راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ١٣١ - جهل و نادانی
زِیرا موفقِیت او را نمِیتواند تحمل کند؛ عجب نِیز همچون حسودِی براِی عقل است که عقل را از اوج به زِیر مِیکشد و نابود مِیکند. امام علِی ٧ فرمود: «عُجْبُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ أَحَدُ حُسَّادِ عَقْلِه».١
شناخت عِیب خود
مرحوم سِید محمد فشارکِی، ِیکِی از شاگردان مرحوم مِیرزاِی شِیرازِی اول و استاد حاج شِیخ عبدالکرِیم حائرِی رحمه الله بود. وِی شخصِیت بسِیار بزرگوارِی بود.
زمانِی که استادِی فوت مِیکند، شاگرد ناراحت مِیشود. ِیادم هست وقتِی استاد ما شهِید مطهرِی رحمه الله فوت کرد، همه ما نشستِیم و گرِیه و زارِی کردِیم.
سِید محمد فشارکِی رحمه الله مِیگوِید: استادم مِیرزاِی شِیرازِی رحمه الله فوت کرد اما دِیدم که در دلم خوشحال هستم! فکر کردم، دانستم که چون مرجعِیت از مِیرزاِی شِیرازِی رحمه الله به من منتقل مِیشود و من مرجعتقلِید مِیشوم، لذا تمام مقلدِین مرحوم مِیرزا مقلد من مِیشوند، پولها به سمت من مِیآِید و من بهجاِی مِیرزاِی شِیرازِی بزرگ، مرجع تقلِید جهان اسلام مِیشوم، استاد که فوت کرده ناراحت هستم اما در دلم خوشحالم.
خِیلِی مهم است که انسان، عِیب خودش را بفهمد. سِید محمد فشارکِی رحمه الله ، متوجه مشکل خودش شد، همان شب به حرم آقا
١ . نهج البلاغة، ص ٥٠٧.