دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩٤٩
| ام الفحم جلد: ١٠ شماره مقاله:٣٩٤٩ |
اُمُّ الْفَحْم، شهري در شهرستان جنين در فلسطين. اين شهر از ديرباز
يكى از بزرگترين مراكز تهية زغال بوده، و از همينرو، به امالفحم شهرت
يافته است (شراب، ١٢٩).
امالفحم با ارتفاع ٤٥٠متر از سطح دريا در دو كيلومتري كرانة غربى رود اردن،
٢٥ كيلومتري شمال غربى جنين، و ٤١ كيلومتري حيفا واقع شده است (ا¸غا، ٣٤٧؛
دباغ، ١(١)/٢١٢). اين شهر از ادغام ٩ روستا (مرتفعه، بويشات، بئر، عين
ابراهيم، لجون، معاويه، مشيرفه، عقده و مصمص) شكل گرفته است («دائرة
المعارف...١»، ١١٤١ ؛ نخله، .(I/٢٩٩
سرزمين جنين از نظر ساخت به ٣ منطقه تقسيم مىشود كه يكى از مناطق آن
قوس سامرة غربى (طاقديس ام الفحم) است ( موسوعة المدن، ١٥٣). كوههاي نابلس
از سوي شمال غربى به واسطة طاقديس ام الفحم به كوه كرمل مىپيوندد (عابد،
١٠١) و كوه ام الفحم يكى از ٣ مجموعة اين رشته كوه به شمار مىآيد كه با
جهتى جنوب شرقى - شمال غربى امتداد يافته است ( جودائيكا، .(IX/١٤٣ كوه
اسكندر با ارتفاع ٥١٨ متر از سطح دريا در شرق امالفحم قرار گرفته است (
موسوعة عام، ١/٢٩٢؛ دباغ، ٣(٢)/١٧٧). اراضى اين منطقه عمدتاً از تشكيلات دورة
ائوسن است (عبدالسلام، ٢٣٧).
از گذشتة امالفحم آگاهى چندانى در دست نيست. به گفتة مقريزي در
٦٦٣ق/١٢٦٥م ملك ظاهر بيبرس، سلطان مماليك، آن را به نايبالسلطنة شام،
امير جمالالدين اقوش نجيبى واگذار كرد (١(٢)/ ٥٣٢). ام الفحم در دورة عثمانى
(١٩١٧م) در امتداد راه اصلى تجاري (درب السلطان) قرار داشت و درياي
مديترانه را با شرق فلسطين مرتبط مىساخت (بلومان، ١٤). پس از مصادرة اراضى
زراعى ام الفحم در ١٩٤٨م/١٣٢٧ش، ٨٠% از ساكنان آن ناچار براي يافتن كار
به شهرهاي ساحلى تلابيب و حيفا مهاجرت كردند (همو، ٢٣؛ صالح، حسن، ٣٥٦)،
اما پس از اين زمان، به علت سرازير شدن شمار بسياري از آوارگان فلسطينى
به اين شهر جمعيت آن يك بار ديگر رو به فزونى نهاد (بلومان، ١٧)، تا جايى
كه در ١٩٧٤ و ١٩٨٥م به ترتيب به ١٤ هزار و ٢٥ هزار نفر افزايش يافت (شراب،
١٣٠؛ ا¸غا، همانجا). افزايش جمعيت طى اين دوره باعث بروز مشكلات فراوان
اجتماعى از جمله فقر و بيكاري و تشديد مهاجرت شد (بلومان، همانجا).
مساحت كل زمينهاي زيركشت ام الفحم در ١٩٤٥م حدود ٥٠٠ ،٤ هكتار ( ٩١٨ ،٤٨
دونم) بود (هداوي، كه ٧/٣٢٥ هكتار ( ٥٤٠ ،٣ دونم) از آن به كشت زيتون
(دباغ، ٣(٢)/٢١)، ٩/١٠١ ،٤ هكتار (٥٨٦ ،٤٤ دونم) به كشت غلات (هداوي،
همانجا)، ٢/٢٨٥ هكتار (١٠٠ ،٣ دونم) به كشت سبزي و ٣/١٢٢ هكتار (٣٢٩ ،١دونم)
نيز به درختان ميوه مانند بادام، زردآلو و سيب اختصاص داشت (دباغ،
٣(٢)/١٧٥). كل مساحت اراضى ام الفحم و روستاهاي تابع آن در همين سال
برابر ٣/١٠٦ ،٧ هكتار (٢٤٢ ،٧٧ دونم) بود (هداوي، ٥٥ ؛ دباغ، ٣(٢)/١١).
