دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩٨٣
| اميرخيزي جلد: ١٠ شماره مقاله:٣٩٨٣ |
اَميرْخيزي، اسماعيل(١٢٩٤- ١٣٨٥ق/١٨٧٧-١٩٦٦م)،فرزند محمدتقى، متخلص
به گرامى و هنر، شاعر، اديب، محقق، مورخ، عضو فرهنگستان و از رجال نهضت
مشروطيت ايران.
محمد اسماعيل، مشهور به اسماعيل (حاج اسماعيل) اميرخيزي در محلة اميرخيز
تبريز زاده شد (اميرخيزي، ٤٦٨؛ اسحاق، ١/٣٨٧)؛ تا ١٤ سالگى به تحصيلات
مقدماتى اشتغال داشت و پس از آن در تجارتخانة پدر به كار پرداخت (اميرخيزي،
همانجا؛ برقعى، ٦/٣٩٥٠). در ١٣٢٥ق/١٩٠٧م، به طرفداران نهضت مشروطيت ايران
پيوست و به عنوان نمايندة اردبيل، به انجمن ايالتى آذربايجان راه يافت
(نك: اميرخيزي، ٤٧١-٤٧٢). در همين زمان با ستارخان سردار ملى، آشنا شد و به
درخواست همو، مشاور و منشى وي گرديد (نك: همانجا؛ دولتشاهى، ١٥-١٦).
پس از افتتاح مجلس شوراي ملى، اميرخيزي همراه ستارخان به تهران آمد، ولى
پس از حادثة پارك اتابك كه به تيرخوردن و مجروح شدن ستارخان انجاميد، وي
با اجازة سردار، به تبريز بازگشت (نك: اميرخيزي، ٤٨٥-٤٩٤). در ١٣٣٠ق/١٩١٢م، در
نتيجة تجاوز سپاهيان روس و فشار طرفداران استبداد به استانبول هجرت كرد (همو،
٢٩٤- ٢٩٥) و از آنجا به دعوت سيدحسن تقىزاده به برلين رفت و در كميتة
مليون ايرانى به فعاليت پرداخت (تقىزاده، ٤٨٢).
اميرخيزي در ١٣٣٣ق/١٩١٥م، براي كمك به مقاصد مليون رهسپار بغداد شد (رضازادة
ملك، ٢١٦) و پس از سقوط بغداد به دست قواي انگليس، به استانبول بازگشت و
دو سال در آنجا ماند (نك: اميرخيزي، ٥٠٠ -٥٠٢). سرانجام پس از ٧ سال دوري از
وطن، به تبريز بازگشت (نك: همو، ٥٠٢) و در ١٢٩٨ش به خدمت وزارت معارف درآمد
و در دبيرستان محموديه (فردوسى) به تدريس پرداخت (نك: همو، ٥٠٣؛ كارنگ،
شش). در همين زمان اميرخيزي به شيخ محمد خيابانى - كه كم كم قدرت
مىيافت - پيوست (نك: اميرخيزي، ٥٠٣ - ٥٠٤؛ كسروي، ٨٦٤ بب)، اما پس از قتل
خيابانى، يكباره از سياست كناره گرفت و به امور فرهنگى روي آورد (نك:
اميرخيزي، ٥٠٨ -٥٠٩؛ كارنگ، همانجا).
اميرخيزي تا ١٣١٤ش، ادارة مدرسة فردوسى را عهدهدار بود؛ پس از آن به تهران
منتقل شد و به رياست دارالفنون رسيد. در ١٣٢١ش به تبريز بازگشت و رياست
فرهنگ آذربايجان را برعهده گرفت، اما دو سال بعد دوباره به تهران آمد و از
١٣٢٥ش بار ديگر رياست دارالفنون را عهدهدار گرديد. وي در ١٣٢٨ش بازنشسته شد
(نك: اميرخيزي، ٥٠٨ - ٥٠٩) و در ٢٧ بهمن ماه ١٣٤٤ در تهران درگذشت (كارنگ،
دوازده؛ بامداد، ٢٧- ٢٨).
آثار: اميرخيزي در زمينههاي ادبى و تاريخى، آثاري از خويش برجاي
نهادهاست: ١. تصحيح بوستان سعدي،تبريز، ١٣١٠ و١٣١٢ش؛ ٢. قطعات منتخبة زبان
فارسى (نظم و نثر در ٣ مجلد)، تبريز، ١٣١٠ و ١٣١٤ش؛ ٣. تصحيح ديوان عنصري
(چاپ نشده)؛ ٤. قيام آذربايجان و ستارخان، تبريز، ١٣٣٩ش؛ ٥. تاريخ فرهنگ و
ادب آذربايجان (چاپ نشده)؛ ٦. قصايد و اشعار، كه بيشتر در مجلة ارمغان منتشر
شده است؛ ٧. مقالات، كه بيشتر در مجلة وحيد منتشر شده است (كارنگ، شش -
هفت).
مآخذ: اسحاق، محمد، سخنوران نامى ايران، تهران، ١٣٦٣ش؛ اميرخيزي، اسماعيل،
«سرگذشت»، همراه قيام آذربايجان در انقلاب مشروطيت ايران كريم طاهرزادة
بهزاد، تهران، ١٣٣٤ش؛ بامداد، مهدي، شرح حال رجال ايران، تهران، ١٣٥٣ش؛
برقعى، محمدباقر، سخنوران نامى معاصر ايران، تهران، ١٣٧٣ش؛ تقىزاده، حسن،
زندگانى طوفانى، به كوشش ايرج افشار، تهران، ١٣٧٢ش؛ دولتشاهى، طهماسب،
«مشروطيت و اميرخيزي»، نشرية كتابخانة ملى تبريز، ١٣٤٥ش، شم ١٠؛ رضازادة ملك،
رحيم، حيدرخان عمواوغلى، تهران، ١٣٥٦ش؛ كارنگ، عبدالعلى، «شرح حال مؤلف»،
قيام آذربايجانو ستارخان، تبريز،١٣٣٢ش؛كسروي، احمد، تاريخ هيجدهسالة
آذربايجان، تهران، ١٣٥٠ش. جلال خسروشاهى