آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٠ - اخبار باب
با آنچه پرستش ديوان و بتانست، زيرا در نام بردن خدا عزّ و جلّ بر ذبيحه اعتراف به پروردگارى و يگانگى او است و در قربانى براى جز او شرك است و تقرب بديگران و براى اينكه در ذكر خدا بر ذبيحه فرقى باشد ميان آنچه حلال كرده و آنچه حرام كرده.
توضيح: گويا اينكه فرموده «حرّم ما أُهِلَّ بِهِ» تا كلمه «محللة» علت وجوب نامبردن خداى سبحانست بر ذبائح و مقصود اينست كه چون بزرگترين اصول دين اعتراف بخدا است و تكرار نامش مايه پابرجائى اين عقيده است و اعلام آن پايه مسلمانيست و ذبح مورد نياز مردم است و مكرّر مىشود از اين رو خدا بر بندهها واجب كرده كه نزد آن اعتراف بوى نمايند، و دنباله سخن بيان علت حرمت نامبردن جز خدا است بر ذبيحه چون كه خلاف اين مقصد را در بر دارد و اعلام بتپرستى است و ذبيحه با آن حرام شده تا مردم از آن منزجر شوند، و «ليكون ذكر اللَّه» نتيجه مقدمات گذشته است، و اللَّه يعلم.
٢٧- عياشى- ١: ٤٧ تفسير- از يونس بن يعقوب كه بامام ششم ٧ گفتم:
اهل مكه گاوى را از گودى گلو ذبح كنند چه فرمائى در خوردن گوشتشان گويد اندكى خاموش ماند وانگه فرمود خدا فرموده «فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ» مخور مگر آنچه از محلّ ذبحش ذبح شود.
٢٨- و از همان: بسندش از امام پنجم ٧ كه بخور هر چه از جاندارانست جز خوك و شاخ زده و كوبيده شده و پرت شده و درنده خورده و آنست مقصود از فرموده خدا «إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ» و اگر يكى از اينها را دريافتى كه چشمش ميگردد يا ايستاده ميدود يا دمش را بخود ميگيرد و سرش را بريدى بتذكيه آن رسيدى بخورش كه حلال است، و اگر حيوانى را خوب ذبح كردى و پس از آن در آتش يا آب افتاد يا از پشت بام يا سر كوه پرت شد و خوب ذبحش كردى بخور حلال است.
بيان: اگر «النطيحه» عطف به خنزير باشد مقصود از آن و ما بعدش صورت عدم رسيدن بتذكيه آنها است كه مردارند و حرام و اگر عطف به حيوان يا «كل