آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٥ - اخبار باب
معرض هلاك است و در نسخه «على غيره» است و تصحيف است.
٣٧- در معانى الاخبار- ٢١٤ ط غفارى- روايت است كه عادى دزد است و باغى كسى كه جوياى شكار است و جائز نيست براشان تقصير در نماز در سفر و نه خوردن مردار در حال اضطرار.
٣٨- در قرب الاسناد- ١٧- بسندش از على بن جعفر كه از برادرش امام هفتم پرسيد از مردى كه بخرى يا آهوئى برخورده و او را بشمشير زده و دو نيم كرده آيا خوردنش حلال است؟ فرمود: آرى بشرط كه بسم اللَّه گفته باشد، و پرسيدش از مردى كه بگورهخر يا آهو رسد و با شمشيرش زند و بخاكش افكند حلال است؟
فرمود: اگر بزندهاش رسد سرش را ببرد و اگر پيش از رسيدن جان داد آن را بخورد.
تبيان: در مسالك گفته: چون شكار را با ابزارى زند مانند شمشير و عضوى از آن را ببرد اگر آنچه بازمانده نيرومند است و زندگى پايدار دارد اشكالى نيست در حرمت تيكه بريده زيرا جدا شده از زنده است و پيش از تذكيه و اگر حيات مستقره در آن نمانده مقتضاى قواعد شكار حلال بودن همه است زيرا بشكار كشته شده و همهاش حلال است و اگر آن را دو نيم كرد گرچه كم و بيشند اگر هر دو نجنبند حلالند يا هر دو جنبش مذبوحانه كنند خواه خون معتدل از هر دو برآيد يا از يكى يا نه، و همچنان اگر تنها يكيشان جنبش مذبوحانه كند چه نيم سردار باشد يا نيم ديگر و اگر يكى جنبش زندگى بر جا دارد و بايد همان باشد كه سر دارد اگر با همان زخم نخست از پايش درآورده و دسترس شده بايد سرش را ببرد و زخم ديگرى مجزى نباشد و با تذكيه حلال گردد و تيكه ديگر حرام باشد و اگر از پا در نيامده و نرسيده او را تذكيه كند و زخم كارى ديگرى باو زد آنچه شكار شده حلال است و آن تيكه جدا شده نخست حرام، و اگر بهر دو زخم جا نداد حلال بودنش دو وجه دارد و بهترشان عدم است و اگر بهمان زخم نخست پس از گذشت زمانى جان داد و نتوانست سرش را ببرد باقى تنش حلال است و در تيكه پيش دو وجه است و بهتر