راه فضیلت - حسینی، همت علی - الصفحة ١٣٢ - جهل و نادانی
امِیرالمؤمنِین ٧ رفت و تا صبح، گرِیهوزارِی کرد و گفت: خداِیا! من را از اِین مرجعِیت نجات بده. من اِین مرجعِیت را نمِیخواهم.
انسان اگر عِیب خودش را پِیدا کند و با آن مبارزه نماِید، پِیروز مِیشود اما اگر توجه نکند و توجِیه کند؛ مثلاً بگوِید: «مقامِی است که خدا عناِیت نموده است. اِین تقدِیر الهِی بوده که بعد از مِیرزا من مرجع شوم. لابد خداوند اِینگونه صلاح دِیده است و ...» ماِیه بدبختِی است. مرحوم سِید محمد فشارکِی با اِین روحِیه، مبارزه نمود. تا صبح گرِیه کرد و اعلام نمود که من آمادگِی مرجعِیت را ندارم. اِین عمل، تقوا و دورِی از تکبر است.
مقدمه کفر و شرک
«حُكَيْمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ٧ عَنْ أَدْنَى الْإِلْحَادِ فَقَالَ: إِنَّ الْكِبْرَ أَدْنَاهُ».١ حکِیم از امام صادق ٧ پرسِید: نزدِیکترِین چِیز به کفر و الحاد چِیست؟ امام صادق ٧ فرمود: کبر، انسان را به کفر نزدِیک مِیکند.
نزدِیکترِین چِیز به کفر، تکبر است. انسانهاِیِی که عجب و تکبر دارند به کفر نزدِیک هستند؛ زِیرا بزرگِی مخصوص خداست. اگر خود را بزرگ بدانِیم، خود را در کنار خدا، وجود بزرگِی دِیدهاِیم؛ ِیعنِی براِی خدا شرِیک قرار دادهاِیم؛ من هم در کنار خدا با ِیک درجه تنزّل، وجود بزرگِی هستم.
بزرگِی و بزرگوارِی مخصوص خداوند است؛ از صفات مخصوص خداوند اِین است که او بزرگ و بزرگوار است درحالِیکه انسان، ذلِیل،
١ . الكافي، ج٢، ص٣٠٩.