دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩٠٢
| اليگودرز جلد: ١٠ شماره مقاله:٣٩٠٢ |
اَليگودَرْز، شهرستان و شهري در استان لرستان.
نامگذاري: برخى تاريخ بناي آن را به عهد گودرز، پهلوان داستانى شاهنامه،
مربوط مىدانند و بر اين مبنا نام اولية شهر را آلگودرز دانسته، و بر اين
باورند كه اين نام به مرور به اليگودرز تبديل يافته است ( فرهنگ
جغرافيايى آباديها...، ٢٠). شوارتس اين نام را به صورت اليگودر ثبت كرده
است .(V/٥٧٨)
شهرستان اليگودرز: يكى از شهرستانهاي نهگانة استان لرستان كه از دو بخش
(مركزي و زز و ماهرو) و ١١ دهستان و يك شهر (اليگودرز) تشكيل شده (
تقسيمات...، ٤٣)، و ٣٦١ آبادي داراي سكنه را در خود جاي داده است (
آمارنامه، ١٣٧٣ش، ١٨، ٢٢-٢٣). اين شهرستان از شمال به استان مركزي، از شرق
به استان اصفهان، از غرب به شهرستانهاي ازنا، خرم آباد و دورود (استان
لرستان) و از جنوب به استان خوزستان محدود است ( آمارنامه، ١٣٧٢ش، ٨).
اليگودرز با ارتفاع متوسط ٠٠٠ ،٢متر از سطح دريا، ناحيهاي كوهستانىاست كهدر
شرقاستانلرستانقرار گرفتهاست ( جغرافيا...، ٢/١٠٩٧). اشترانكوه (٠٥٠ ،٤متر) و
قالى كوه (٩٠١ ،٣متر) از مهمترين كوههاي اين ناحيه و مربوط به رشته
كوههاي زاگرس هستند ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، ١٨- ١٩؛ نقشة عمليات). اين
رشته كوه در جنوب خاورياليگودرز قراردارد و تا منطقة اصفهان امتداد مىيابد (
فرهنگ جغرافيايى ايران، ٦/٢٢). بلنديهاي ناحية اليگودرز بيشتر متعلق به
دوران سوم و تحت تأثير حركات كوهزايى آن بوده است و جنس تشكيلات آن
بيشتر از كوارتزيت، سنگ آهك، مرمريت، شيل و ماسه سنگ است. قسمت دشتى
اليگودرز به طور كلى از رسوبات معاصر پوشيده شده است (قادري، ١٢-١٣).
آب و هواي اين ناحيه بيشتر سرد و معتدل است: قسمتهاي مركزي و شمالىمعتدل،
و قسمتكوهستانىجنوبو جنوبغربى،سرد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، ١٩). نوسان
شديد درجة حرارت طى ماههاي سال و نيز شبانه روز از ويژگيهاي آب و هوايى
اين ناحيه است، تا جايى كه اختلاف دما ميان حداكثر مطلق (ماه تير) و
حداقل مطلق (ماه دي) را در اين ناحيه ٥/٧٢ سانتىگراد دانستهاند (قادري،
١٨- ١٩). در واقع ارتفاع نسبتاً زياد و نزديكى به رشتة اشترانكوه، موجب شكل
گيري بادهاي دائمى و ريزش مداوم برف در زمستان و در نتيجه سرماي شديد در
طول اين فصل مىشود، به نحوي كه دما در بسياري از سالها تا ٣٠- سانتىگراد
پايين مىآيد و راههاي ارتباطى ناحيه تا مدتى مسدود مىماند. كاهش ناگهانى
دما در فصل بهار موجب سرماي شديد و نهايتاً از ميانرفتن پوششگياهى طبيعى و
مزارع مىشود (جغرافيا،٢/١٠٩٧-١٠٩٨).
در ناحية اليگودرز بادهاي محلى از پديدههاي نسبتاً دائمى است: باد اصفهان
(اواخر پاييز تا بهار) با جهت شرقى - غربى، باد بهاري (اواخر اسفند ماه) با
جهت جنوبى - شمالى، و باد پنجه (ماههاي تابستان) با جهت جنوب شرقى - شمال
شرقى (قادري، ٢١-٢٢). مقدار متوسط نزولات جوي سالانة آن ٤/٦٤٤ ميلىمتر برآورد
شده است (همو، ٢٠).
