دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩٧٣
| امير ارسلان جلد: ١٠ شماره مقاله:٣٩٧٣ |
اَميرْ اَرْسَلان، قصهاي عاميانه كه در دورة قاجار و پيش از
١٣٠٩ق/١٨٩٢م نوشته شده است (يوسفى، ٢/٩). اين اثر زاييدة تخيل ميرزا
محمدعلى نقيبالممالك، نقال باشى دربار قاجار و نوشتة فخرالدوله (د ١٣٠٩ق)،
دختر محبوب ناصرالدين شاه است. بدين ترتيب كه نقيب الممالك براي آرامش
ناصرالدين شاه، هر شب كنار بستر او حاضر مىشد و قصة امير ارسلان را
فىالبديهه نقل مىكرد و فخرالدوله هم در پشت پرده، گفتههاي او را مكتوب
مىساخت (معيرالممالك، رجال...، ٦٤، يادداشتها...، ٣٥-٣٦؛ محجوب،
«داستانها...»، ١١٤٠-١١٤١).
نقيبالممالك با بهرهگيري از واژگان، تعبيرات و ضربالمثلهاي عاميانه كه
كمتر به زبان مكتوب راه پيدا كرده است (يوسفى، ٢/٣٠- ٣١)، به خلق قصهاي
پرداخت كه بازتاب شرايط سياسى و اجتماعى ايران در پايان دورة قاجار است
(محجوب، مقدمه...، ٣٦؛ يوسفى، ٢/٢٥-٢٦).
قصة امير ارسلان متشكل از چندين داستان كوتاه است كه توسط نقيبالممالك با
مهارتى شگفتآور به يكديگر پيوند خورده است (همو، ٢/١١-١٢). اين قصه از
زندگى ارسلان فرزند ملك شاه رومى سخن مىگويد كه پس از كشته شدن پدرش
به دست فرنگيان، به دنيا مىآيد. او در ١٨ سالگى و پس از آگاهى از اصل و
نسب خويش، طى ماجراهاي فراوان تاج و تخت پدر را باز پس مىگيرد و پس از
شكست دادن فرنگيان و فتح سرزمين روم، با تصوير فرخ لقا دختر پطرس، شاه
فرنگ روبهرو مىشود و به او دل مىبازد. ارسلان درپى عشق سودايى خويش،
تاج و تخت را رها كرده، به راه مىافتد و پس از پشت سرگذاردن ماجراهاي
بسيار در دنياي واقع و دنياي خيال، به معشوق خود دست مىيابد.
قصة اميرارسلان در مقايسه با ديگر داستانهاي عاميانة ايرانى، از عناصر ملى و
مذهبى تهى است و حتى نامها و مكانهاي وقايع داستان، هيچ كدام ايرانى
نيست (محجوب، مقدمه، ٢، «داستانها»، ٩١١، ٩١٣). با اين حال، نوعى خوي
پهلوانى و جوانمردي در شخصيت آن ديده مىشود كه جاذبهاي ويژه بدان
بخشيده است (همو، مقدمه، ٤٠-٤١؛ يوسفى، ٢/٢١-٢٢).
دربارة اين داستان داوريهاي گوناگونى صورت گرفته است. برخى آن را از آثار
دورة انحطاط مىدانند كه داراي هيچ نتيجة اخلاقى نيست (محجوب، «داستانها»،
١٢٧٧؛ نعمتاللهى، ٤٠٩، ٤١٢؛ ميرصادقى، ٧٩)؛ در حالى كه برخى ديگر، از جهات
بسياري آن را ارزشمند، و قهرمان قصه را برخوردار از روح جوانمردي ايرانى
مىدانند (يوسفى، همانجا؛ پرهام، ٢٨٦-٢٩٠). قصة امير ارسلان تاكنون چندين بار
به چاپ رسيده، و در تئاتر و سينما نيز به نمايش درآمده است (نك: مشار،
١/٥١٠).
مآخذ: پرهام، سيروس، «سيماي قهرمان در داستانهاي عاميانه»، صدف، تهران،
١٣٣٦ش، شم ٤؛ محجوب، محمد جعفر، «داستانهاي عاميانة فارسى»، سخن، تهران،
١٣٣٩ش، س ١١، شم ٨ -١٢؛ همو، مقدمه بر اميرارسلان، تهران، ١٣٤٠ش؛ مشار،
فهرست كتابهاي چاپى فارسى، تهران، ١٣٥٠ش؛ معيرالممالك، دوستعلى خان، رجال
عهد ناصري، تهران، ١٣٦١ش؛ همو، يادداشتهايى از زندگانى خصوصى ناصرالدين
شاه، تهران، ١٣٦١ش؛ ميرصادقى، جمال، ادبيات داستانى، تهران، ١٣٦٦ش؛
نعمتاللهى، جلال، «مقدمهاي بر كتاب اميرارسلان »،انديشه و هنر، تهران،
١٣٣٨ش، شم ٦؛ يوسفى، غلامحسين، ديداري با اهل قلم، مشهد، ١٣٥٨ش.
محمد سيدي