دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٠٥٦
| انشقاق جلد: ١٠ شماره مقاله:٤٠٥٦ |
اِنْشِقاق، نام هشتاد و چهارمين سوره از قرآن مجيد، داراي ٢٥ (يا ٢٣) آيه، ١١٩ كلمه و ٤٣٦ حرف. نام مشهور سوره از سرآغازِ آن گرفته شده است و گاه عالمان از باب احتياط، آن را سورة «اِذَاالسَّماءُ انْشَقَّتْ» يا به اختصار «اِنْشَقَّتْ» ناميدهاند (نك: ابن بابويه، ١٢١؛ نائطى، ٧/٦٨٩؛ سيوطى، الدر...، ٦/٣٢٨-٣٢٩؛ نيز نك: اندرابى، گ ٥١ الف).
سورة انشقاق، بنابه روايت مشهور، هشتاد و سومين سوره از ترتيب نزول است (نك: دروزه، ١/١٥؛ قس: ابن نديم، ٢٨-٣٠؛ طبرسى، ١٠/٤٠٥؛ سيوطى، الاتقان، ١/٤٠-٤٣). با اين ترتيب، سورة انشقاق از آخرين سورههاي نازل شده در مكه است، اگر چه بعضى از معاصران، مضامين و اسلوب بيان سوره را با سورههايى كه در سالهاي نخستين دعوت پيامبر اكرم(ص) نازل شدهاند، همخوانتر و همگونتر يافتهاند و نسبت به نزول اين سوره در مرحلة مكى خِتامى ترديد كردهاند (دروزه، ٦/٢٨٢؛ نيز نك: راميار، ٦٨١).
سورة انشقاق، با سورة انفطار كه پيش از آن نازل شده، و در ترتيب تلاوت نيز با فاصلة يك سوره پيش از آن جاي گرفته است (ابن جوزي، ١٥٤) و نيز با سورههاي زلزال، تكوير و واقعه داراي سرآغاز مشترك و متشابه است. محور موضوعى اين ٥ سوره كه نامهايشان نيز، به ويژه، «انشقاق» بر آن دلالت دارد (نك: بقاعى، ٢١/٣٣٥)، تفكيك آدميان در سراي ديگر است، به دو گروه نيكوكاران و بدكاران (زلزال /٩٩/٧- ٨)، بهشتيان و دوزخيان (تكوير /٨١/٧، ١٢-١٣)، اصحاب يمين و اصحاب شِمال (واقعه /٥٦/٢٧، ٤١؛ انشقاق/٨٤/٧، ١٠) و ابرار و فجّار (انفطار/ ٨٢/١٣-١٤) كه در هر يك از اين سورههاي پنجگانه با سبكى خاص بدان پرداخته شده است. ويژگىِ سورة انشقاق كه سورة انفطار نيز در اين ويژگى مشترك است، آن است كه همان مضامين هشدار دهنده كه در سورههاي ياد شده (مثلاً نك: تكوير /٨١/١-١٤)، توفنده و خروشنده بيان شده، در اين سوره با بيانى نرمتر آورده شده است (نك: قطب، ٦/٣٨٦٥).
سورة انشقاق، با اينكه داراي الفاظى كم است و حتى بعضى تعبيرات در آن تكرار شده (نك: آيههاي ٢، ٥، ٧، ١٠)، حوزة معنايىِ بس گستردهاي دارد. در مقدمة سوره (آيات ١ تا ٥) توجه مخاطبان به پيشگويى محققالوقوع شكافته شدن آسمان و سپس شكافته شدن زمين، در آستانة رستاخيز، و قرار گرفتن هر چيز در جاي خود جلب شده است؛ نيز مراتب فرمانبرداري آسمان و زمين از ربالعالمين، براي زدودن زنگارهاي سنگينِ غفلت از آيينة ذهن انسان، گوشزد مىگردد. آنگاه در بخش اول (آيات ٦ تا ١٥) با خطاب «يا اَيُّهَا الاِنْسانُ» كه جز اين، تنها يك بار ديگر در قرآن كريم آمده است (انفطار / ٨٢/٦؛ عبدالباقى، ٩٣-٩٤) آدميان بىخبر و سرگردان را كه افتان و خيزان، سرگرم گذران روزگارند، مخاطب قرار مىدهد و از فرجام قطعى و سرانجام حتمىِ ايشان با خبر مىسازد و نتيجة پيمودن راه كج و راه راست و عاقبت هر يك را يادآور مىگردد كه چگونه كارنامة گروهى را به نشانة نيك فرجامى و كامروايى به دست راستشان دهند و كارنامة گروهى ديگر را، به نشانة بدفرجامى و ناكامى، از پشت سر، و به همين نَسَق، با اصحاب يمين چند و چون نكنند و از آنان حساب نكشند و شادمانه نزد كسان خويش بازگردند. اما آنانكه با همراهان كجرو خويش، شادمانه روزگار گذرانيدند و به روز واپسين نينديشيدند، آن روز، هزار باره آرزوي مرگ مىكنند و فريادرسى بجز زبانة آتش نمىيابند؛ و در بخش دوم (آيات ١٦ تا ١٩)، ذهن و انديشة انسان را، با تداعىِ چشمانداز دلفريب شفق كه پيامآور پايان روز است و هجوم تاريكى شب، به مقايسة مسير حركت و ميدان تكاپوي خويش، با گيرودار شب و روز، و سير و سلوك ماه، منزل به منزل، از هلال و تربيع تابدر تمام، و بازگشت به تربيع و رفتن به مُحاق، وا مىدارد، تا آدمى دريابد كه او نيز مانند خورشيد و ماه و ستارگان كه به ظاهر پديدآرندگان شب و روزند، در گردونة فرمان پروردگار جهان، گردان است و همة اين فراز و نشيبها، مركبهاي گوناگونند در برابر او نهاده، تا هر مرحله را با مركبى بپيمايد. خاتمة سوره (آيات ٢٠ تا ٢٥) ابراز شگفتى است از بىخبري و نادانى انسانها كه چرا به گفتار قرآن تن در نمىدهند و بىباكانه راه انكار و تكذيب پيش مىگيرند، و گريز به اينكه چه باك، همان به كه بگريزند و با عذاب اَليم درآويزند؛ ما را همان معدود انسانهاي درستانديش و درست كردار بس، و اين كسان تا ابد از خوان احسان خداوند جهانيان برخوردارند.
