آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٩ - اخبار باب
خوردن آنچه كشته و در آن بسم اللَّه گفتى باكى ندارد.
بيانيست: بيشتر اين فصل را شيخ صدوق در فقيه- ٣: ٣٥٠- آورده.
اينكه فرمود: چون پرنده شود براى كراهت شكار پيش از آنست و آن بعيد است يا مقصود اينست كه پر بريده نباشد كه نشانه مملوك بودن آنست و گيرنده مالكش نشود مگر پس از تعريف لقطه و همچنين اگر زخمى دارد و ظاهرش اينست كه اصل در پرنده اباحه است پس از پرواز كردن گرچه بداند كه مالكى داشته مگر او را بشناسد كه بايد بدو برگرداند، ولى من قائل بدان را نديدم، و گفتند: مقصود از پرنده بودن جدا شدن او است از لانه و غرض اين است كه پيش از آن شكارش با تير زدن و مانند آن جائز نيست زيرا نيروى گريز ندارد و بعد از اين احتمال نهان نيست، «سگ ديگرى با آن شركت كرد» كه آن ديگرى آموخته نيست يا براى رها كردنش بسم اللَّه گفته نشده و دانسته شود كه هر دو جان شكار را گرفتند يا دانسته نشود كدامش بيجان كرده و اگر بداند همان سگ آموخته با بسم اللَّه بيجانش كرده زيانى ندارد و مؤيد آنست روايت كلينى.
- در ٦: ٢٠٣ فروع- بسندش از امام ششم ٧ كه فرموده: اگر با آن سگ نياموخته يافت از آن نخورد.
و در- ٦: ٢٠٦ فروع- از ابى بصير كه پرسيدم او را ٧ از مردمى كه سگهاى همه آموخته خود را رها كردند براى شكار و بسم اللَّه هم گفتند، و چون سگها رفتند سگ بيگانهاى در آنها درآمد كه صاحبش را نشناسند و همه در شكار كردن شريك شدند فرمود: از آن نخوريد چون ندانى آموخته آن را گرفته يا نه.
اينكه فرمود: «بشرط اينكه در تير پيكان آهنى باشد» در صورتيست كه بىپيكان با تيزى خود ندرد چنانچه گذشت. قوله: «و إن رميت» در فقيه است كه اگرش بر كوه تير زدى و افتاد و جانداد مخورش و اگرش تيرت بدو خورد و در آب افتاد و جانداد بشرط كه سرش بيرون آب باشد بخورش و اگر در آب باشد مخورش و مشهور است ميان اصحاب كه اگر از كوه پرت شود يا در آب افتد و