رودخانة اليگودرز (جوب اليگودرز) رودخانة كم آب و كوچكى است كه از كوههاي
پيرامونى شهر سرچشمه مىگيرد. از آب اين رودخانه در فصل تابستان براي
آبياري زمينهاي زراعى استفاده مىشود. اين رود در فصل زمستان با مسيري
شرقى - غربى به رودخانة ماربره مىپيوندد و پس از عبور از جنوب شهر ازنا و از
ميان شهر دورود و با پيوستن چند شاخة فرعى به آن، با نام رودخانة سزار به
موازات مسير خط آهن جريان دارد و نهايتاً به درياچة سد دز مىريزد ( فرهنگ
جغرافيايى آباديها، ١٨). رود ديگر اين شهرستان كاكلستان است كه از كوههاي
جنوبى سرچشمه مىگيرد و در اصل از چندين شاخة كوچك فرعى تشكيل مىشود. اين
رودخانه در طول مسير خود به نامهاي مختلف از جمله آب رودبار، آب الكن و
آب زالكى (ذلقى) خوانده مىشود و سرانجام به درياچة سد دز مىريزد (همانجا).
در اين ناحيه آبهاي سطحى شمالى به حوضة آبريز مركزي (قم و مسيله)، و جز
آنها از طريق درههاي عميق به حوضة آبريز خليج فارس وارد مىشوند ( جغرافيا،
٢/١٠٩٨).
پوشش گياهى شهرستان اليگودرز شامل درختان بلوط، بادام كوهى، زرشك، گردو،
انجير در قسمتهاي مرتفع، به خصوص كوههاي جنوب و جنوب غربى (همانجا) و
درختان كهن سال بلوط و چنار در دامنة شرقى قالى كوه، و همچنين پوشش
بوتهاي همچون گل گاوزبان، خاكشير، آويشن، بارهنگ، شيرين بيان و بومادران
است كه مصرف دارويى دارند؛ پوشش مرتعى قابل توجهى نيز به ويژه در
دامنههاي اشترانكوه وجود دارد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، ١٩). جانوران و
پرندگان مختلفى از جمله خرس، پلنگ، گراز، يوزپلنگ، گرگ، كبك، قرقاول و
تيهو در اين ناحيه يافت مىشوند (همانجا).
مطابق سرشماري عمومى ١٣٧٠ش، شهرستان اليگودرز داراي ٢٦٣ ،١٤٢نفر ( ١١٥
،٢٣خانوار) جمعيت است كه بر اين اساس بُعد خانوار در سطح شهرستان برابر ٢/٦
و نسبت جنسى حدود ١٠٧ نفر است. از اين جمعيت به ترتيب ٢/٤١% ( ٦٤٨ ،٥٨نفر)
در شهر، ٤/٥١% (١٥٦ ،٧٣نفر) در نقاط روستايى و ٤/٧% مابقى به عنوان جمعيت غير
ساكن (كوچنده) در اينشهرستانزندگىمىكنند ( آمارنامه، ١٣٧٣ش، ٣٤). بر اساس
دادههاي همين سرشماري، ٦/٧٨% از جمعيت فعال اين شهرستان به كار اشتغال
دارند كه اين نسبت در نقاط شهري و روستايى به ترتيب ٧/٨٤% و ٤/٧٤% است
(همان، ٦٧). علاوه بر اين، ٧/٦٤% از جمعيت ٦ ساله و بيشتر اين شهرستان
باسواد هستند كه اين نسبت در نقاط شهري (٧/٧٩%) و روستايى شهرستان (٨/٥٣%) با
تفاوت چشمگيري همراه است (همان، ٨٤).
از مراكز مهم جمعيتى اين شهرستان بجز شهر اليگودرز، شهرك امام (چمن سلطان)
است كه مردم آن به زبان تركى سخن مىگويند و ديگر شهرك ابوذر (شاپور آباد)
كه داراي سابقة تاريخى نسبتاً طولانى بوده، و تا چندي پيش ارمنى نشين
بوده است ( جغرافيا، ٢/١٠٩٩). بناي اين آبادي را به شاپور دوم ساسانى نسبت
مىدهند و آثاري كهن در آن يافت شده است (نك: كيهان، ٢/٤٣٣). همچنين در
نزديكى اين شهرك، در محلى به نام كهنه شهر (طلاشوران) سكههايى متعلق به
دورة شاپور به دست آمده است ( جغرافيا، همانجا).
