دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨٤١
| الجا جلد: ١٠ شماره مقاله:٣٨٤١ |
اُلْجا١، به معناي غنيمت، درآمد، منفعت كه در منابع فارسى به صورتهاي
گوناگونِ اُلجا، اولجاي و اولجه (رشيدالدين، ١/٣٣٧، ٣٣٨، ٢/١٣٦٤؛
عبدالرزاق،١/٥٠؛نظامالدين،٢١٦؛ فضلالله،٤٢؛معينالدين، ٣٢٥، ٤١٧) ضبط شده،
واژهاي است مغولى از مادة اُلْ - (= يافتن، دست يافتن، كسب كردن، به دست
آوردن و حاصل كردن) با پسوند نام سازِ - جا - جه به معانى يافته شده،
درآمد، عايدي، سود، نفع، اسير، غنيمت و مال غارتى.
الجا در «تاريخ سري مغول٢»، كهنترين نوشتة بازماندة مغولى (ص ١٤٤ ,١٠٩ )، و
نيز در كتاب آلتان توبچى كه برگرفته از همان اثر است (ص ١١٤ )، چند بار به
كار رفته، و در آن منابع نيز معناي «غنيمت جنگى» داشته است. اين واژه در
زبان معيار مغولستان (گويش قبيلة خالخا - قالقا) به صورت اُلج و در زبان
مغولان اردوس (روسيه) به صورت اُلجو، و در كالموكى به صورت اُلزو، و در
لهجة كانسو به صورت اورجى درآمده است («فرهنگ مغولى...٣»، ٦١٠ ؛ دورفر،
.(I/١٤٤ الجا مستقيماً از زبان مغولى و يا به واسطة زبان فارسى به زبان
تركى راه يافته، و در شاخههاي شرقى و غربى آن زبان كاربرد فراوان داشته
است، اما امروزه تنها در زبان معيار قرقيزي به معناي غنيمت به كار مىرود
(همو، ١١٥ ؛ I/١١٤, يوداخين، .(II/٥٨٩
الجا در عصر ايلخانان مغول به زبان فارسى درآمده، و كهنترين منبع فارسى
بازمانده كه اين واژه در آن به كار رفته، جامع التواريخ رشيدالدين
فضلالله است. الجا در زبان فارسى به ترادف و همراه با واژة تلاش، تراش و
يا غنيمت و بيشتر و شايد تنها به معناي غنيمت جنگى به كار رفته، و كاربرد
آن تا عصر صفويان ادامه داشته است (مثلاً نك: ميرخواند، ٦/٣٩٦، ٦٠٠). اين
واژه با واژة دخيل مغولى اولجاميشى و اولجاي در بخش نخست نامهاي بسيار و از
جمله در نام الجايتو ايلخان مغول رابطة اشتقاقى ندارد.
مآخذ: رشيدالدين فضلالله، جامع التواريخ، به كوشش محمد روشن و مصطفى
موسوي، تهران، ١٣٧٧ش؛ عبدالرزاق سمرقندي، مطلع سعدين و مجمع بحرين، به
كوشش عبدالحسين نوايى، تهران، ١٣٥٣ش؛ فضلالله بن روزبهان خنجى، مهمان
نامة بخارا، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٥٥ش؛ معينالدين نظنزي، منتخب
التواريخ، به كوشش ژان اوبن، تهران، ١٣٣٥ش؛ ميرخواند، محمد، روضةالصفا،
تهران، ١٣٣٩ش؛ نظامالدين شامى، ظفرنامه، به كوشش پناهى سمنانى، تهران،
١٣٦٣ش؛ نيز:
Altan Tob c i. ed. L. Ligeti, Budapest, ١٩٧٤; Doerfer, G., T O rkische und
mongolische Elemente im Neupersischen, Wiesbaden, ١٩٦٣; Mongolian - English
Dictionary, ed. D. Lessing, Bloomington, ١٩٨٢; Mongqulun niu c a tob c a - an
(Histoire secr I te des Mongols), ed. L. Ligeti, Budapest, ١٩٧١; Yudahin, K. K.,
K o rg o z s N zl O g O , Ankara, ١٩٨٨.
مصطفى موسوي