آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٨ - باب سوم در پرندهها و جانوران حلال و غير حلال
كرده، ولى نفوس آدمى از بسيارى از اينها كناره كند و آن را پليد شمارد، و دليل آنان كه مطلقا كلاغ را حرام دانند روايت صحيح على بن جعفر است كه گذشت و شيخ- ره- آن را تأويل كرده باينكه نفى حلال مطلق كرده نه حلال با كراهت و خواسته بدين تعبير ميان دو خبر جمع كند، و بسا روايت زراره حمل شود بنفى تحريم در قرآن و منافات با تحريم در سنّت ندارد.
ولى آنها كه تفصيل قائل شدند روايت بخصوصى در باره آن ندارند گر- چه در مبسوط مدعى آنست و اين جمع ميان روايات هم نيست زيرا در هر دو دسته تصريح بعموم است، و بسا دليل آورند كه دو تاى نخست (سياه درشت و ابلق) از خبائثند چون مردار خورند، و دو تاى اخير از طيبات چون دانه خوارند، و از عامه هم كه اين تفصيل را دارند بهمين دليل تمسك كنند، و ابن ادريس دليل حرمت دو تاى اولى را آورده كه از پرندههاى درندهاند بخلاف دو تاى اخير كه دليلى بر حرمت ندارند چون او خبر واحد را حجت نداند، و خلاصه حليت مطلق كلاغ اقوى است چون موافق عموم آيات و اخبار است و اخبار مخصوص در باره كلاغ معارضند و اصالة الحل حكمفرما است ولى اجتناب از همه كلاغها موافق احتياط است و مؤيد آنست اينكه جمله «هر چنگال دار از پرنده» شامل اكثر آنها بلكه همه آنها مىشود و احتمال تقيه در اخبار حليت ميرود و اگر چه عامه همه اختلاف دارند ولى قول بحليت ميان آنها مشهورتر است.
شيخ در خلاف گفته: هر كلاغى حرام است بحكم ظاهر روايات و در برخى رخصت رسيده چون زاغ كه كلاغ زرع است و غداف كه از آن خردتر و خاكى رنگ است و خاكسترى، و شافعى گفته سياه و ابلق حرامند و زاغ و غداف دو رو دارند يكى حرمت و ديگر حليت و ابو حنيفه هم چنين گفته دليل، اجماع فرقه شيعه و عموم اخبار در حرمت غداف است و طريقه احتياط مقتضى آنست پايان و بدان كه آنچه در كتب فقه معروف است حرمت شبپره و وطواط و طاوس و زنبورها و مگسها و پشه و خرگوش و سوسمار و همه حشرات است چون مار، كژدم، موش