مطابق سرشماري ١٣٧٠ش، از ٤٦٥ آبادي شهرستان اليگودرز، ١٠٤ آبادي آن (٧/٢٢%)
خالى از سكنه بوده است. شمار آباديهاي داراي سكنة اين شهرستان به ترتيب
در بخشهاي مركزي، ٢٣٥ (٨٠% از جمعيت روستايى) و زز و ماهرو، ١٢٦ (٢٠% از جمعيت
روستايى) بوده است ( آمارنامه، ١٣٧٣ش، ٢٣). ٨٣% از آباديهاي شهرستان
اليگودرز جمعيتى كمتر از ٥٠ خانوار داشتهاند ( فرهنگ آباديها، ١٣٦٥ش، ٤).
جمعيت روستايى اين شهرستان ١٥٦ ،٧٣نفر ( ٢٨٥ ،١١خانوار) است ( آمارنامه،
١٣٧٣ش، همانجا).
اهالى اين شهرستان غالباً از ايل بختياري و از طوايف چهارلنگ شامل ممىوند،
ذلقى و موگويى هستند ( جغرافيا، ٢/١٠٨٣). طوايف كوچرو اين ناحيه در اطراف زز
و درياچة گلِ گَهَر زندگى مىكنند كه در زمستان به نواحى گرم دزفول و
انديمشك و نيز اطراف ايستگاههاي راه آهن نزديك خوزستان كوچ مىكنند (همان،
٢/١٠٩٩- ١١٠٠). ممىوندها به طور سنتى دورة ييلاق را در ازنا، و قشلاق را در
ليوه مىگذرانند (كريمى، ١٣٧)، حال آنكه سردسير شاخههايى از اين طايفه
دراطراف اليگودرز، و گرمسيرشان سردشتاست (اماناللهى، ١٩٦). مسكن طايفة ذلقى
را در دوغ زنى، جاوند، ميان جايى و سادات احمدي، و محل طايفة موگويى را
شيخ سعيد، بيركويى، خويى كويى، ديويلى، شياس و مهدور دانستهاند (كيهان،
٢/٧٦). اين نقاط به وسعت مراتع شهرت دارد و در گذشته دام بسياري را به
منظور چرا از اصفهان و كاشان به آنجا مىآوردهاند (همو، ٢/٤٣٣). جمعيت
طايفههاي ذلقى و ممىوند در سطح استان لرستان به ترتيب ٢٧٢ ،٢و ٧٦٨
،٦خانوار است ( آمارنامه، ١٣٧٢ش، ٥٢، ٥٣).
فعاليتهاي اقتصادي جاري در اين شهرستان بيشتر از نوع فعاليتهاي بخش اول
اقتصادي است: زراعت و دامداري در كنار بازرگانى، خدمات اداري، صنعتگري و
كارگري، مشاغل اصلى اهالى را تشكيل مىدهد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، ١٩).
كشاورزي در دشتهاي هموار، آبى، و در بلنديها، ديمى است. آب مورد نياز آبياري
در سطح شهرستان از چشمه، كاريز، چاههاي عميق و رودخانههاي محلى تأمين
مىشود (همانجا). در سالهاي اخير شماري چاه عميق و نيمه عميق در منطقة
اليگودرز احداث شده است و بجز آن، استفاده از ابزار توليد و ماشين آلات
مكانيزه در كشاورزي رواج نسبى يافته است ( فرهنگ آباديها، ١٣٦٧ش، ده -
يازده، چهارده - پانزده). غلات، پنبه، چغندر، حبوب، صيفى، انگور و لبنيات
از مهمترين محصولات سنتى اين ناحيه به شمار مىروند ( فرهنگ جغرافيايى
ايران، ٦/٢٢). مطابق دادههاي سال ١٣٧٣ش، در اين شهرستان، سطح زير كشت
گندم ٨٥٥ ،٨١و جو ٤٩٣ ،١هكتار بوده كه به ترتيب ٨/٣٦% و ٩/٨١% آن كشت آبى
بوده است ( آمارنامه، ١٣٧٣ش، ١٤١). در سال ياد شده ميزان توليد محصولات
گوناگون زراعى در اين شهرستان قابل توجه است: ٤٤١ ،١٥١تن گندم، ٤١٩ ،٤تن
جو، ٣٢٠ تن برنج، ٤٠٣ ،١تن دانههاي روغنى، ٨١١ ،٧١تن علوفه، ٧٠٠ ،٢٢تن
سبزي، و ١٩٤ ،١٣تن حبوبات (همان، ١٤٤-١٤٦).
