دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٢٦
| اوستيا جلد: ١٠ شماره مقاله:٤١٢٦ |
اوسِتيا١، سرزمينى شامل دو بخش كه بخشى از آن با نام «جمهوري
خودمختار اوستياي شمالى» تابع جمهوري فدراتيو روسيه، و بخش ديگر آن با نام
«استان خودمختار اوستياي جنوبى» تابع جمهوري گرجستان است.
نامگذاري: مردم اوستيا خود را «ايرن٢» XVIII/٥٥٦) , ٣ و سرزمين خويش را
«ايريستون٣» (همان، XXIII/١٥٠ مىنامند. مردم اوستيا از بازماندگان قوم آلان
(ه م) به شمار مىآيند (كُوالفسكايا، .(٦
موقعيت جغرافيايى: مساحت اوستياي شمالى ٨ هزار كم ٢ و اوستيايجنوبى ٩٠٠ ،٣
XXIII/١٥٠,XXX/٣٣٦)–¨گ‚ُî , ٣ .(BSEاوستيا در دو سوي رشته كوههاي قفقاز در منطقة
ميان ٤٢ و ٥ تا ٤٣ و ٢٠ عرض شمالى و ٦١ و ١٠ تا ٦٢ و ٢٠ طول شرقى واقع است
(«فرهنگ دائرة المعارفى٤»، .(XXII/٢٦٣ سرزمين اوستيا پيش از تأسيس حكومت
شوروي جزو امپراتوري روسيه بود. واقع بودن سرزمين اوستيا در دو سوي رشته
كوههاي قفقاز سبب شد كه از ديدگاه تقسيمات كشوري، در حاكميت شوروي، به دو
شاخه بخش گردد (رضا، ١٥١-١٥٢).
جمهوري خودمختار اوستياي شمالىدر ١٩٢٤م/١٣٠٣ش استان خودمختار و
در١٩٣٦م/١٣١٥شجمهوريخودمختارشد.اينجمهوري داراي ٨ بخش، ٦ شهر و ٧ شهرك، و
مركز آن شهر ولادي قفقاز است XXIII/١٥٠-١٥١) , ٣ .(BSEجمعيت اوستياي شمالى در
١٩٨٥م/ ١٣٦٤ش، ٦١٢ هزار نفر بوده است كه ٧١% آنها در شهرها سكنى داشتند.
جمعيت شهر ولاديقفقاز را در ١٩٧٩م/١٣٥٨شحدود ٢٩٩ هزار نفر («فرهنگ دائرة
المعارفى شوروي٥»، و در ١٩٨٥م، ٣٠٣ هزار نفر برآورد كردهاند (رضا، ١٥٩). آب و
هواي اوستيا معتدل، و ميزان بارندگى سالانة آن ٦٠٠ تا ٨٠٠ ميلىمتر و ميانگين
دماي آن در تابستان ٢٠ و در زمستان ٤- سانتىگراد است. ٦١% زمينهاي اوستياي
شمالى، پوشيده از جنگل است XXIII/١٥١) , ٣ .(BSEدر جنوب اوستياي شمالى
بلندترين قلة كوههاي قفقاز اوايلپاتا٦ به ارتفاع ٦٤٩ ،٤ متر و تِپلى ٤٣١ ،٤
متر است. در اين جمهوري روسها، اينگوشها، ارمنيها، گرجيها، اوكرائينيها و قموقها
نيز سكنى دارند (همانجا).
اوستياي جنوبى در ١٩٢٢م/١٣٠١ش به صورت استان خودمختار درآمد. اين استان
شامل ٤ بخش، يك شهر و ٤ شهرك، و مركز آن شهر تسخينوالى٧ است.جمعيت اوستياي
جنوبى در ١٩٧٨م، ١٠٣ هزار نفر بوده (همان، كه رو به كاستى داشته، و در
١٩٨٥م، به ٩٩ هزار نفر رسيده است («فرهنگ دائرة المعارفى شوروي»، .(١٥٧١
بيش از ٩٠% زمينهاي اوستياي جنوبى كه در منطقة مركزي كوههاي قفقاز واقع
شده، كوهستانى است. مرتفعترين قلة اين استان خالاتس١ است كه ٩٣٨ ،٣ متر
ارتفاع دارد. حداكثر دما در تابستان (در منطقة تسخينوالى) به ٧/٢٠ و در مناطق
كوهستانى به ٨/١٣ و حداقل آن در زمستان به ٦/٢- تا ٥/٦- سانتىگراد مىرسد.
