آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٢ - باب پنجم انواع مسخشدهها و احكامشان و علل مسخشان
را بكشد.
هنديان بپندارند زبان فيل وارونه است و گر نه سخن ميگفت و دو نيشش بزرگ شوند و بسا يكى از آنها صد من گردد، خرطومش از غضروف است و نرمه استخوان و هم بينى او است و هم دستش كه خوراك و نوشابه بدهانش رساند و با آن بجنگد و فرياد كشد نه باندازه تنش بلكه چون كودكى، و خرطومش چنان نيرومند است كه درختها را با آن از ريشه بكند، و فهمى دارد كه پرورشپذير است و هر چه پرورندهاش بدو گويد از خاك بوسى پادشاهان و جز آن انجام دهد از خوب و بد در حال سازش و جنگ، و از اخلاقش اينست كه با هم بجنگند و مقهور خاضع قاهر گردد، هنديان او را بزرگ دارند چون خصال پسنديده دارد از بلندى اندام و تنومندى و منظره بديع و درازى خرطوم و پهنائى گوش و طول عمر و بار سنگين بردن و سبك گام برداشتن كه بسا بآدمى گذرد و ملتفت او نشود از خوش گامى و استقامت او.
در طول عمرش از ارسطو است كه روشن شد يك فيلى ٤٠٠ سال زنده بوده و از داغ او كشف شده و ميان او و گربه منش دشمنى است تا جايى كه فيل از گربه گريزد چنانچه شير از خروس سفيد، و چنانچه تا كژدم دندان شماره بيند بميرد.
در حليه در شرح حال ابى عبد اللَّه قلانسى گفته: در يك گردشى بدريا نشست و باد سخت بر آنها وزيد و كشتىنشينان بخداى تعالى زارى كردند و نذرها نمودند اگرشان نجات داد و بابى عبد اللَّه هم اصرار كردند كه نذرى كند و خدا بزبانش انداخت كه اگر خداى تعالى مرا رها كرد از آنچه گرفتارم گوشت فيل نخورم و كشتى شكست و خدا او را با گروهى رهائى داد و بكنار رسيدند و چند روز بىتوشه در آن ماندند و در اين ميان فيل كوچكى را يافتند و سر بريدند و همه خوردند جز ابى عبد اللَّه كه براى وفا بنذرش نخورد، و چون همه خوابيدند و مادر بچه فيل آمد بدنبالش و آنها را بوئيد و از هر كه بويش را شنيد لگدمالش كرد