اصلاً اهل
اهر بوده است. او در دستگاه شيخ اويس مىزيست و كتاب خود را به اين
فرمانرواي نامدار جلايريان در آذربايجان و عراق عرب (حك ٧٥٧-٧٧٦ق) تقديم كرد
(وان لون، .(٢٢ يگانه نسخة موجود كتاب اهري كامل نيست و در اوايل بخش
مربوط به رخدادهاي روزگار سلطان اويس در ٧٦٠ق رشتة سخن بريده مىشود.
عبارت «هشت ده سال» در آغاز فصل مربوط به شيخ اويس (ص ١٨٢) كه به درستى
دربارة مدت فرمانروايى او آمده، بيانگر اين است كه اهري مىبايست تا پايان
زندگانى شيخ اويس (٧٧٦ق/١٣٧٤م) زنده بوده باشد؛ اما اين عبارت بىگمان از
مطالبى است كه توسط كاتب نسخه يا شخصى ديگر به كتاب افزوده شده است. به
هر حال، چون آخرين واقعة ياد شده در اين كتاب مربوط به ٧٦٠ق/١٣٥٩م است
(نك: ص ١٨٣، كه ٨٦٠ق آمده)، مسلم است كه اهري دست كم تا اين سال زنده
بوده است.
تاريخ شيخ اويس: اين كتاب تاريخ عمومى مختصري است از حضرت آدم تا روزگار
نويسنده كه به دو بخش پيش و بعد از اسلام تقسيم مىشود. بخش نخست از حضرت
آدم آغاز شده، و سپس اخبار سلسلة پيشداديان، كيانيان، اشكانيان و ساسانيان
درپى آن آمده است. اهري خود تصريح كرده كه اخبار اين دوره را از شاهنامة
فردوسى برگرفته است. افزون بر اين، گاه به آثار ديگري چون جاماسب نامه،
تواريخ سنجري و هفت پيكر نظامى نيز به عنوان مآخذ خود اشاره دارد (وان
لون، .(٢ بخش دوم ٥ قسمت است: خلفاي راشدين، امويان، مروانيان، عباسيان و
مغولان. مآخذ اهري دربارة وقايع اين دوره تا چيرگى مغولان و پس از آن
فرمانروايى ايلخانان تا پايان روزگار اولجايتو، تا حد بسياري شناخته شده
است. مورخ دربارة رخدادهاي سالهاي ٦٦٣ تا ٧٠٣ق/١٢٦٥ تا ١٣٠٤م گذشته از
پارهاي تفاوتها در جزئيات، بر جامعالتواريخ رشيدالدين فضلالله متكى بوده
است؛ اما برخلاف رشيدالدين، به اخبار مربوط به فرمانروايان مغولى دشت
قبچاق در جنوب روسيه، يعنى اردوي زرين يا آلتين اردو (ه م)، عنايت
ويژهاي نشان داده است. دربارة رخدادهاي پس از ٧٠٣ق تا پايان روزگار
اولجايتو (٧١٦ق/١٣١٦م)، احتمالاً از تاريخ اولجايتو، نگاشتة ابوالقاسم كاشانى
بهره گرفته است (همو، .(٣-٤ اما منابع او دربارة اخبار روزگار سلطان ابوسعيد
بهادرخان - جانشين اولجايتو - تا پايان بخش موجود تاريخ شيخ اويس به درستى
دانسته نيست. در حقيقت مهمترين كتابى كه مىتوان مطالب اواخر تاريخ شيخ
اويس را با آن سنجيد، همانا ذيل جامع التواريخ حافظ ابروست؛ ولى اخبار
بسياري در ذيل جامع التواريخ وجود دارد كه در تاريخ شيخ اويس از آنها
نشانى نمىيابيم (براي نمونه، نك: اهري، ١٧٢؛ قس: حافظ ابرو، ٢٢٤).
با توجه به مطالب ياد شده، دربارة ارتباط تاريخ شيخ اويس و ذيل جامع
التواريخ حافظ ابرو، اين احتمالات را مىتوان در نظر گرفت: همان گونه كه
وان لون (ص حدس مىزند، هر دو كتاب از يك منبع مشترك كهاينكنشانى از آن
در دستنيست، بهرهبردهاند. دوم، حافظ - ابرو اخبار خود را از كتاب تاريخ شيخ
اويس برگرفته، ولى آن را با اخبار منبع يا منابع ديگر در آميخته است؛ و
سرانجام احتمال سوم كه به نظر مىرسد پذيرفتنىتر باشد، اين است كه حافظ
ابرو از تحرير مفصلتري از تاريخ شيخ اويس بهره برده، و در نتيجه، آنچه از
كتاب اهري به دست ما رسيده، تحريري ملخص و ناقص است.
بخش آخر يگانه دست نويس تاريخ شيخ اويس، از فرمانروايى اباقاخان به بعد،
به كوشش وان لون در ١٣٧٣ق/١٩٥٣م در لاهه چاپ تصويري شده است. وان لون
چكيدهاي از همة فصلهاي پيشين را نيز به انگليسى ترجمه، و بدان ضميمه كرده
است. همچنين بخشى ازاين كتاب دربارة اردوي زرين همراه با ترجمة روسى آن
در جلد دوم «مجموعه مطالب مربوط به تاريخ اردوي زرين...» به سال ١٩٤١م در
لنينگراد به چاپ رسيده است.
مآخذ: اهري، ابوبكر، تاريخ شيخ اويس، به كوشش وان لون، لاهه، ١٣٧٣ق/
١٩٥٣م؛ حافظ ابرو، عبدالله، ذيل جامع التواريخ رشيدي، به كوشش خانبابا
بيانى، تهران، ١٣٥٠ش؛ نيز:
Loon, J. B., introd. Ta p r / kh - i Shaikh Uwais (vide: PB, Ahar / ).
ابوالفضل خطيبى