دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٠٥
| اورامان جلد: ١٠ شماره مقاله:٤١٠٥ |
اورامان، سرزمينى كوهستانى به طول ٧٠ كم در غرب كردستان ايران كه از
جنوب درة شيلر تا رود سيروان كشيده شده است (مخبر، ١٢٦؛ رزمآرا، ٤٨؛ قس:
ايرانيكا، نيز ٢ ، EIكه طول آن را ٥٠ كم آوردهاند).
اين سرزمين از سختترين و نامرتبترين كوهستانها تشكيل شده كه بخش شمالى
آن اندكى بازتر است (رزمآرا، همانجا). منطقة كوهستانى اورامان داراي
قلههايى به ارتفاع بيش از دو هزار متر است. ارتفاع بلندترين قلة اين
كوهستان را ٩٨٥ ،٢متر نوشتهاند ( ايرانيكا ).
اورامان كه اكنون در تقسيمات كشوري به دو استان كردستان و كرمانشاه تعلق
دارد، شامل قسمتهايى به نام اورامان دزلى، اورامان لهون، اورامان تخت و
رزاب است. ارتفاعات شاهو كه از شمال باختري روانسر آغاز شده است، تا مرز
غربى ايران امتداد دارد و اورامان را به دو قسمت شمالى و جنوبى تقسيم
مىكند كه قسمت شمالى آن اورامان تخت و قسمت جنوبى آن اورامان لهون
است. اورامان دزلى در ميان اين دو اورامان واقع شده، و شامل بخش
كوهستانى آن است (كوكلان، ١٠٦). اين ناحية كوهستانى داراي دو گذرگاه به
نامهاي دربند كلوي به طول ١٢ كم و دزلى حدود ١٠ كم است (رزمآرا، ٤٨- ٥٠).
اورامان تخت و رزاب اكنون از دهستانهاي بخش سروآباد شهرستان مريوان استان
كردستان به شمار مىآيند ( فرهنگ اجتماعى...، «١/٢٩»؛ سازمان تقسيمات...،
٤١). اورامان لهون، شامل دو دهستان جنوبى و شمالى است. اورامان لهون
جنوبى تابع بخش مركزي، و اورامان لهون شمالى تابع بخش نوسود شهرستان
پاوه در استان كرمانشاه است ( فرهنگ آباديها...، هشت - نه).
طوايف كرد منطقة اورامان اينهاست: بهرام بيگى، حسن خانى، مصطفى سلطانى،
فتحعلىبيگى، ميران بيگى، كهنهپوش و كانى سانى (ميرنيا، ١١٧- ١١٨؛ سعيديان،
١٠٣٨).
گفته شده كه نام اورامان از يكى از سرودههاي دينى زردشتيان گرفته شده
است ( جغرافيا...، ٤٠٥؛ افشار، ٢/١٥١٩). مردم اورامان گويش خاصى دارند كه به
گويش گورانى نزديك است (اُرانسكى، ٣١١؛ نيكيتين، ٣٧٢؛ سلطانى، ٢٦٦).
در ١٨ق مسلمانان درصدد فتح اين سرزمين برآمدند. سپاهيان عرب به فرماندهى
عبدالله بن عمر و ابوعبيدة انصاري راهى شهر زور در كنار اورامان شدند و از رود
سيروان گذشتند. در نخستين حمله ابوعبيدة انصاري كشته شد و جسد وي را در دامن
كوهى در كنار شهر زور به خاك سپردند كه هماكنون آن ناحيه را اباعبيده
مىنامند. عبدالله ابن عمر پس از پيروزي، مسجد بزرگى در آن منطقه بنا كرد
(همو، ٥٢).
اورامان جنوبى محل ظهور سلطان سهاك، بنيانگذار مسلك اهل حق بوده است.
گويا نام وي سلطان اسحاق بوده است و برخى او را سهاك و يا صحاك ناميدهاند
(همو، ٢٦٦؛ دائرة المعارف...، ٢/٦١١). مدفن او در همان مكان است. وي اركان
مسلك اهل حق را در اورامان در محلى با نام «پرديور» معين نمود و به همين
سبب، در زبان كرديِ اورامى آنجا را «بيابس پرديوري» مىنامند (نك: همان،
٢/٦١٠ -٦١٤، ٣/٦٥٥ -٦٦٢).