ميزان بارندگى سالانه از ٥٠٠ تا ١٠٠٠ ميلىمتر است ( ٣ ، BSEهمانجا). ٥/٦٦%
جمعيت اين استان اوستيايى، ٣/٢٨% گرجى و ٦/١% روس هستند. ٤٢% اهالى اوستياي
جنوبى در شهرها سكنى دارند (همان، .(XXX/٣٣٦-٣٣٧
تاريخ: در ٣٧٢م هونها به اين سرزمين حمله بردند و دولت ا¸لانها را منقرض
كردند. گروهى از ا¸لانها در لشكركشى به اروپا به هونها پيوستند و گروه ديگري
از آنان كه برجاي مانده بودند، به تابعيت خاقان خزر درآمدند (همان، ؛ I/٣٨١
آرتامونوف، ٣٦٣-٣٦٤ .(٣٦٠, روسها اين بخش از ا¸لانها را كه تا آغاز حملة
مغولان در جنوب روسيه باقى مانده بودند، اوستين ناميدهاند (بارتولد،
.(VII/٢٣٤ در سدة ٥ و اوايل سدة ٦م ا¸لان متحد ايران، بر ضد امپراتوري روم
شرقى (بيزانس) بود (پروكوپيوس، .(V/٧٥ در سدة ٦م مسيحيت از طريق بيزانس
ميان ا¸لانها راه يافت («اقوام قفقاز٢»، .(I/٣٣٢ تا سدة ١٣م اتحاد قومى
بالنسبه وسيعى وجود داشت كه در تاريخ با عنوان اتحاد ا¸لان - اوستيا مشهور
است، ولى اين اتحاد با هجوم لشكريان تاتار و مغول فرو ريخت ( , ٣
BSE.(XVIII/٥٥٦ پس از هجوم مغولان رفته رفته نام ا¸لانها از منابع تاريخى
محو شد و ا¸لانهايى كه در محل كنونى اوستياي شمالى و جنوبى و سرزمينهاي
همجوار آن سكنى داشتند، به مرور نام اوست به خود گرفتند (آكينر، ٢٢٦). از
اواخر سدة ١٥م/٩ق تشكلقومى جديد، ناماوستيا بهخود گرفت ( ٣ ، BSEهمانجا). در
سدة ١٦م/١٠ق كابارداها بر اوستها مسلط شدند (آكينر، همانجا). در ١٧٧٤م/١١٨٨ق
اوستياي شمالى به تصرف روسيه درآمد و بخشى از مردم اوستيا، تابعيت روسيه
را گردن نهادند. گروهى نيز از شمال به دشتهاي جنوبى مهاجرت كردند كه
سرزمين آنها در ١٨٠١م/١٢١٦ق به عنوان اوستياي جنوبى شناخته شد
XXIII/١٥١,XXX/٣٣٧) , ٣ .(BSEدستهاي از آنان به ناحية ولادي قفقاز رفتند و در
آنجا به كشاورزي پرداختند. در ١٨٦٠م/١٢٧٦ق قلعة ولادي قفقاز كه در
١٧٨٤م/١١٩٨ق بنا شده بود، به صورت شهر درآمد و از ١٨٦٣م/١٢٨٠ق به مركز
اوستياي شمالى بدل گشت (همانجا).
زبان و دين: زبان مردم اوستيا متعلق به گروه زبانهاي ايرانى شمال خاوري
و نمايانگر بسط زبان آلانى، يكى از زبانهاي سكايى - سرمتى است (آكينر، ٢٣٢).
در زبان اوستى دو گويش عمدة ايرنى و ديگوري وجود دارد. ديگوري كه گويشى
باستانى است، تنها در چند ناحية شمالى و باختري رواج دارد. درگذشته از هر دو
گويش در زبان ادبى استفاده مىشد، ولى رفته رفته گويش ديگوري جاي خود را
به گويش ايرنى داد (همانجا).
مردم اوستيا مسيحى، و برخى مسلمان هستند. هنگامى كه در سدة ١٦م/١٠ق
كابارداها بر اوستيا مسلط شدند، دين اسلام نيز در ميان مردم آنجا رو به گسترش
نهاد (همو، ٢٢٦). در كتاب «اقوام قفقاز» آمده است كه دين اسلام از سوي
كابارداها در سدههاي ١١ و ١٢ق/١٧ و ١٨م به اوستيا راه يافت .(I/٣٣٢) اين
نوشته را نمىتوان پذيرفت، زيرا ابن بطوطه كه در حدود نيمة سدة ٨ق/١٤م به
شهر سراي نو، تختگاه سلطان محمد ازبك، سفر كرده، دربارة مردم آنجا چنين
نوشته است: «سكنة اصلى از مغولانند كه حكومت در دست آنان است و برخى به
دين اسلام درآمدهاند. طوايف ديگري كه در اين شهر سكنى دارند، عبارتند از
(آص) آسها كه مسلمانند...» (١/٣٩٤).
در سدة ١٩م دولت روسيه سياست همگونسازي را در مناطق غيرروسى شمال قفقاز در
پيش گرفت و كوشيد تا به تبليغ مسيحيت در سرزمينهاي مسلماننشين بپردازد. در
اوستيا به استثناي منطقة كوهنشينان، تبليغ آيين مسيح مجاز بود (بنيگسن، ٤٣،
٤٥). در دوران حكومت شوروي، شماري از مسلمانان اوستيا، از جمله ديگورها از
سرزمين خود رانده، و به ديگر مناطق كوچانده شدند (همو، ٦١ -٦٢). از دوران
امپراتوري روسيه فرقههاي چهارگانة صوفية قادري در اوستياي شمالى فعاليت
داشتهاند (همو، ١٣٢).
مآخذ: ا¸كينر، شيرين، اقوام مسلمان اتحاد شوروي، ترجمة محمدحسين آريا، تهران،
١٣٦٧ش؛ ابن بطوطه، رحلة، بهكوشش على منتصر كتانى، بيروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
بينگسن، الكساندر و مري براكس آپ، مسلمانان شوروي، ترجمة كاوه بيات،
تهران، ١٣٧٠ش؛ رضا، عنايتالله، «اوستيا»، مجلة مطالعات آسياي مركزي و قفقاز،
تهران، ١٣٧٢ش، س ٢، شم ١؛ نيز:
Artamonov, M. I., Istoriya Khazar, Leningrad, ١٩٦٢; Barthold, W.W., Sochineniya,
Moscow, ١٩٧١; BSE ٣ ; Entsiklopedicheski o slovar', Saint Petersburg, ١٨٩٧;
Kovalevskaya, V.B., Kavkaz i Alani, Moscow, ١٩٨٤; Narodi Kavkaza, Moscow, ١٩٦٠;
Procopius, tr. H.B. Dewing, London, ١٩٦٧; Sovetski o entsiklopedicheski o
slovar', Moscow, ١٩٨٧.
عنايتالله رضا