دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٠١٦
| اناپه جلد: ١٠ شماره مقاله:٤٠١٦ |
اَناپه، دژي كهن و شهري ساحلى واقع در كرانة شمال شرقى خليج اناپة
درياي سياه در مجاورت سرزمين چركسها (آديگهايها) و غرب منطقة كراسنودار قفقاز
در كنار رودخانة بوگور. با نگاهى به نقشة درياي سياه، محل شهر اناپه به
صورت نيم دايرهاي به نظر مىرسد كه در دريا پيش رفته است. آديگهايها اين
قسمت از ساحل را به همين اسم - كه به زبان آنها «آناپه» تلفظ مىشود -
ناميدهاند. بنابراين، اناپه روي دماغهاي قرار دارد كه حدود ٨٠٠ تا ٠٠٠ ،١متر
در دريا پيش رفته، و از ٣ طرف به دريا مشرف است («فدراسيون...١»، .(٥٦٧ در
زمان باستان در محل اناپه شهر گُرگيپيا٢ واقع بود («دائرةالمعارف هنر...٣»،
.(VII/٨٥٢
يونانيان در قرن ٧ قم، نخست سواحل جنوبى درياي سياه و سپس سواحل شمالى
آن را زير سلطة خود درآوردند. در سدههاي ٦ - ٥ قم حكومتى يونانى به نام
بوسپوركيمري بر منطقة تنگة كِرْچ مستولى شد. پايتخت اين حكومت پانتىكاپئوم٤
(كرچ امروزي) بود. پادشاهان سلسلة اسپارتوكى٥ از قرن ٤ قم در اين منطقه
اقتدار يافتند و شهرهاي بسياري بناكردند، ازجمله گرگيپيا درمحلقبلى سينديكا
بود كهبه افتخار گرگيپوس، حاكم اسپارتوكىِ آن شهر، نامگذاري شد VII/٢٨٥) ؛
GSE, «اقوام قفقاز٦»، .(I/٦٥ گرگيپيا مركزي نظامى، بازرگانى و صنعتى بود. در
سدههاي ٢ و ٣قم اتحاديهاي مذهبى از كشتى داران در گرگيپيا نفوذي به هم
رسانيد ، GSE) همانجا؛ رستوفتسف، .(١٦٢ اين دوران، دوران اوج گرگيپيا بود. در
قرن ٤م به علت بحران اجتماعى و نيز به سبب حملة قبايل هون، اين شهر رو
به انحطاط نهاد ، GSE) «اقوام قفقاز»، همانجاها). در حفاريهاي ١٨٩٤-١٩٠٠م در
اين منطقه قطعاتى از لوحهاي مرمرين يافت شد كه بر يكى از آنها نام
گرگيپيا ديده مىشود ( پاولى، .(XIV/١٦٢٥ بعدها اين شهر مورد هجوم سرمتها،
تركها، مغولها و بيزانسيها قرار گرفت؛ زمانى هم بازرگانان جنوايى در آن
استقرار يافتند كه ويرانههاي قلعة آنان تا اواخر سدة ١٢ق/١٨م بر جاي بوده
است (گوگچه، ٧٩). تركان عثمانى در ١٤٧٥م اناپه را به تصرف درآوردند
.(GSE,I/٣٨٧)
امپراتوري عثمانى كه بعد از جنگ ١٧٦٨-١٧٧٤م و با معاهدة «كوچوك قينارجه»،
بنادر متعددي را در درياي سياه از دست داده بود، مصمم گرديد كه پايگاههاي
مستحكم نظامى در سواحل آن دريا بر پا كند («دائرةالمعارف ترك٧»، ؛ II/٤٣٠
گوگچه، ٧٨). فعاليت دربار عثمانى با انتصاب فرح على پاشا به عنوان «محافظ»
شهر سوغوجاق آغاز شد (همو، ٥٩). اناپه كه در نزديكى سوغوجاق واقع بود، قبل
از اينكه به همّت فرح على پاشا به صورت قلعهاي مستحكم درآيد، ويران و
متروك بود (همو، ٧٨). اين قلعه در ١٧٨١م به فرمان سلطان عبدالحميد اول توسط
