آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٤ - باب پنجم انواع مسخشدهها و احكامشان و علل مسخشان
نزد من آى و چون فارغ شدم از نماز نزدش رفتم و شاخهاى خرماى خشك كه در دست داشت بمن داد و فرمود اين تا ده گام پيش رويت را تابان كند و تا ده گام پشت سرت را و فرمود: شيطان بجاى تو در خاندانت رفته با اين روشن باش تا بخانهات رسى و او را در گوشه آن بينى و با اين شاخه خرمايش بزن، گفت: از مسجد بدر آمدم و شاخه خرما چون شمع پرتو دارد و در روشنى آن بخاندانم آمدم و يافتم همه در خوابند و بگوشه نگاه كردم و در آن خارپشتى بود و پيوسته با آن شاخهاش زدم تا بدر شد، احمد و بزّار هم آن را روايت كردند و رجال سند احمد صحيح باشند.
و گفته: و بر بواو فتحهدار و باء ساكنه يك نقطه: جانوركى است خردتر از گربه خاكسترى رنگ بىدم خانگى و جوهرى كه گفته بىدم است يعنى دم دراز ندارد و گر نه دم كوتاه دارد، و مردم آن را گوسفند بنى اسرائيل نامند و پندارند مسخ شده است چون دمش با كوچكى بدنبه بره ماند و اين قول شاذيست كه مورد توجه نيست «حياة الحيوان ٢: ٢٨١» و گفته: ورل بواو و راء فتحهدار بىنقطه و لام آخر جانوريست چون سوسمار و از او بزرگتر.
قزوينى گفته: از وزغ بزرگتر است و از سام ابرص، دم بلندى دارد و روش تندى و سبك جنبد، و عبد اللطيف گفته: ورل و ضبّ و حرباء و شحمة الارض و وزغ همه همشكلند و از ورل كه جرذونست در جانوران پرجماعتر نيست و ميان او و سوسمار دشمنى است و سوسمار چيره گردد و او را بكشد ولى نخورد چنانچه مار را چنين كند و او لانه براى خود نسازد و سوراخى نكند بلكه سوسمار را بخوارى از سوراخش براند و بجاى او بماند گرچه چنگالش از او نيرومندتر است ولى خوى ستم او را بيكار كرده و در ستم ضرب المثل است، در ستم او همين بس كه خانه مار را بزور بستاند و خودش را ببلعد، و بسا كشته شود و در شكمش مارى بزرگ باشد و او را نبلعد تا سرش را بكوبد، و گفتند با سوسمار پيكار كند، جاحظ گويد جرذون جز ورل است و او را تعريف كرده كه جانوريست در ناحيه مصر نمكين با خطوط رنگارنگ بسيار، مشتى چون مشت آدمى دارد كه انگشتانش تا ناخن از هم جدايند.