دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٠٤
| اورالسك جلد: ١٠ شماره مقاله:٤١٠٤ |
اورالْسْك، استانى در غرب جمهوري قزاقستان در حوضة ميانى رود اورال و شمال
استپ واقع در شمال درياي خزر.
رود اورال و مناطق اطراف آن نام ديگري داشت. بطلميوس نام آن را به صورت
دائيز١ و مناندروس دائيكس٢ آوردهاند (بارتولد، V/٤٥٦ III/٣٧, ٨١٤, .(II(١)/١٨٠,
شهر اورالسك مركز اين استان كه زمانى قصبهاي بيش نبود، تا ١١٨٩ق/١٧٧٥م از
سوي تركان و قزاقان يائيك ناميده مىشد. روسها آن را «يائيتسكى گورودوك»
(شهرك يائيك) مىناميدند، ولى در همان سال به فرمان كاترين دوم ملكة
روسيه نام شهرك يائيك كه در ساحل راست رود يائيك واقع شده بود، به
اورالسك تغيير يافت و رود و منطقة مزبور نيز اورال ناميده شد
(«دائرةالمعارف...٣»، .(XIV/٨٥٦
مساحت اين استان ٢٠٠ ،١٥١كم٢ است XXVII/٦١) , ٣ BSE).جمعيت استان را در
١٩٨٥م/١٣٦٤ش، ٦٠٩ هزار نفر نوشتهاند كه ٤٢% آنها در شهرها سكنى دارند. استان
اورالسك شامل ٣ شهر، ١٥ بخش و ٤ شهرك است. شمار جمعيت شهر اورالسك در همان
سال ١٩٢هزار نفر بوده است (همانجا؛ «فرهنگ...٤»، .(١٣٨٩ اورالسك در زمستانها
سرد و در تابستانها گرم است. ميانگين دما در تابستانها ٢٤ تا ٢٦ و در زمستان
١١- تا ١٤- سانتىگراد است. ميزان بارندگى سالانه در شمال استان ٣٠٠ ميلىمتر
و در جنوب آن ١٨٠ ميلىمتر است. بادهاي شديدي در اين منطقه جريان دارد كه
در زمستانها به صورت بوران است. رودهاي اين استان به حوضة درياي خزر تعلق
دارند كه بزرگترين آنها رودهاي اورال (يائيك) و امبا٥ هستند. شمال استان
اورالسك منطقهاي استپى و جنوب آن نيمه بيابانى است. در شمال استان منطقة
چرنوزيوم (خاك سياه) وجود دارد. سواحل رودها شامل چمن زارهاي گونهگون و
بيشههاي متعدد است ( ، BSEهمانجا). بيش از ٥٠% مردم اين استان قزاق، ٣٨%
روس، و بقيه تاتار، اوكرائينى و از ديگر اقوامند. تراكم جمعيت ٧/٣ نفر در هر
كم ٢ است. اكثر اهالى در دشتهاي اطراف رود اورال و ديگر رودخانههاي استان
سكنى دارند (همان، .(XXVII/٦٢
تاريخ: در سدة ٢م هنگامى كه هونها به غرب روي آوردند، به ٤ شاخه بخش شدند
كه شاخة سوم در سواحل رودهاي يائيك و ولگا استقرار يافتند (گوميلف، «هزار
سال...٦»، .(٧٩ قراچورينترك به سال ٥٥٨م در لشكركشى ايستمى خان به مناطق
اورال و ولگا شركت ورزيد و سرزمين مذكور را به تصرف آورد. فرمانروايى اين
سرزمين در ٥٧٢م به برادر كوچكتر او توركسنف و پسر عمويش بوري خان واگذار شد
(همو، «تركان...٧»، .(١٠٥ برخى مؤلفان اسلامى سدههاي ٣ و ٤ق چون ابن
فضلان (ص ١٠٦)، گرديزي (ص ٢٧١) و ابن رسته (ص ١٣٩، ١٤٢، ١٤٣) از وجود غزان