در اين شهرستان ٢٧٠ دبستان، ٦٧ مدرسة راهنمايى و ٢٢ دبيرستان وجود دارد.
همچنين ٣ هنرستان فنى و مركز آموزش حرفهاي در اين شهرستان داير است
(همان، ٩٥ -٩٦). دانشگاه پيام نور تنها مركز آموزش عالى در اين شهرستان است
(همان، ١٠٩). يك بيمارستان دولتى، ١٩ درمانگاه، ٦ آزمايشگاه و ٧ داروخانه از
تأسيسات درمانى اين شهرستان به شمار مىروند (همان، ١١٤).
صنايع اين شهرستان بيشتر سنتى و دستى از قبيل بافت قالى، جاجيم و گليم
است. بجز آن ٦ كارخانة آردسازي، ٥ واحد آهك و آجرپزي و ٢ واحد تراشكاري در
اين شهرستان وجود دارد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، ١٩-٢٠).
زبان ساكنان اين شهرستان با گويش لري و در اصل تلفيقى از لري بختياري و
لري خرم آبادي است. مذهب ايشان تشيع (١٢ امامى) است
(همانجا).امامزادههايمتعدديدر اينشهرستاناز جملهدر روستاهاي فرسش،
گايگان، دوزان، زَزُم و پيرامام وجود دارد. تپههاي باستانى موجود در
روستاهاي خمة سفلى و عليا را مربوط به سدههاي ٥ و ٦ق دانستهاند ( جغرافيا،
٢/١٠٧٧).
شهر اليگودرز: اين شهر به عنوان مركز شهرستان در ٤٩ و ٤٢ طول شرقى و ٣٣ و ٢٦
عرض شمالى، در ارتفاع ٩٨٢ ،١متري از سطح دريا ( شناسنامه...، ١) و در فاصلة
١٣٥ كيلومتري شرق شهر خرم آباد (مركز استان) و بر سر راه اصلى خرم آباد -
اصفهان قرار گرفته است ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، همانجا). فاصلة اين شهر تا
دورود (شمال باختري) ٦٠ كم، تا خمين (شمال خاوري) ٥٢ كم (همان، ٢١) و تا
تهران ٣٧٥ كم است ( شناسنامه، همانجا).
آب و هواي اين شهر معتدل و حداكثر دما در تابستان به ٣٧ و حداقل آن در
زمستان به ٨- سانتىگراد مىرسد. نهر (جوب) اليگودرز از ميان شهرمىگذرد.متوسط
بارشسالانهدرآنجا٢٧٠ميلىمتراست( فرهنگ جغرافيايى آباديها، ٢٠).
اگرچه آغاز شكل گيري شهر اليگودرز در ابهام قرار دارد، اما موقعيت خاص آن،
هم از لحاظ دسترسى به منابع آب كافى و هم از نظر موقعيت ارتباطى كه
نواحى بختياري را به ايران مركزي مىپيوندد ( جغرافيا، ٢/١٠٩٨) و در واقع
اين شهر به وسيلة راه عراق به پاكستان، مرزهاي غربى را به شرق متصل
مىسازد (حامى، ١٤٦٩)، از عوامل اولية شكلگيري و گسترش اين شهر بوده است.
برخى نوشتهاند كه در گذشته تقريباً در محل فعلى اين شهر، شهري ديگر با
همين نام وجود داشته كه به علل ناشناختهاي از ميان رفته است ( جغرافيا،
٢/١٠٩٩)؛ وجود قناتها و بندها بر روي نهر، آثار برجاي مانده در كوهها و تپههاي
اطراف (مربوط به سدة ٧ق) و همچنين خانقاه اكبر بن على را از دلايل
قدمتاينشهر بر شمردهاند (همانجا؛ نيز نك: ارسكين، ٢٤٦، ٢٤٩- ٢٥٠؛ قادري، ٣٦).