سورة انشقاق، زوج سورة مطففين است؛ چنانكه سورة مطففين مانند سورة انشقاق مشتمل بر يك مقدمه، دو بخش و يك خاتمه است (نك: مطففين /٨٣/١-٦، ٧-١٧، ١٨- ٢٨، ٢٩-٣٦) و اشتراك مضامين و تشابه عبارات و حتى تكرار الفاظ در آيات اين دو سوره شايان توجه است (نك: انشقاق /٨٤/٧، ٩، ١٠، ١٣؛ مطففين /٨٣/٧، ٩، ١٨، ٢٠، ٢٤، ٣١).
سورة بروج نيز كه در ترتيب تلاوت پس از سورة انشقاق جاي گرفته است، هرچند در ترتيب نزول با سورة انشقاق فاصلة بسيار دارد (نك: راميار، ٦٨٠ -٦٨١؛ قس: دروزه، ٦/٢٨٢)، در مقدمه و خاتمه و دو بخش ميانى با سورة انشقاق متناظر است (نك: بروج، ٨٥/١-٣، ٤-١١، ١٢- ١٨، ١٩-٢٢) و مضامين و حتى الفاظ بعضى از آيات در اين دو سوره متشابهند (نك: انشقاق /٨٤/٢٢؛ بروج /٨٥/١٩). به عبارت دقيقتر، ٦ سورة تكوير تا طارق را مىتوان يك مجموعة پياپى و متحدالمضمون دانست كه چه بسا در ترتيب نزول نيز با اندك جابهجايى چنين بوده باشند (نك: دروزه، همانجا).
پايان آية ٢١ سورة انشقاق يكى از مواضع دهگانة سجدة مستحب نزد عالمانشيعه (نك: ابوالفتوح، ٥/٤٩٩)، و يكى از مواضعچهاردهگانة سجدة واجب نزد پيشوايان اهل سنت است (نك: ابن عربى، ٤/٣٦٩- ٣٧٠؛ اسماعيل حقى، ١٠/٣٨١-٣٨٢؛ نيز نك: قرطبى، ١٩/٢٨٠-٢٨١).
مآخذ: ابن بابويه، محمد، ثواب الاعمال، به كوشش محمدمهدي خرسان، نجف، ١٣٩٢ق؛ ابن جوزي، عبدالرحمان، فنون الافنان، به كوشش محمدابراهيم سليم، قاهره، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ ابن عربى، محمد، احكام القرآن، به كوشش محمد عبدالقادر عطا، بيروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ ابن نديم، الفهرست؛ ابوالفتوح رازي، حسين، روحالجنان، قم، ١٤٠٤ق؛ اسماعيل حقى بروسوي، روحالبيان، استانبول، ١٣٨٩ق؛ اندرابى، احمد، الايضاح فى القراءات، نسخة عكسى موجود در كتابخانة مركز؛ بقاعى، ابراهيم، نظمالدرر، حيدرآباد دكن، ١٩٨٤م؛ دروزه، محمد عزت، التفسير الحديث، قاهره، ١٣٨١ق/١٩٦٢م؛ راميار، محمود، تاريخ قرآن، تهران، ١٣٦٢ش؛ سيوطى، الاتقان، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛ همو، الدر المنثور، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ طبرسى، فضل، مجمع البيان، صيدا، ١٣٥٦ق/١٩٣٧م؛ عبدالباقى، محمد فؤاد، المعجم المفهرس، قاهره، ١٣٦٤ق؛ قرآن مجيد؛ قرطبى، محمد، الجامع لاحكام القرآن، بيروت، ١٩٦٧م؛ قطب، سيد، فى ظلال القرآن، به كوشش محمد قطب، بيروت، ١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ نائطى اركاتى، محمد غوث، نثر المرجان، حيدرآباد دكن، ١٣٣١ق. محمدعلى لسانى فشاركى