تا قبل از سال ١٩٤٨م اقتصاد ام الفحم براساس كشاورزي بود و نيازهاي اهالى
به وسيلة خود آنها تأمين مىشد، ولى پس از اين سال با ايجاد تغييرات اساسى
در نظام اقتصادي - اجتماعى و مصادرة زمينهاي حاصلخيز بهدست اسرائيليها،
كشاورزي رو به افول نهاد (بلومان، ١٤) و در نتيجه ام الفحم يكباره از شهري
خودكفا (كشاورزي) به مركزي وابسته تبديل شد (همو، ١٦). اين شهر يك كارخانة
اردهسازي دارد (خالدي، ٧٨٨).
در ١٩٤٤م، ٧٣٥ هكتار (٨ هزار دونم) از اراضى جنگلى ام الفحم به توليد زغال
اختصاص يافته بود كه توليد آن به ٣٦٠ تن مىرسيد ( موسوعة عام، همانجا).
حصيربافى در ام الفحم از رونق بسيار برخوردار بوده، و يكى از راههاي كسب
درآمد اهالى بهشمار مىرفته است (دباغ، ٣(٢)/١٧٥).
ام الفحم ٣ درمانگاه (بلومان، ١٨) و ٣ مسجد دارد كه مسجد تميم كهنترين
آنهاست (دباغ، ٣(٢)/١٧٧؛ شراب، همانجا). تأسيس نخستين مدرسه در اين شهر به
١٣٠٦ق در دورة عثمانى بازمىگردد (دباغ، همانجا). در ١٩٨٥م، امالفحم ١١ مدرسة
ابتدايى، يك دبيرستان و يك مدرسة شبانه داشت كه مجموعاً ٨ هزار دانشآموز در
آن مشغول به تحصيل بودند (ا¸غا، ٣٥٠؛ نك: بلومان، ٤٦). اين شهر در مبارزاتى
كه با قيمومت انگليس صورت مىگرفته است، سابقهاي طولانى دارد؛ حملة اسعد
مفلح در ١٩٣٥م همراه با جمعى از فلسطينيان به محل استقرار نيروهاي انگليسى
نمونهاي از اين مبارزات بوده است (دباغ، ٣(٢)/١٠٤؛ ابوغربيه، ٤٦). در ٣٠
ژانوية ١٩٣٨ نيروهاي انگليسى ام الفحم را محاصره، و از مدارس آن به عنوان
پادگانهاي نظامى استفاده كردند، ولى مجاهدان فلسطينى به رهبري يوسف
حمدان، على فارس و يوسف ابودره به آنان حمله بردند و خسارات زيادي به
ايشان وارد كردند و پس از آن مجاهدان بهسوي كنارة شرقى كوه اسكندر رفتند و
به مدت ٦ ساعت با نيروهاي انگليسى درگير شدند (جرار، ٢٩٧؛ صالح، محسن، ٣٨٠)؛
روز بعد انگليسيها به روستاهاي مجاور هجوم بردند كه بر اثر مبارزه و مقاومت
مجاهدان فلسطينى مجبور به عقبنشينى شدند (همانجا). اين درگيريها كه از
يامون (روستايى در نابلس) تا كوه اسكندر (واقع در ام الفحم) گسترش يافته
بود، يكى از مهمترين وقايع اين دهه به شمار مىآيد (دباغ، ٣(٢)/١٧٨).
تا ١٩٤٨م ادارة وادي عاره و امالفحم در دست دولت اردن بود، اما از آن پس
شهر امالفحم همچون ديگر شهرها و روستاهاي فلسطينى به اشغال صهيونيستها در
آمد. ا¸نان بهترين اراضى قابل كشت اين شهر را تصرف كردند و به صندوق قوم
يهود اختصاص دادند (صالح، حسن، ٣٥٦)؛ مابقى اراضى كه بسيار اندك، و عمدتاً
غيرقابل كشت بود، در دست اهالى باقى ماند (بلومان، ١٥؛ آغا، ٣٤٧). در ١٩٤٩م
به موجب قرارداد ترك مخاصمه با اردن، معروف به قرارداد رودس، اين شهر به
اسرائيل واگذار شد (همانجاها). به اين ترتيب، پس از ١٩٤٨م بسياري از
روستاهاي اطراف ام الفحم ويران شد و بر جاي آن كيبوتص و موشاوهاي
يهودينشين برپا گرديد (بلومان، ١٦)؛ از آن جمله، لجون از روستاهاي همجوار
ام الفحم تخريب شد و جاي خود را به آبادي يهودينشين مِگيدو١ داد (نخله،
.(I/٣٣٨ اسرائيليها بخش ديگري از اراضى اين شهر را تصرف كردند و مجموع اراضى
تحت اشغال آنان به ٢٠٠ ،٢هكتار (٢٤ هزار دونم) رسيد (بلومان، همانجا؛ ا¸غا،
٣٤٥؛ صالح، حسن، همانجا). ساكنان ام الفحم تا ١٩٤٨م در ٠٢١ ،١واحد مسكونى
زندگى مىكردند كه پس از اين تاريخ ٢٠٥ واحد آن ويران گرديد (نخله، .(I/٣٦٢
در ١٩٥١م جمع كثيري از ساكنان اين شهر از خانههاي خود اخراج شدند و
واحدهاي مسكونى آنان ويران شد (قطب، ٤٢٤).
