آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢١ - باب پنجم انواع مسخشدهها و احكامشان و علل مسخشان
الزمان زن آيد و بيند شوهرش بميمون مسخ شده جز اينكه ايمان بقدر ندارد.
و علماء اختلاف دارند كه مسوخ نژاد دارند يا نه؟ بر دو قول زجاج و قاضى و ابى بكر مغربى مالكى گفتند: آرى، و جمهور گفتند نژاد نيارند، و ابن عباس گفته: مسخشدهها هرگز بيش از سه روز نزيند و نخورند و ننوشند (حياة الحيوان ٢: ١٧٢).
و گفته: خوك هم بهيمه است و هم درنده، از درندگى نيش دارد و نجاست خورد و از بهيمهگى سم دارد و گياه و علف خورد.
و گفتند: هيچ دم دارى نيروى نيش خوگ را ندارد تا آنجا كه شمشير دار و نيزه دار را به نيش زند و هر جاى تنش را بگيرد. از استخوان و پى ببرد، و بسا دو نيشش دراز شوند تا بهم برخورند و اگر از گرسنگى بميرد چون ديگر نتواند چيزى بخورد، و مارها را بيدريغ بخورد و زهرشان در او اثر ندارد، و شگفت اينكه چون يك چشمش را بكنند بىدريغ بميرد.
و مفسران گفتند: عيسى ٧ با گروهى از يهود روبرو شد و چون او را ديدند گفتند جادوگر زاده جادوگر آمد، و او را و مادرش را بزنا متهم كردند و بدانها نفرين كرد و خوك شدند.
و ابن ماجه از انس آورده كه پيغمبر ٦ فرمود: دانشجوئى فرض است بر هر مسلمان، و آنكه دانش را بنا اهل دهد چون آويزنده گوهر است و درّ و لؤلؤ بر خوك، در احياء گفته: مردى نزد ابن سيرين آمد و گفت: خواب ديدم درّ بگردن خوكان ميبندم گفتش حكمت بنا اهل مىآموزى.
گفته: شپش شناخته است و بگفته: جوهرى از عرق و چرك پديد شود كه برخت يا تن يا پر يا مو باشند تا جاى خود را گند زنند، جاحظ گفته: بسا آدمى باشد كه شپشو است گرچه نظافت كند و عطر زند و جامه عوض كند، گفت طبعش