آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٧ - آيات قرآن مجيد
كه آيه پيش از تحريم خمر بوده و نسخ شده و اين دليل است كه مقصود از آن مى است و سكر بهر دو معنى آمده، و گفتند: اگر مقصود مى هم باشد دليل جواز شرب آن نباشد زيرا ذكر آن بر سبيل عتاب است كه با منّت جمع شده پيش از تصريح بحرمت و معنى نسخ سكوت از بيان حرمت است و منافات ندارد با رواياتى كه آن هميشه حرام بوده و برابر كردنش با روزى خوب دليل زشتى آنست «كه در آن نشانهها است براى مردمى كه ميفهمند» و خرد خود را بكار ميزنند «وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ» بيضاوى گفته: يعنى روزى شما كرده از لذتبخشها و حلالها كه روزى دنيا نمونه آنها است آيا بباطل كه بتهايند بگروند يا حرام كنند آنچه را خدا حلال كرده «بخوريد از آنچه كه خدا بشما روزى كرده، گفته: آنها را واداشته بخوردن حلال خدا و شكر نعمتش پس از بازداشتن آنها از كفر و تهديد آنها بر آن سپس حرامها را بر آنها شمرده تا دانسته شود كه جز آنها حلال است، وانگه تأكيد كرد آن را بنهى از حرام كردن حلال بدلخواه خودشان و فرمود «بزبان خود وصف نكنيد» چنانچه آنان گفتند، آنچه در شكم اين چهارپايانست ويژه مردان ما است تا آخر آيه-.
و روش گفتار و حصر در آغاز آيه دلالت دارند بر حصر محرمات باين چهار كه ذكر كرده جز آنچه با دليل بدانها پيوسته مانند، درندهها، و مقصود اينست كه نگوئيد: اين حلال است و اين حرام تا زبان شما دروغ باشد، و اين در وصف زبانشان بدروغگوئى بسيار رسا است كه گوئيا دروغ نامعلوم است و زبان آنها آن را شرح ميدهد بدين سخن و از اين رو از سخن شيوا شمرده شده چنانچه گويند چهره او زيبائى را وصف ميكند، چشمش جادو را بيان ميكند.
«لِتَفْتَرُوا» بيان علت است نه غرض «ازواج» بمعنى اصناف است كه بيكديگر جفت ميشوند، و نبات و شتّى بيان يا وصف ازواج هستند و مىشود شتّى وصف نبات باشد كه چون در اصل مصدر است مفرد و جمع در آن يكسانست يعنى پراكندهها در صورت و عوارض و منافع كه برخى آدمى را شايد و برخى بهائم را و از