مآخذ: اُرانسكى، ا. م.، مقدمة فقه اللغة ايرانى، ترجمة كريم كشاورز، تهران،
١٣٥٨ش؛ افشار سيستانى، ايرج، كرمانشاهان و تمدن ديرينة آن، تهران، ١٣٧١ش؛
جغرافياي كامل ايران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ش؛ دائرة المعارف
تشيع، به كوشش احمد صدر حاجسيدجوادي و ديگران، تهران، ١٣٦٨-١٣٧١ش؛ رزمآرا،
على، جغرافياي نظامى كردستان، تهران، ١٣٢٠ش؛ سازمان تقسيمات كشوري جمهوري
اسلامى ايران، وزارت كشور، تهران، ١٣٧٦ش؛ سعيديان، عبدالحسين، دائرة
المعارف سرزمين و مردم ايران، تهران، ١٣٦٠ش؛ سلطانى، محمدعلى، جغرافياي
تاريخى و تاريخ مفصل كرمانشاهان، تهران، ١٣٧٠ش؛ فرهنگ آباديهاي كشور،
سرشماري عمومى كشاورزي (١٣٦٧ش)، استان باختران، مركز آمار ايران، تهران،
١٣٦٩ش؛ فرهنگ اجتماعى دهات و مزارع، استان كردستان، جهاد سازندگى، تهران،
١٣٦٣ش؛ كوكلان، جغرافياي نظامى ايران، تهران، ١٣٣٣ش؛ مخبر، محمدعلى،
مرزهاي ايران، تهران، ١٣٢٤ش؛ ميرنيا، على، ايلها و طايفههاي عشايري كرد
ايران، تهران، ١٣٦٨ش؛ نيكيتين، واسيلى، كرد و كردستان، ترجمة محمد قاضى،
تهران، ١٣٦٦ش؛ نيز:
٢ ; Iranica.
عنايتالله رضا
اسناد اورامان: ٣ سند معامله را كه بر پوست آهو نوشته شده است، در اورامان
كردستان يافتهاند. اين چرم نوشتهها كه در غاري در كوه سالان يافت شده،
از ١٩١٣م در موزة بريتانيا نگهداري مىشود (نيبرگ، ١٨٢ ؛ ايرانيكا ). از اين ٣
سند دو تا تاريخ سلوكى، برابر با ٨٨ يا ٨٧قم و ٢٢ يا ٢١قم دارد و به زبان و
خط يونانى است. در پشت يكى از آنها چند كلمه به زبان و خط پارتى نوشته
شده كه خلاصة متن يونانى است (تفضلى، ٧٧). اين اسناد مربوط به فروش نيمى
از تاكستانى به نام «دادبَكان» از روستاي «كُپانيس» است كه شايد همان
روستاي فعلى «كُپى» در قره داغ واقع در غرب شهرزور باشد ( ايرانيكا ). سند
سوم به زبان و خط پارتى و از سدة ١م است (نك: ايرانيكا: ٣٣م؛ تفضلى،
همانجا: ٥٢ -٥٣م). اين سند داراي ٨ سطر، و سطرهاي هفتم و هشتم تكرار مطالب
اصلى آن است (نيبرگ، و مربوط به فروش نيمى از يك تاكستان مىشود كه
پاتَسپَك، پسرتيرِن، آن را به اَويل، پسر بَشنين، فروخته است. در اين سند،
علاوه بر نام فروشنده و خريدار، نام چند شاهد نيز آمده است ( ايرانيكا ).
مآخذ: تفضلى، احمد، تاريخ ادبيات ايران پيش از اسلام، به كوشش ژاله
آموزگار، تهران، ١٣٧٦ش؛ نيز:
Iranica; Nyberg, H. S., X The Pahlavi Documents from Avrom ? n n , Le Monde
oriental, Paris, ١٩٢٣, vol. XVII.
شوكت صابري