نخستين انجمن محلى در ام الفحم در ١٩٦٥م/١٣٤٤ش به منظور ادارة امور شهر
تشكيل شد (بلومان، ١٩). ام الفحم نخستين روستايى بود كه در ١٩٨٥م/١٣٦٤ش
به شهر تبديل گرديد و انجمن محلى جاي خود را به شهرداري داد (خالدي، و به
اين ترتيب، دست مردم از مشاركت در ادارة امور كوتاه شد (آغا، ٣٥٣-٣٥٤). پس
از آنكه در ١٩٨٥م اهالى امالفحم با يكى از نظاميان اسرائيلى كه قصد بيرون
راندن آنان را از شهر داشت، به مقابله برخاستند و او را از پاي درآوردند،
اين شهر در ميان مردم به امالفخر مشهور شد (همو، ٣٥٥-٣٥٧).
كوه امالفحم: كوه امالفحم يكى از ٣ رشته كوه كرمل است كه از جنوب
شرقى به سمت شمال غربى گسترش يافته است. اين رشته كوه كه امروزه امير
خوانده مىشود، جلگة ٤ گوشى را پديد مىآورد كه سطح فرسايش يافتة آن داراي
شيبى ملايم به سمت جنوب غربى است. اين جلگه در قسمت شمال شرقى ارتفاع
بيشتري دارد و به صورت پرتگاهى به درة جزرئيل منتهى مىگردد ( جودائيكا،
.(IX/١٤٣-١٤٤ كوه ام الفحم از لحاظ ساختمانى بخشى برآمده از رشته كوه كرمل
به شمار مىآيد كه به ترتيب از سنگ آهك مقاوم سنومانين٢ و دولوميت تشكيل
شده است. قسمتهايى نسبتاً وسيع از اين كوه پوشيده از بازالت و توفهاي
آذرين است؛ پديدهاي سنگ شناختى كه در دو قسمت ديگر از كوه كرمل نيز
مشاهده مىشود (همانجا). باران متوسط سالانه در اين رشته كوه برابر ٥٠٠
ميلىمتر است. بقاياي درختى پراكندهاي در اين ناحيه ديده مىشود كه حكايت
از وجود جنگلهاي وسيع درگذشته دارد (همانجا).
مآخذ: ا¸غا، نبيل خالد، مدائن فلسطين، عمان، ١٩٩٣م؛ ابوغربيه، بهجت، فى
خضم النضال العربى الفلسطينى، بيروت، ١٩٩٣م؛ بلومان، انجيلا، ام الفحم،
الاوضاع التعليمية و الاجتماعية، بيروت، ١٩٨٥م؛ جرار، حسنى ادهم، شعب
فلسطين، عمان، ١٩٩٢م؛ خالدي، رجا اسماعيل، «الاقتصاد العربى فى فلسطين
المحتلة»، موسوعة خاص، ج ١؛ دباغ، مصطفى مراد، بلادنا فلسطين، عمان،
١٣٩٣ق/١٩٧٣م؛ شراب، محمدمحمد، معجم بلدان فلسطين، دمشق/بيروت،
١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ صالح، حسن عبدالقادر، «الاوضاع الديموغرافية للشعب الفلسطينى»،
موسوعة خاص، ج ١؛ صالح، محسن محمد، التيار الاسلامى فى فلسطين، كويت،
١٤٠٩ق/١٩٨٨م؛ عابد، عبدالقادر، «فلسطين: الموقع و الموضع»، موسوعة خاص، ج ١؛
عبدالسلام، عادل، «المياه فى فلسطين»، همان؛ قطب، اسحاق يعقوب، «التركيب
الاجتماعى للشعب الفلسطينى»، همان؛ مقريزي، احمد، السلوك، قاهره، ١٩٥٧م؛
موسوعة عام؛ موسوعة المدن الفلسطينية، دمشق، ١٩٩٠م؛ نيز:
Encyclopedia of Zionism and Israel, New York, ١٩٧١; Hadawi, S., Village
Statistics ١٩٤٥, Beirut, ١٩٧٠; Judaica; Khalidi, R., The Arab Economy in Israel,
New York, Croom Helm; Nakhleh, I., Encyclopedia of the Palestine Problem, New
York, ١٩٩١.
ليلا رضايى