آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٠ - باب سوم در پرندهها و جانوران حلال و غير حلال
سپس تند برفت و من بجا ماندم برخى گفتند: رسول خدا ٦ گوشت خران را بر ما حرام كرد، و برخى گفتند: نه هرگز همانا ديگهاى شما را ريخت تا بدان عادت نكنيد و پاكشان خود را بكشيد، ابو سعيد گفت: بدنبال رسول خدا ٦ آمدم و فرمود: اى ابو سعيد بلال را بگو بيايد، و چون نزد او آمد فرمودش اى بلال بالاى كوه ابو قبيس برو و جار بزن كه رسول خدا ٦ جرى و سوسمار و خران خانگى را حرام كرد هلا از خدا بترسيد و نخوريد از ماهى جز آنچه فلس دارد و پولك زيرا خداى تبارك و تعالى هفتصد امت را مسخ كرد كه وصيان پس از پيغمبران را نافرمانى كردند و چهار صد آنها بخشكى گرائيدند و سيصد آنها بدريا افتادند و آنگاه اين آيه را خواند: «و ساختيم آنها را مايه راستانگوئى و دريديم آنها را چه دريدن بدترى- ١٩- النساء».
توضيح: آن را تشبيه به نيزه كرده چون خدا بدان بلا را از عرب برگرداند در نهايه گفته: بسادات جماجم گويند و بدين معنى است حديث عمر «برو بكوفه كه جمجمه عرب در آنست» يعنى سادات عرب چون جمجمه سر است و اشرف اعضاء است .. و گفته در حديث است كه سلطان ظل اللَّه است و نيزه خداست در اين كلمه دو نوع حق رعيت را بر والى گنجانيده، يكى انتقام گرفتن براى مظلوم از ظالم و كمك بستمديده و ديگرى ترساندن دشمن تا از آهنگ رعيت بازماند و از آزار آنها بوجود سلطان در امان باشند از شرّ، و عرب نيزه را كنايه از دفع و بازداشتن آورد، در قاموس است كه ذو طوى جاييست نزديك مكه و در نهايه گفته: با ضمّ طاء و واو خفيفه جاييست بر در مكه كه خوبست هر كه در آن درآيد بدان جا غسل كند پايان. جرّى ماهى بىپولك است «فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ» آيه در داستان قوم سبا است يعنى طورى شدند كه مردم از آنها سخت در شگفت ماندند و ضرب المثل شدند كه «تفرّقوا ايدى سبا» «وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ» يعنى آنها را بنهايت پراكنديم تا غسّانشان بشام افتاد و انمار بيثرب و جذام بتهامه و ازدبعمان، و شايد تحريم خران بمعنى كراهت شديده است يا حرام شدند و حكم نسخ شده.