و پچناگها در اين منطقه خبر دادهاند. در ٣١٠ق/٩٢٢م ابن فضلان در منطقة
يائيك نزديك رود اورال در ساحل درياچة چِلكار با پچناگها مواجه شد (نك:
آرتامونوف، .(٣٥٠ وي در جريان سفر خود پيرامون گذر از نهر يغندي در سرزمين
پچناگها ياد كرده است (ص ١٠٤- ١٠٥). اين رود اكنون زايندي نام دارد و
شاخهاي از رود امبا در منطقة اورالسك است (بارتولد، .(V/٩١
بارتولد بر آن است كه پچناگها در منطقة اورالسك به ويژه در جنوب آن سكنى
داشتند .(II(١)/٨٢٠) طبق نوشتة ابن رسته، خزران هر سال براي وصول باج و
خراج، جايگاه پچناگها را مورد تاخت و تاز قرار مىدادند (ص ١٤٠). گرديزي حدّ
سرزمين پچناگها را ولايت قپچاق، سرزمين خزر و منطقة اسلاو (صقلاب) دانسته
است. او مىنويسد: اين اقوام همواره در پيكار با يكديگرند و «بجناكيان را
غزوه كنند و برده كنند و بفروشند» (ص ٢٧١). در اواسط سدة ٤ق/١٠م غزان پچناگها
را تابع خود كردند (گوميلف، «هزار سال»، ٢١٤ )، ولى بعدها پچناگها به سوي
غرب و منطقة مجارها (مجغر) رانده شدند (بارتولد، .(V/٩١
در سدة ٣ق/٩م بازرگانان مسلمان، اسلام را به مردم مناطق اطراف ولگا معرفى
كردند (بنيگسن، .(١٤ در اوايل سدة ٤ق/١٠م خلافت بغداد نمايندگانى را براي
اشاعة اسلام بدان منطقه گسيل داشت (ابن فضلان، ٦٧ - ٦٩). در سدههاي ٥ و
٦ق/١١ و ١٢م اسلام به منطقة اورال نفوذ كرد. متعاقب آن اسلام از طريق
بازرگانان مسلمان به قزاقستان و استپهاي شمال سير دريا (سيحون)، و پس از
آن به قرقيزستان وايالت سين كيانگ چين راه يافت و در اواخر سدة ٦ق/١٢م
در سراسر اين مناطق گسترده شد (بينگسن، همانجا).
قزاقهاي يائيك اغلب به سواحل درياي خزر حمله مىبردند. در ٩٨٥ق/١٥٧٧م
قزاقها به فرماندهى شخصى به نام حق نظر به نوغايها حمله بردند و منطقة
ميان رودهاي ولگا و يائيك را مسخر كردند (تينيشپايف، .(٤٨ قزاقها در
١٠٢٢ق/١٦١٣م يائيك را به صورت پايگاه نظامى درآوردند و دژي در آن بنا
كردند XXVII/٦٧) , ٣ BSE).قزاقهايى كه در اطراف رود يائيك و شاخههاي آن
استقرار داشتند، در زمرة روستاييان فراري بودند كه خود را قزاقهاي آزاد
مىناميدند. اينان در نواحى دُنْ، كرانة ولگا و دنيپر نامى برگزيدند و خود را
قزاقهاي يائيك ناميدند (همان، و در سدههاي ١٠ تا ١٢ق/١٦ تا ١٨م چند بار برضد
حاكميت روسها به شورش برخاستند كه برخى از اين شورشها رنگ مذهبى و گاه
اسلامى داشت (بنيگسن، .(٢٠ استپان رازين يكى از رهبران شورش روستاييان
قزاق در ١٠٧٨ق/١٦٦٧م ساحل خزر را تا رود اورال (يائيك) پيمود و شهر يائيتسك
(اورالسك) را به تصرف آورد (كاليستوف، ١٨٢).
