آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٧ - اخبار باب
جائز است ولى اين بعيد است.
در تحرير گفته: اگر يكمى آن را تير زند و بر جا دارد و دومى هم بآن تير زند پس اگر تير يكمى كارگر شده باينكه بگلو يا دل آن خورده دومى ضمانتى ندارد برايش مگر آنكه با تيرش نقصانى بدو رساند و ضامن آن نقصان گردد و اگر تير يكم كارى نباشد و دومى او را از كار انداخت حرام است مگر سرش را ببرد و اگرش از كار نينداخت اگر تذكيه شود پس از آن حلال است و اگر بتذكيهاش نرسد اگر يكمى نتواندش تمام ارزش آن بعهده دومى است با مراعات كسر عيبى كه يكمى بدان رسانده زيرا زخم دومى آن را حرام كرده و غرامت دارد و اگر يكمى تواند تذكيهاش كند و اهمال كند تا بهر دو زخم بميرد نيم ارزش آن با مراعات عيب بعهده دومى است پايان.
٣- عياشى در ١: ٢٩٣ تفسيرش: بسندش از امام ششم ٧ كه پرسش شد سگ گبر را مسلمانى آموزد و بسم اللَّه گويد و براى شكار رها كند؟ فرمود: آرى او سگبانست چون نام خدا بر آن برد باكى ندارد ٤- عياشى- ٢٩٤ تفسيرش-: بسندش تا على ٧ كه يوز شكارى و سگان كردى كه آموزش گيرند چون سگ سلوقى باشند.
بيان: در قاموس است كه سلوق چون صبور قريهايست در يمن و زره و سگ را بدان نسبت دهند يا نام شهريست در كنار ارمنيّه يا نسبت به سلقيه است با حركت لام نام شهرى در روم كه در تلفظ نسبت تغيير كرده پايان و ظاهر خبر دلالت دارد بحلالى شكار يوز و حمل بر تقيه شده كه دانستى و عامى بودن روايت مؤيد آنست.
و در كافى ٦: ٢٠٥ فروع- بسندش آن را از سكونى آورده كه فرمود سگان كردى الخ و يوز در آن ذكر نشده و ممكن است عبارت نخست جمله مستقلى باشد و مقصود اين باشد كه يوز هم از جانوران شكاريست ولى مكلّب نيست كه شكارش حلال باشد و گرچه بعيد است، در مسالك گفته: باجماع فرقى ميان سگ