مهندسان فرانسوي بر روي ويرانههاي قلعة جنواييها ساخته شد («دائرةالمعارف
ترك»، همانجا؛ I/٤٨١ , ٢ ؛ EI«فرهنگ...١»، .(I(A)/٧٠٥ بارو و استحكامات بالاي
قلعه زير نظر مهندس حسين آغا بنا گرديد (گوگچه، ٨٠). فرح على پاشا علاوه بر
كمكهاي مادي دولت مركزي، از اقوام محلى نيز مبالغى پول به عنوان ماليات
براي استحكامات اناپه وصول كرد. در نتيجه در اناپه علاوه بر ٣ مسجد و ٣ باب
حمام و بناهاي دولتى، ٥٠ باب دكان و ٥٠ قهوهخانه احداث شد (همو، ٨٥). فرح
على پاشا از ١٧٨٠ تا ١٧٨٤م در گسترش اسلام در اناپه و سرزمين چركسها كوشش
بسيار كرد (همو، ٥٩). او حامى قبايل جنگجوي آن منطقه به شمار مىآمد
(«دائرةالمعارف ترك»، همانجا).
اناپه از ١٧٨٢م به بعد مركز ادارة قفقاز شمالى شد (گوگچه، ٩٢). قلعة اناپه
نيز مركز نظامى قفقاز در مقابل روسيه به شمار مىرفت. از زمان فرحعلىپاشا
اناپه به شهري تبديل شد كه بيشترين فعاليتهاي نظامى تركهاي عثمانى از
آنجا صورت مىگرفت. حاكميت عثمانيان در خاور درياي سياه در ساية اين قلعه
تثبيت شد (همو، ٢٨٩). اين قلعه براي روسها نيز به همان اندازه اهميت داشت،
چنانكه تصرف آن را در صدر برنامههاي نظامى خود قرار داده بودند (مك لين،
٣٤- ٣٥).
در دورة سلطنت كاترين دوم، روسيه براي ممانعت از پيشروي تركان عثمانى و
نفوذ آنها در قفقاز و دفاع از مرزهاي اين سرزمين تصميم گرفت اناپه را متصرف
شود. اناپه ابتدا در سپتامبر ١٧٨٧ توسط ژنرال تِكِلى و سپس در مارس ١٧٩٠ توسط
ژنرال بيبيكُف مورد حمله واقع شد («فرهنگ»، همانجا). بطال پاشا كه در ١٧٨٨م
به عنوان فرمانده كل (سوروجى اردو) نيروي شرقى تعيين شده بود، به كمك
ايپك لى مصطفى پاشا با روسها به مقابله پرداخت (گوگچه، ١٩٧، ١٩٩-٢٠٠، ٢١١).
در اين دو حمله تنها تعصب نيروي نظامى داخل قلعه و اقوام خارج از قلعه
باعث شد كه محاصرة اناپه توسط روسها عقيم بماند («دائرةالمعارف ترك»، )؛
II/٤٣٠ ولى سرانجام، ژنرال گودُويچ روسى توانست آن را در ١٧٩١م به تصرف
درآورد («فرهنگ»، ٢ EI، «دائرةالمعارف ترك»، همانجاها)، اما طبق معاهدة ياسى
در ژانوية ١٧٩٢، اناپه به عثمانى پس داده شد. در ١٨٠٨م بطال پاشا به دولت
عثمانى و اقوامى كه آمادة جنگ با روسها بودند، خيانت كرد و تسليم روسها شد
(گوگچه، ٢٠٣) و اناپه بار ديگر به دست روسها افتاد. ساري عبدالله پاشا كه
به عنوان سر عسكر جانشين بطال پاشا شده بود، به علت درگيري در كارهاي
واليگري در ارز روم و طرابوزان از رفتن به اناپه خودداري كرد. روسها اين
غفلت را غنيمت شمرده، به اناپه حمله كردند و پس از ١٣ روز جنگ سخت قلعه
را متصرف شده، اهالى آن را به كريمه انتقال دادند («دائرةالمعارف ترك»، ٢
