آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٧ - آيات قرآن مجيد
دلالت خبر اول بر اكتفاء بدان بمنطوق كه مقدم بر مفهوم است.
سوّم: مفهوم خبر دوّم اينست كه با نبريدن اوداج باسى هست و آن اعم از حرمت است و مىشود حمل بر كراهت شود.
٤- فرى اوداج بريدن كلى آنها نيست كه مشهور معتبر دانند چون فرى بمعنى شكافتن است نه بريدن، هروى در شرح حديث ابن عباس كه «كلّ ما افرى الاوداج» گفته يعنى هر چه اوداج را بشكافد و خونشان را برآورد در مسالك پس از ذكر اين وجه و وجه دوّم گفته: البته روشن شد كه شرط بودن بريدن چهار رگ دليلى ندارد جز شهرت، و اگر به اين دو روايت عمل شود تنها بريدن ناى بس است يا بريدن رگها باندازهاى كه خونريزند گر چه تمام بريده نشوند، جز اينكه اين دوّمى قائلى از اصحاب ندارد، آرى مذهب برخى عامه است، در مختلف پس از نقل دو خبر گفته: اين اصحّ آنچه است كه در اين باره بما رسيده و دلالت ندارد بر لزوم بريدن بيش از حلقوم و رگها و مقصودش اينست كه بريدن روده سرخه دليل ندارد، زيرا اگر كلمه اوداج شامل آنهم باشد ديگر چيزى نميماند و از آن قول ديگر برآيد كه بريدن ناى و دو رگ باشد ولى شناختى كه روايت دلالت بر بريدن كلى رگها ندارد، و كلمه اوداج بلفظ جمع بر هر چهار اطلاق شود و تفسيرش بدو رگ و ناى خوش نيست، و بهتر تقرير پابندى بقول مشهور احوط باشد- پايان-.
و گويم: اطلاق اوداج بر هر چهار مجاز است در تعبير فقهاء و مجاز منعى ندارد و بسا به سه اطلاق شده باشد بلكه آن به معنى حقيقى نزديكتر است.
و اين قول و قول ابن جنيد و قول به تخيير كه پيش گفتيم همه موافق ترند با عموم آيات از قول مشهور چون عموم «فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ» همه را فرا دارد و هم آيه «إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ» بعلاوه تذكيه جز ذبح يا نحر نباشد، و ثابت نشده كه در معنى مشهور حقيقت شرعيه باشد.
راغب در مفردات گفته: حقيقت تذكيه برآوردن حرارت غريزيه است