درسدههاي ١١-١٢ق/١٧- ١٨م نفوذروسيه بر سرزمينهاي مسلمان - نشين منطقة
ميانى و سفلاي ولگا و اورال فزونى گرفت (بنيگسن، ٣٧- ٣٨). از اواسط قرن
١٠ق/١٦م با نفوذ روسها، در مناطق ميانة ولگا و اورال و مرغزارهاي قزاق، شورش
مسلحانه برضد آنان آغاز شد. پس از سركوب شورش استپان رازين، مقاومت مسلحانة
مسلمانها در بخش جنوبى اورال ادامه يافت. در ١١٥٠ق/١٧٣٧م طوايف مسلمان
باشقير و قزاقِ مناطق جنوبى اورال به رهبري بيگهاي خود شورشهايى آغاز كردند
كه آخرين آنها به رهبري سلطان باي بولات بود كه در پى دو سال جنگ و
گريزهاي سهمناك، سرانجام در ١١٥٥ق/١٧٤٢م سركوب شد (همو، ١١٠-١١٢).
يائيك يكىاز مراكز شورش روستاييان درسالهاي ١١٨٧-١١٨٩ق/ ١٧٧٣- ١٧٧٥م به
رهبري اميليان پوگاچف بود. پس از سركوب شورش مزبور، اورالسك به صورت بخشى
از استان آستاراخان (هشترخان = حاجى طرخان) درآمد. پس از اين رويداد،
قزاقهاي منطقة اورالسك بقاياي استقلال و خودمختاري را از دست دادند. از
١١٩٦ق/١٧٨٢م گاه حكام روسى آستاراخان و گاه حاكمان ارشد ناحية اورِنبورگ
بر اورالسك حكومت داشتند XXVII/٦١,٦٧-٦٨) , ٣ BSE).
از ١٢٨٥ق/١٨٦٨م شهر اورالسك به يكى از مراكز بازرگانى بدل گشت. در
١٣١٣ق/١٨٩٥م راهآهن ريازان بهاين شهر متصلشد (همان، .(XXVII/٦١ تاتارهاي
اطراف ولگا در ١٩١٧م كوشيدند تا فدراسيون مستقلى از استانهاي ولگا - اورال
تأسيس كنند. اين فدراسيون نوبنياد در ١٩١٨م توسط دولت شوروي سابق ساقط شد
(آكينر، .(٥٩ شهر اورالسك مركز قزاقستان غربى بود كه با تأسيس استان
اورالسك، مركز آن شد. اورالسك اكنون يكى از مراكز عمدة اقتصادي قزاقستان و
منطقهاي غنى است و در ناحية اطراف رود امبا حوزههاي نفتى تازهاي كشف
شده است (فرامكين، ٢٢).
مآخذ: ابن رسته، احمد، الاعلاق النفيسة، به كوشش دخويه، ليدن، ١٨٩١م؛ ابن
فضلان، احمد، رسالة، به كوشش سامى دهان، دمشق، ١٣٧٩ق؛ بنيگسن، الكساندر و
مري براكس آپ، مسلمانان شوروي، گذشته، حال و آينده، ترجمة كاوه بيات،
تهران، ١٣٧٠ش؛ فرامكين، گ.، باستانشناسى در آسياي مركزي، ترجمة صادق ملك
شهمير زادي، تهران، ١٣٧٢ش؛ كاليستوف، و. پ و اسميرنوف، تاريخ روسية شوروي،
ترجمة ح. كامرانى، تهران، ١٣٦١ش؛ گرديزي، عبدالحى، زينالاخبار، به كوشش
عبدالحى حبيبى، تهران، ١٣٤٧ش؛ نيز:
Akiner, Sh., Islamic Peoples of the Soviet Union, London, ١٩٨٦; Artamonov, M.I.,
Istoriya Khazar, Leningrad, ١٩٦٢; Barthold, W.W., Sochineniya, Moscow,
١٩٦٣-١٩٦٨; Benigsen, A., Musulmane v SSSR, Paris, ١٩٨٣; BSE ٣ ; Gumilev, L.N.,
Drevnie Tyurki, Moscow, ١٩٦٧; id, Tysyacheletie Vokrug Kaspiya, Mocow;
Sovetskaya istoricheskaya entsiklopediya, Moscow, ١٩٧٣; Sovetski o
entsiklopedicheski o slovar', Moscow, ١٩٨٧; Tinishpaev, M., Materialy k istorii
Kirgiz - Kazakskogo naroda, Tashkent, ١٩٢٥.
عنايتالله رضا