آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٣ - آيات قرآن مجيد
اختلاف اينست كه در خبرى حركت را كافى دانسته و در خبرى جهش خون را پايان.
من گويم: گويا كفايت يكى از آنها روشنتر است و اگر چه خبر كفايت حركت سند قويتر دارد، و آنگه ظاهر كلمات اصحاب اينست كه شرط حركت پس از سر بريدنست و بيشتر اخبار از اين نظر ابهام دارند، و صريح برخى كفايت حركت پيش از سر بريدنست و گويا احوط اعتبار حركت پس از آنست.
محقق اردبيلى- ره- گفته: اين دو يا هر يك در صورت شك نشانه حلال بودنند زيرا اگر پيش از ذبح بداند زنده است و سرش را ببرد و هيچ كدام نباشند ظاهراً حلال باشد زيرا دانسته زنده است و آن را بوجه مقرّر شرعى ذبح كرده و جانش را برآورده و حلال شده فتامل زيرا برخى اخبار صحيحه دلالت دارند بر اينكه خونريزى پس از سر بريدن شرط است گرچه شبهه هم نباشد، و شايد اين هم نظر باشتباه دارد در اينكه جاندادن ببريدن چهار رگ بوده يا جز آن و از صورت اشتباه بيرون نباشد پايان-.
و اما استقرار زنده بودن كه جمعى اصحاب شرط دانند و در پيش بدان اشاره كرديم در اخبار وجود ندارد.
در دروس گفته: جاندار دم جان مانند شاخ خورده و پرت شده و درنده گرفته و آنچه از پشت سرش را بريدند شرط حلالشدنش بتذكيه استقرار حياة است.
و اگر بداند فورا خواهد مرد نزد جماعت شيعه حرام است و اگر بداند زندگى بر جا دارد حلال است و اگر شك دارد بحركت و خونريزى معلوم شود، گفته: ظاهر اخبار و گفته فقهاء قديم اينست كه خونريزى و حركت يا يكى از آنها كافى است گرچه حياة مستقره نباشد و در آيه هم بدان اشارهايست كه خدا فرمايد «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ- تا فرمايد- إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ» و از شيخ يحيى نقل كرده كه استقرار حياة از مذهب شيعه نباشد و چه خوب گفته پايان.
و گويم: هر دو خوب گفتند- رضي الله عنه- زيرا ظاهر اينست كه آن از مخالفان گرفته شده و در اخبار از آن عين و اثرى نيست، و شرح گفتارش اينست كه استقرار حياة