EI، «فرهنگ»، همانجاها)؛ اما اين بار هم اناپه طبق معاهدة صلح بخارست
(١٨١٢م) به باب عالى برگردانده شد (نك: بريتانيكا، .(II/٥٩٦ در ١٨٢٨م دريا
سالار گريگ از طرف دريا، و پرنس مِنشيكُف از سوي خشكى، قلعة ياد شده را
محاصره كردند. اناپه به دنبال جنگهايى سخت كه به «محاربة اناپه» معروف
گرديد، تسليم شد («دائرةالمعارف ترك»، همانجا). اين بار طبق بند ٤ معاهدة صلح
آدريانوپل (اِدرنه) منعقد در ١٨٢٩م اناپه و تمامى ساحل شرقى درياي سياه تا
ناحية پوتى به روسيه تعلق گرفت (بارتولد، ٨٦٣ ؛ .(GSE,I/٣٨٧ در جنگ كريمه
(١٨٥٤م) با حملة ناوگان دريايى عثمانى و انگليسى و فرانسوي به سواحل درياي
سياه، روسها پس از ويران كردن استحكامات نظامى، اناپه را ترك كردند، اما در
١٨٥٦م دوباره آن را به دست آوردند و در ١٨٦٠م اهالى آن را به شهر تمروك
منتقل كردند. اناپه پس از تصرف قطعى به دست روسها اهميت استراتژيك خود را
از دست داد و از ١٨٦٤م صورت شهري ييلاقى و توريستى به خود گرفت («فرهنگ»،
همانجا).
ساحل اناپه آفتابىترين قسمت از كرانههاي درياي سياه است، چنانكه در سال
٢٨٠ روزِ آفتابى دارد. نزولات جوّي آن كمتر از ديگر نواحى ساحلى قفقاز و
كريمه است؛ رطوبت نسبى آن متوسط، و پاييز آن كه بهترين فصل آنجاست،
طولانى، معتدل و خشك است («فدراسيون»، .(٥٦٧ لجن درياچة جِمْبور كه در دو
كيلومتري اناپه واقع است، براي معالجة بيماريهاي مختلف به كار برده
مىشود. اين لجنداراي تركيباتگوگردي و يدياست. چشمههايمعدنى سولفوردار در
نزديكى اناپه وجود دارد. در ٧ كيلومتري اناپه چشمة آب معدنى ديگري هست كه
براي معالجة بيماريهاي جهاز هاضمه بسيار سودمند است. اين چشمهها و لجن
درياچه، اناپه را به نقطهاي ييلاقى و مركزي بهداشتى تبديل كردهاند.
اناپه داراي استراحتگاهها و بيمارستانها و مهمانخانههاي متعدد است. صنايع
اناپه بيشتر از نوع صنايع مواد غذايى و صنايع سبك است. در اناپه يك
دانشكدة كشاورزي و يك موزة محلى وجود دارد (همانجا؛ I/٣٨٧ .(GSE,
مآخذ: گوگچه، جمال، قفقاز و سياست امپراتوري عثمانى، ترجمة وهاب ولى،
تهران، ١٣٧٣ش؛ مك لين، فيتس روي، شيخ شامل داغستانى، ترجمة كاوه بيات،
تهران، ١٣٧٠ش؛ نيز:
Bartold, V.V., Obshchie raboty po istorii Sredne o Azii, Moscow, ١٩٦٣;
Britannica, ١٩٨٧ ; EI ٢ ; Encyclopedia of World Art, New York , ١٩٦٧;
Entsiklopedicheski o slovar, St. Petersbourg, ١٨٩٠; GSE; Narody Kavkaza, Moscow,
١٩٦٠; Pauly; Rossi o skaya Federatsiya, eds. A. G. Babaev et al., Moscow, ١٩٦٨;
Rostovtzeff, M., Iranians and Greeks in South Russia, Oxford, ١٩٢٢; T O rk
ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٦٦.
ناديژدا خارچينكو