آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٢ - آيات قرآن مجيد
ندارند با منع از خوردن مورد اجازه براى عارضه نجاست و جز آن.
من گويم: اگر استدلال بدينست كه فاء دليل فوريت است و بيدرنگ بايد خورد در اينجا فاء براى تفريع است و اگر هم بدان معنا باشد منظور تعقيب عرفى است كه منافى فاصله شستن نيست چنانچه منافى فاصله پوست كردن و تيكه كردن و پختن نيست.
(مترجم گويد: استدلال باطلاق كلام است كه اشتراط حكم را به وجوب غسل منتفى ميسازد و درست است).
١٠- چون سگ آموخته را فرستاد يا تير و شمشير را و جز آن بشكار در انداخت و بدان رسيد بايد بزودى دنبالش رود و اگرش زنده نيابد حلال است و اگرش زنده يابد و در حال جاندادنست كه گلويش را بريده يا مريش را قطع كرده يا شكمش را دريده و رودههايش را پاره كرده وانهدش تا جان دهد و حلال است و اگر زندگى پايدار دارد بايد زودتر سرش را ببرد و حلال است و اگر بىتقصير نتواند سرش را ببرد و بماند تا بميرد بنا بر مشهور حكم آن را دارد كه زندهاش نيافته و حلال است و شيخ در خلاف و هم ابن ادريس و علامه آن را حرام دانستند و نخست اقوى است و اگر عمداً او را وانهد تا بميرد بقول اكثر حرام است.
در مسالك گفته فرق ميان حياة مستقره و عدم آن ميان فقهاء ما مشهور است و در اخبار نيست بلكه برخى اخبار بطور مطلق گويد اگر بتذكيهاش رسيد او را تذكيه كند و برخى اكتفاء بهمان زنده بودنش دارد و سخنى از استقرار حياة ندارند و برخى هم براى وجوب تذكيه اكتفاء كرده باينكه دريابد شكار پا ميزند يا چشمش ميگردد يا دمش را ميجنباند. شيخ يحيى بن سعيد گفته: شرط حياة مستقره از مذهب نيست و بايد عمل بر همين باشد.
و با دريافت آن زنده و امكان تذكيه حلال نباشد تا تذكيه شود و نبودن ابزار تذكيه عذر نميشود ولى شيخ در نهايه گفته: خود سگ را وانهد تا او را بكشد و حلال است و جمعى چون صدوق و ابن جنيد و علامه در مختلف آن را پذيرفتند