چنانكه از نام محلههاي شهر اليگودرز بر مىآيد، ظاهراً اين شهر همانند برخى
ديگر از شهرهاي كشور، از ادغام چندين آبادي شكل گرفته است؛ از ميان اين
محلهها مىتوان از ده كهنه، قلانو (قلعه نو)، ده تيرانى، محمدرضا، آدووند،
ورزندان، پونهزار و مجيان نام برد. قديمىترين اين محله (آبادي)ها، ده
كهنه در غرب شهر، و قلعه نو است ( جغرافيا، همانجا).
اليگودرز در آغاز سدة ١٤ش جزو تقسيمات حكومتى بروجرد، و به عنوان قريهاي از
ناحيةجاپلق و بربرود بهشمار مىآمد (كيهان، ٢/٤٤٣، ٤٤٤).جمعيتاينشهر
دراواخردهة١٣٢٠ش، ٣٤٩ ،٧نفربود( فرهنگ جغرافيايى ايران، ٦/٢٣) كه در نخستين
سرشماري عمومى (١٣٣٥ش) به ٥٩٢ ،٩نفر رسيد. در همين زمان ٥/٦٣% از جمعيت اين
شهر كمتر از ١٥ سال داشتند و حدود ٩/٢٥% از ايشان باسواد بودند كه اين نسبت در
مردان برابر ٢/٤٢% و در بين زنان ٦/٨% بود ( گزارش...، ١، ٥، ٨ - ٩). شهر
اليگودرز در مهرماه ١٣٦٥ داراي ٤٦٥ ،٩خانوار معمولى با ٦٩١ ،٥٣نفر (و يكخانوار
دستهجمعى با ١٥٢ نفر) جمعيتبود كه حدود ١/٤٨% از آن ( ٨٣٠ ،٢٥نفر) كمتر از ١٥
سال داشتند ( سرشماري...،١٩) كه نشان دهندة جوانى جمعيت اين شهر است.
اليگودرز مطابق سرشماري عمومى (١٣٧٠ش) داراي ٣٦٦ ،٥٨نفر جمعيت بود و از ميان
جمعيت ٦ ساله و بيشتر اين شهر ٧/٧٩% باسواد بودند ( آمارنامه، ١٣٧٣ش، ٨٤).
علاوه بر اين ٦/٦٦% ( ٠٥٥ ،٣٩نفر) از اين جمعيت داراي ١٠ سال و بيشتر بودند
كه از آن ميان، ٧/٢٨% (٢١٢ ،١١نفر) شاغل، ١/٦% (٣٨٩ ،٢نفر) بيكار و بقيه
(٢/٦٥%) از لحاظ اقتصادي غير فعال به شمار مىآمدند ( شناسنامه، همانجا).
شهر اليگودرز در سالهاي اخير به صورت يكى از كانونهاي مهاجرپذير در سطح
ناحيه درآمده است؛ تا آنجاكه ٦/٢٧% از ساكنان شهر متولد ديگر نقاط، به ويژه
نقاط روستايى (٦/٢١%) بودهاند ( سرشماري، همانجا). رشد ناموزون بافت اين شهر
كه خود نتيجة اينگونه روابط بوده است، موجب شده تا اليگودرز را يكى از
بىنظمترين مراكز شهري استان به شمار آورند ( جغرافيا، ١٠٩٨).
شمار واحدهاي مسكونى شهر اليگودرز ١٠٢ ،٨است كه تنها ١٢٧ واحد (٦/١%) آن
داراي اسكلت فلزي يا بتنى است و مصالح اصلى مابقى به ترتيب آجر و آهن و
يا سنگ و آهن (٩/٦٧%)، آجر و چوبيا سنگوچوب (٣/١٦%) و يا خشتوچوب (٦%)است
(شناسنامه،٤).
