آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٠ - اخبار باب
و اگر مضطر بهاء ندارد و آن را مصرف كرد در وجوب پرداخت بها هنگام توانائى بر آن دو قول است، و اگر براى رفع ضرورت مردار باشد و خوراك ديگرى كه حلال است اگر صاحب خوراك آن را بىعوض يا بعوضى كه بدان تواناست باو دهد مردار بر او حلال نيست و گرچه بهاء بيش از ثمن المثل باشد، و اگر مالك آن را ندهد و ميتواند بزور بستاند يا مالك زوردارتر است از او آيا مردار خورد يا مال غير را يا مخيّر است ميان آنها چند وجه است.
و اگر جز مى نيابد شيخ در مبسوط گفته: رفع ضرورت بدان روا نباشد، و جمعى كه در آنها است شيخ در نهايه گفتند جائز است براى ترجيح حفظ جان و دلالت دارد بر آن خبر محمّد بن عذافر كه بيايد و جز آن، و آن گرچه مجهول است ولى بچند سند روايت شده كه يك ديگر را تأييد كنند، و دليل قول يكم روايت عياشى و صدوق است از ابى بصير كه سندش ضعفى دارد، و ممكن است حمل آن بر حرمت مداوا با آن و اگر چه دنباله آن كه صدوق بىذكر سند نقل كرده شامل رفع تشنگى هم هست، و اما درمان- با مى و حرامهاى ديگر سخنش در ابواب طب گذشت، و نيز گذشت كه هنگام ضرورت بول بر مى مقدم است، و بول خودش بر بول ديگر بقولى مقدم است، و گفتند اگر جز مردار آدمى نيابد رواست از آن بخورد، و اگر مردار جانورى هم باشد بر مردار آدمى مقدم دارد، و اگر آدم زندهاى يابد كه خونش محترم است روا نيست از او بخورد و گرچه كافر ذمى و پناهنده باشد، و روا نيست آقا بنده خود را بخورد يا پدر فرزندش را، و اگر خونش محترم نباشد مانند كافر حربى و مرتد، رواست كشتن و خوردنش و گرچه كشتن او توقف باجازه امام دارد زيرا كه آن مخصوص حال اختيار است، و در حكم آنها است زانى محصن و محارب و منكر نماز و جز آنها كه كشتنشان مباح است، و اگر حق قصاص بر كسى دارد و در حال اضطرار او را يابد ميتواند براى قصاص او را بكشد و بخورد، و اما زن كافره حربيه و كودكان آنها در جواز كشتن و خوردنشان دو وجه است، و برخى متاخرين جواز را ترجيح داده است چون خونشان محترم نيست،