آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٥٨ - اخبار باب
كه جانش درآمده بىسر بريدن شرعى «و خون و گوشت خوك» كه آن را بخورند «و آنچه قربانى است براى جز خدا» و نام جز خدا در ذبح آن برده شده و آن قربانى كفار است بنام بتهاشان در برابر خدا، سپس خدا فرموده «هر كه بيچاره شد بيكى از اين محرّمات و نه باغى است» و هنگام ضرورت بدان بامام بر حق نشوريده «و نه عادى» و تجاوزكار و پيرو عقيده باطل در نبوت كسى كه پيغمبر نيست يا امامت جز امام بر حق «گناهى ندارد» در خوردن اين چيزها «چون خدا آمرزنده است» عيب پوش است اى مؤمنان «مهربانست» كه در حال ضرورت مباح كرده براى شما آنچه را در حال فراوانى حرام كرده.
بيان و تفصيلى است: خلاصه خلافى نيست كه حرمت تناول محرّمات ويژه حال اختيار ماست و در هنگام ضرورت جائز است جز براى باغى و عادى و اقوالى در تفسير آنها ضمن تفسير آيات گذشت، و فقهاء در تفسير آنها چند قول دارند:
١- باغى شورشى بر امام زمانست و عادى راهزن.
٢- باغى آنكه قوت مضطر ديگر را بزور بستاند براى حفظ جان خود و اين روا نيست بلكه بايد تن بمرگ دهد و او را بخود نهد و عادى آنكه بيش از اندازه ضرورت حرام را تناول كند.
٣- باغى مرده خوار و يا لذتبر از آنست و عادى آنكه بيش از اندازه سيرى از آن بخورد، و دانستن در اخبار تفسير آنها چيست.
اضطرار ترس بر جانست از گرسنگى و تشنگى و آيا بايد ظن بتلف آيد يا ترس تنها بس است؟ مورد اشكال است و بيشتر فقهاء ترس از بيمارى مهم يا فزونى آن و يا طول كشيدنش را مانند ترس بر جان دانند. و هم ترس از ناتوان شدن در راه رفتن لازم يا جدا ماندن از رفيقان سفر كه در جدائى آنها بر خود يا آبرو يا همراهانش ترسد ملحق بدان دانند و بسا ترس از تلف مال هم در برخى صور اضطرار باشد و شيخ در نهايه گفته روا نيست خوردن مردار جز براى ترس بر جان و در اين صورت بسدّ رمق اكتفاء كند و شكم را پر نكند، و جمعى اصحاب موافق او شدند،