اهالى شهر اليگودرز بيشتر از ايل بختياري و طايفة چهارلنگ و تيرههاي دوزنى و
ممىوند هستند ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، ٢٠) و زبان آنان فارسى با گويش
لري (تلفيقى از لري بختياري و لري خرم آبادي)، و دين ايشان اسلام (مذهب
شيعة ١٢ امامى) است (همانجا)؛ ارسكين اهالى اليگودرز را از «شيعيان قديم»
دانسته است (ص ٢٥٠).
شهر اليگودرز داراي دانشگاه پيام نور است و در سال تحصيلى ١٣٧٣-١٣٧٤ش در
دورة كارشناسى ٤٩٠ ،١دانشجو (٩٣٦ پسر و ٥٥٤ دختر) داشت ( آمار نامه، ١٣٧٣ش،
١٠٩). كارگاههاي صنعتى اين شهر عمدتاً (٥/٩٨%) از كارگاههاي كوچك (كمتر از ١٠
نفر كاركن) تشكيل شده، و بيشتر در زمينة صنايع غذايى، پوشاك و چرم، صنايع
چوب و محصولات چوبى است ( شناسنامه، ٣٩-٤٠). همچنين معادن سنگ مرمريت و
خاك چينى در كوههاي پيرامون شهر وجود دارد كه مورد بهرهبرداري است ( فرهنگ
جغرافيايى آباديها، ١٩).
مآخذ: آمارنامة استان لرستان (١٣٧٢ش)، سازمان برنامه و بودجة استان لرستان،
تهران، ١٣٧٣ش؛ آمارنامة استان لرستان (١٣٧٣ش)، سازمان برنامه و بودجة استان
لرستان، تهران، ١٣٧٤ش؛ ارسكين، ويليام، ايران و بابر، ترجمة ذبيحالله
منصوري، تهران، ١٣٦٢ش؛ امان اللهى بهاروند، سكندر، قوم لر، تهران، ١٣٧٠ش؛
تقسيمات كشور جمهوري اسلامى ايران، وزارت كشور، تهران، ١٣٧٢ش؛ جغرافياي
كامل ايران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ش؛ حامى، احمد، «راههاي
شوسه»، ايرانشهر، نشرية شم ٢٢ يونسكو، تهران، ١٣٤٣ش/١٩٦٤م، ج ٢؛ سرشماري
عمومى نفوس و مسكن (١٣٦٥ش)، نتايج تفصيلى، شهرستان اليگودرز، مركز آمار
ايران، تهران، ١٣٦٧ش؛ شناسنامة آماري شهرهاي استان لرستان، مركز آمار
ايران، تهران، ١٣٧٣ش؛ فرهنگ آباديهاي كشور (١٣٦٥ش)، شهرستان اليگودرز، مركز
آمار ايران، تهران، ١٣٦٧ش؛ فرهنگ آباديهاي كشور، سرشماري عمومى كشاورزي
(١٣٦٧ش)، استان لرستان، مركز آمار ايران، تهران، ١٣٦٩ش؛ فرهنگ جغرافيايى
آباديهاي كشور، گلپايگان، سازمان جغرافيايى نيروهاي مسلح، تهران، ١٣٦٩ش، ج
٥٩؛ فرهنگ جغرافيايى ايران (آباديها)، استان ششم، دايرة جغرافيايى ستاد
ارتش، تهران، ١٣٤٠ش؛ قادري، اسماعيل، بررسى مسائل و امكانات بهسازي
روستايى در ايران، دهستان پاچهلك شرقى (شهرستان اليگودرز)، رسالة كارشناسى
ارشد، دانشگاه شهيد بهشتى، تهران، ١٣٧٠-١٣٧١ش؛ كريمى، اصغر، سفر به ديار
بختياري، تهران، ١٣٦٨ش؛ كيهان، مسعود، جغرافياي مفصل ايران، تهران، ١٣١١ش؛
گزارش مشروح حوزة سرشماري اليگودرز، وزارت كشور، تهران، ١٣٣٨ش؛ نقشة عمليات
مشترك، برگهاي گلپايگان و خرم آباد، سازمان جغرافيايى نيروهاي مسلح،
تهران، ١٣٧١ش؛ نيز:
Schwarz, P., Iran im Mittelalter nach den arabischen Geographen, Leipzig, ١٩٢٥.
عباس سعيدي